حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
در باب امکان انقلابی ماندن و مفهوم تداوم انقلاب با دو گرایش عمده مواجه بوده و هستیم.
رویکرد اول انقلاب را یک پدیده تاریخی می داند که مثل هر پدیده تاریخی دیگر، مشمول مرور زمان قرار می گیرد و بنابراین عبارت پایان انقلاب عبارتی معنادار و بلکه بدیهی است.
در رویکرد دوم انقلاب حقیقتی اجتماعی و ضرورتی عقیدتی است. انقلاب تحول و اصلاح مستمر برای رسیدن به قله های کمال فردی و اجتماعی است و سکون و رکود درحرکت اصلاحی وتحول اجتماعی به معنا ی در جا زدن و عقبگرد است.
رویکرد اول انقلابی ماندن را نوعی افراطی گری و ماجراجویی وحتی قانون شکنی می پندارد.
اما رویکرد دوم معتقد است که انقلاب، نوعی اصلاحات دائمی و زیر بنایی است که جهادی مستمر را می طلبد. یک دوره غفلت یا تغافل می تواند به از دست رفتن همه دستاوردها و فرآورده های انقلاب منجر شود. انقلاب دهه به دهه، سال به سال و تصمیم به تصمیم باید تجدید واحیاء و بلکه تعمیق شود.
حرکت به سمت عدالت، آزادی، آزادگی، رشد، کمال، صلح و امنیت، برادری و محبت، برچیدن سوء استفاده ها و برتری طلبی ها و محو کینه ورزی ها، حرکتی دائمی و مبتنی بر نگاه انقلاب محور یعنی اصلاحات زیر بنایی، ساختاری و اساسی است.
بسیار روشن است که اینجانب به رویکرد دوم معتقدم. با جدیت و قطعیت عرض می نمایم که انقلاب دائمی و حفظ انرژی جنبشی و عزم انقلابی، تنها راه بقاء انقلاب اسلامی و تحقق اهداف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و آرمانی آن است.
اعتقاد به انتظار حاکمیت همه ارزشها در جهان در حقیقت اعتقاد به انقلاب همه جانبه و مستمر در اندیشه ، ایمان و عمل صالح است .
آری! موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
مراد بنده از انقلابی ماندن تکرار برخی تجربیات و یا بازگشت به نقطه شروع نیست بلکه دقیقا به مفهوم اصرار بر ارزش های انقلابی و تلاش برای تعمیم وتعمیق آنها در فازهای تکاملی و مراحل بالاتر و مبتنی بر منطق و تدبیر انقلابی است.
پیروان رویکرد اول به تدریج تبدیل به «انقلابیون سابق» یا «انقلابیون شرمنده» می شوند که بدهکاریهای شخصی خود را به شکل بدهکارسازی انقلاب، تغییر صورت داده و هزینه خستگی ها و بریدگی ها و احیانا خودخواهی ها و اشرافیت گرایی های خود را بر ملت تحمیل می نمایند.
آنان با ادبیات دلسوزانه و شعار عقلانیت و واقع بینی به تدریج، شعارهای اصلی انقلاب را یک به یک، به نمایندگی خود خوانده از طرف ملت که صا حبان اصلی انقلابند، پس گرفته و احیانا تغییر داده و یا دست کم تفسیر به رای می کنند و در مقابل کسانی را که به آرمانهای اصیل انقلاب و امام پایبند مانده اند را با صفاتی چون خام، تندرو، قشری، سطحی و یا شتابزده توصیف می کنند.
چرا که از نظر آنان انقلاب تمام شده است وحداکثر سالی یک بار یک جشن تولد تشریفاتی برای آن برگزار کردن کافی است و این همه بدهکاری آنها به امام و شهدا است.
رویکرد دوم، براین باوراست که حکومت باید با همان خلوص و شدت 23 بهمن 57 ، در کنار توده های مردم و عاشق آنان و دلداده به محرومین و مستضعفین و اهل دوندگی شبانه روزی باشد و خود را ممنون و بدهکارمردم بداند و نه مالک و طلب کار و منت گذار بر آنها.
این حقیر با همه کاستی ها و با همه محدودیت ها و ضعف های شخصی که بدان معترفم، خود را متعلق به رویکرد دوم می دانم واگر اسم این سادگی است ، از خدای شهیدان می خواهم که هیچوقت پیچیده نشوم و همیشه ساده بمانم .
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....