حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با دستور قضایی مبنی بر انتقال جسد به پزشکی قانونی، جستجو برای یافتن عامل جنایت آغاز شد.
ردپا
این گزارش حاکی است، در اولین مرحله از تحقیقات، ماموران ردپای جوان 18 سالهای به نام حسین را که به محل رفت و آمد میکرد، مورد شناسایی قرار دادند و مشخص شد این جوان که مدام در محوطه پایانه رفت و آمد میکرده، به طرز مشکوکی محل را ترک کرده است. با جمعبندی این اطلاعات، در مرحله بعدی ماموران با کنترل محلهای مختلف سرانجام جوان مظنون را در میدان راهآهن تهران دستگیر کردند.
با انتقال متهم به دادسرای جنایی، وی روز گذشته با صراحت به قتل سرایدار 68 ساله اعتراف کرد و گفت: من جوان شهرستانی هستم که یک ماه پیش، پس از مشاجره با والدینم در مشهد، به تهران متواری شدم.
وی افزود: وقتی به تهران آمدم، حین پرسهزدن در ترمینال، با شکرالله (مقتول) آشنا شدم و او در ازای غذا و جای خواب که در اختیار من قرار داده بود، چندین بار مرا مورد آزار و اذیت قرار داد.
وی افزود: شب حادثه وقتی در محل سرایداری بودم، به دلیل بدهکاری 10 هزار تومانی به او با هم درگیر شدیم، در یک لحظه با استفاده از طناب زردرنگ، او را خفه کردم و متواری شدم.
به دنبال این اظهارات، بازپرس محمد شهریاری که در غیاب بازپرس شعبه 4 از متهم تحقیق میکرد، وی را با صدور قرار بازداشت موقت برای ادامه تحقیقات تحویل پلیس آگاهی کرد.
معاینه در پزشکی قانونی
با صدور قرار قانونی برای متهم جوان، بازپرس شهریاری به خبرنگار ما گفت: بررسیهای اولیه حاکی است این جوان 18 ساله دچار نوعی بیماری روانی است و برای بررسی این موضوع طبق دستور قضایی، وی برای انجام معاینات به پزشکی قانونی منتقل خواهد شد.
شهریاری افزود: متهم عنوان میکند والدینش به مواد مخدر اعتیاد دارند و وی نیز مدتی را به علت مشکلات روحی در بیمارستان بستری بوده است. لذا تحقیق در این زمینه ادامه دارد.
گفتگو با متهم
چند سال داری؟
18 سال.
چرا از خانه فرارکردی؟
پدر و مادرم به مواد مخدر اعتیاد داشتند و من با آنها دعوا میکردم.
چند خواهر و برادر داری؟
3 برادر دارم.
میزان تحصیلات؟
اول دبیرستان.
پس چرا برگه بازجویی را نمینویسی؟
بلد نیستم بنویسم فقط آب و انار مینویسم.
مگر تا کلاس اول دبیرستان درس نخواندی؟
نه نمیدانم، من کلاس اول هستم.
سابقه کیفری داری؟
چند بار دعوا کردهام مدتی در کانون مشهد زندانی بودم.
چه قرصی مصرف میکنی؟
قرص اعصاب و سرماخوردگی.
در تهران چه میکردی؟
بیکار بودم.
با مقتول کجا آشنا شدی؟
در ترمینال سیگار میفروخت.
میدانی مرتکب قتل شدهای؟
نه مامورها میگفتند شکرالله (مقتول) زنده است.
از مجازات قتل خبر داری؟
نه، میخواهم به شهر خودمان برگردم.
کجا دستگیر شدی؟
در راهآهن، میخواستم به شهر خودمان برگردم، پول نداشتم و...
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....