دانشجوی 13ساله هیچ گاه مدرسه نرفته است

حتما تا به حال خبرها و یا مصاحبه هایی تحت عناوینی نظیر، جوان ترین دانشجوی ایران نابغه نوری ، فیزیکدان کوچک و... را در رسانه های مختلف شنیده
کد خبر: ۱۵۸۷۶
، خوانده یا دیده اید.نامش فرهنگ ، شهرتش فلاح و متولد 68شمسی در نور مازندران است . دانشجوی ترم یک رشته فیزیک دانشگاه علم و صنعت ایران . دانشجویی که مثل دیگر دانشجویان 12سال پشت نیمکت های مدرسه ننشسته ؛ او حتی یک بار هم مسیر رفت و برگشت به مدرسه را تجربه نکرده است . فرهنگ از 3سالگی شروع به درس خواندن کرده و در 6سالگی (سال )74از مقطع ابتدایی فارغ التحصیل می شود. از سال 74تا 80با همراهی 2خواهر دوقلویش که هم اکنون 16ساله هستند، درسهای راهنمایی و دبیرستان و پیش دانشگاهی را مطالعه می کند و از امتحانات سوم راهنمایی ، اول دبیرستان ، سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی به ترتیب در ماههای خرداد، شهریور، دی و اسفند 80سربلند بیرون می آید و مجوز شرکت در کنکور سراسری را می گیرد و با شرکت در کنکور سراسری 81و با کسب رتبه 3000دانشجوی فیزیک علم و صنعت می شود. 2خواهر دوقلویش شگفتی سازان کنکور 82خواهند بود. آنها مجوز شرکت در کنکور 82را کسب کرده اند. فرهنگ اولین شگفتی ساز این خانواده هم نیست ؛ زیرا خواهر 17ساله فرهنگ دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه صنعتی شریف است . فرهنگ در دانشگاه علم و صنعت شناخته شده و محبوب همه است ، حالا دیگر یک ماهی هست که فرهنگ را با مادرش در فضای سرسبز دانشگاه ، در حال رفت وآمد به دانشکده فیزیک یا روی نیمکت های جلوی دانشکده یا چمنهای روبه روی دانشکده ریاضی می بینیم . فرهنگ معتقد است لیسانس را خیلی زودتر از 4سال می گیرد. او تا به حال چند واحد درسی دانشگاهی را گذرانده است . خنده روست ، اولین بار وقتی با او آشنا شدم که از چند شبکه تلویزیونی برای تهیه گزارش به علم و صنعت آمده بودند، بعد از مصاحبه با شبکه جهانی جام جم حاضر به مصاحبه با دیگر شبکه ها نشد و تاکید می کرد که «پدرم اجازه همین یک مصاحبه را داده !» و روابط عمومی دانشگاه بسختی توانست او را قانع کند که «پدر اختیار مصاحبه ها را به ما داده است ». زمان مصاحبه : 5/5عصر، بعد از یک روز پرکار برای فرهنگ 2ساعت گپ با فرهنگ فلاح و مادرش که چکیده آنچه در دل او می گذشت را برایتان بازگو می کنم.
سال 91کجایی؛
همین جا، هیات علمی دانشکده فیزیک . همان جواب . سال 101یعنی چه ؛ (می خندد، خیلی ) 101که نداریم.
اگر مدارج علمی ای که تو با توجه به استعدادت کسب کنی ، 100درجه باشد و تو با در ایران ماندن فقط بتوانی به 30درجه دست پیدا کنی ، ولی با رفتن به یک دانشگاه معتبر در خارج از کشور بتوانی به 80درجه برسی ، حالا 101کجایی ؛
توی ایران هم می شود به آن 100درجه رسید. می شود بالاتر هم رفت . امکانات ما خوب است ، الان اینترنت هم هست . دوست دارم هیات علمی علم و صنعت باشم و در دانشگاه های دیگر هم درس بدهم ، تحقیق کنم و...
