حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هر کس که دموی زنجیرهای المپ را بازی کرده باشد، کمابیش با روند این بازی آشناست. اگر در نسخه دمو فریمهای از دست رفته یا یک تصویر مات میدیدید، خیالتان راحت باشد که در نسخه نهایی خبری از این مشکلات نیست. در عوض با اطمینان میتوان گفت زنجیرهای المپ از نظر بصری زیباترین بازیای است که روی یک کنسول دستی تا به حال ساخته شده.
همانطور که میدانید از لحاظ خط داستانی زنجیرهای المپ به نوعی پیش درآمد شماره اول است. کریتوس برای پس دادن تاوان گناه بزرگش مشغول انجام کارهایی است که خدایان المپ به او واگذار میکنند. اما داستان اصلی در مورد سفر کریتوس به دنیای مردهها و قلمروهادس برای ملاقات دخترش است. البته در این میان پرسیفون، ملکه دنیای زیر زمین با آزاد کردن اطلس، قصد نابودی همه دنیا را دارد که کریتوس باید جلوی او را بگیرد. داستان همانند شمارههای پیشین بسیار خوب پرداخت شده و صحنههای به یادماندنی زیادی دارد.
اما بهتر است به سراغ روند بازی برویم. مهمترین نکته در یک بازی اکشن برای یک کنسول دستی، چیدمان مناسب کلیدها و به طور کلی سیستم کنترل شخصیت اصلی است. قدیمیها میگفتند محدودیت، باعث فوران خلاقیت میشود. این موضوع در مورد کنترل بازی زنجیرهای المپ کاملا مصداق دارد. با اینکه PSP دو سه دکمه کمتر از دستههای پلی استیشن 2 دارد، اما کنترل بسیار بسیار بهتر و کارآمدتر شده. بهخصوص با شیوه جدید اجرای جادوها و جاخالی دادنها.
چند ضربها کوچکترین تفاوتی با شماره دوم ندارند و به سرعت میتوانید چند ضربهای دلخواه قدیمیتان را در این بازی اجرا کنید. به جز یک گانتلت، سلاح دیگری در بازی وجود ندارد. البته دو شمشیر معروف کریتوس جور همه گونه سلاح و جادو را میکشند و با همانها میتوانید بهراحتی بازی را به اتمام برسانید. جادوها هم با اینکه به ظاهر تغییر کردهاند، اما کمابیش همان کارایی قبل را دارند. به طور خلاصه، کریتوس شما در زنجیرهای المپ دقیقا همان کریتوس در2 God of War است با یکی دو حرکت اضافی جزئی. این موضوع در مورد دشمنها هم صدق میکند. دشمنها فقط ظاهرشان عوض شده و نوع حرکات و حملههایشان دقیقا مانند قبل است.
یکی نکات بسیار خوب زنجیرهای المپ، صحنههای غیرمنتظره ای در گیم پلی هستند که ظاهرا سازندهها به عمد آنها در بازی قرار دادهاند. نمونه بسیار خوب آن را در اولین بخشهای بازی (که در نسخه دمو هم موجود بود) میبینید. کریتوس وارد یک اتاق میشود و همینکه میخواهد در را باز کند یک غول خفن در را میشکند و با کلی ادا اطوار آماده مبارزه میشود اما هنوز هیچی نشده یک غول بزرگتر او را با یک حرکت میخورد! همچنین در معبد هیلوس وقتی اولین مجسمه اسب را با نور روشن میکنید متوجه میشوید که برای روشن کردن سه مجسمه دیگر راه درازی در پیش دارید. اما در حالیکه رسیدن به مجسمه دوم بسیار مشکل و طاقت فرساست، مجسمه سوم بلافاصله بعد از آن قابل دسترس میشود. البته گل سر سبد شوکهای بازی در هنگام اولین مبارزه با کارن (کشتیران رودخانه استیکس) رخ میدهد که بهتر است لذت آن را برای کسانی که بازی را ندیدهاند، خراب نکنم.
مبارزههای و هیجان انگیز با غولآخرها را هم به این ریزه کاریها اضافه کنید تا متوجه بشوید زنجیرهای المپ با اینکه به ظاهر نوآوری و چیز جدیدی نسبت به قبل ندارد، اما یک گیم پلی کاملا تازه و بی نظیر را برای شما فراهم کرده است. شاید تنها ایرادی که بتوان به غولآخرها گرفته این باشد که دیگر خبری از مبارزهها حماسی و موجودات 200 برابر بزرگتر از شما نیست و همه چیز بسیار عادی برگزار میشود!
زنجیرهای المپ بسیار کوتاه و بسیار ساده است. اگر God of War باز هستید حتما روی درجه سخت بازی را آغاز کنید. زنجیرهای المپ برای اولین بار روی درجه معمولی در کمتر از 5 ساعت تمام شد و البته در این مدت PSP ام حتی یک بار هم خاموش نشده بود! معماهای ساده، راه مخفیهای فراوان و سهل الوصول، زیاد بودن آپگریدهای خط جان و خط جادو، فراوانی اوربهای قرمز و قوی بودن کریتوس (شاید هم ضعیف بودن دشمنها!) به طور کلی باعث شده اند زنجیرهای المپ یک بازی ساده باشد. البته این موضوع را هم مد نظر داشته باشید که زنجیرهای المپ یک بازی برای یک کنسول دستی است نه یک کنسول خانگی.
سید طه رسولی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....