با تستی بودن کنکور مشکل نداشتی؛
نه خوب راحت تر هم هست .
چند ساعت می خوابی ؛
10ساعت ، الان 9ساعت ، 9شب تا 6صبح .
برای کنکور چند ساعت درس می خواندی؛
14ساعت در یک ماه .
قبل از آن چی؛
یادم نیست .
با 10میلیون تومان پول هدیه چه کار می کنی؛
10تا تلسکوپ می خرم یا رایانه ، تا بچه ها از آنها رایگان استفاده کنند یا مثلا 50تومان می گیرم و آزمایشگاه راه می اندازم.
برای مادر وسایل رفاهی نمی خری؛
اصلا.
چرا؛
چون نیازی نمی بینم وضعیت همین طوری خوب است.
دوست نداری ماشین آخرین سیستم یا ویلایی در شمال داشته باشی؛
اصلا، الان از ماشین و اینها خوشم نمی آید، فقط می خواهم دکتری بگیرم . پولداربودن برایم مهم نیست.
غذای موردعلاقه.
قیمه ، مرغ و عاشق سوسیس بندری هستم . تا وقتی کارت تغذیه نداشتم ، تریای دانشگاه ،بندری نداشت . وقتی کارت گرفتم حالا آورده .
ازدواج؛
خنده همراه با خجالت فرهنگ ، خنده مادر، تندترشدن حرکت دستهای فرهنگ ، سکوت ، تکرار مکرر سوال ، قفل کردن فرهنگ ، پشیمانی من . خودتان 13ساله بودید جوابتان چه بود؛
چند دوست صمیمی در دانشگاه داری؛
2نفر.
لابد شاگرد اول هستند؛
یک نفرشون درسخون است ، یک نفرشون اصلا!
رابطه ات با خدا چطور است ؛
مادر جواب می دهد: از 6سالگی هر سال تمام روزه هایش را گرفته ، فقط یک سال مریض شد، یک روزه را نگرفت و از همان 6سالگی نمازش را هم می خواند. فرهنگ از لحاظ اعتقادی خیلی قوی است .
از کوچکی اینقدر چاق بودی ؛
نه از وقتی رفتم مازندران این طوری شدم .
چقدر غذا می خوری؛
الان یه بشقاب . خوب دانشگاه که یه نصف بشقاب بیشتر غذا نمی دهد.
ولی اگر خانه بودی؛
3تا بشقاب پر.
چه کسی را از همه بیشتر دوست داری ؛
در عالم غیرمادی ، خوب خدا که همواره کمکم کرده و در عالم مادی ، پدرم و مادرم. با پدرم رفیق هستم، خیلی رفیق.
مامان تا کی پیش تو می ماند؛
نمی دانم تا موقع دکتری . فرهنگ نقش موسسات را در موقعیت افراد آنچنان قبول ندارد و خواستن فرد را مهم می داند. نه استقلالی است نه پرسپولیسی ، اصلا فوتبالی نیست . از میان ورزشها به بوکس و شطرنج علاقه دارد. از او در مورد نحوه دعواکردنش در نزاع احتمالی با همکلاسی ها پرسیدم . پاسخ داد: فوت کردن . می گفت : «فوت کنم ، می افتند زمین » وقتی هم گفتم یک حرکت بوکس انجام بده ، یه فوت محکم کرد. می گوید با خواندن تاریخچه زمان هاوکینگ به فیزیک علاقه مند شده است . آن را بارها در کودکی خوانده است . مادر می گوید تنها کتابی که با خود آورده است ، همین تاریخچه زمان است . (آن را می آورد پاره پوره است ) می پرسم : «فرهنگ این را این طوری کرده ؛» مادر می گوید: «بله » و فرهنگ انکار می کند!
مطالعه ادبی؛
پروین اعتصامی و شاهنامه.
تلویزیون؛
تلویزیون نداشتیم ، رادیو جوان و کانون طنزپردازان جوان را دوست داشتم . درصدهای دروسش را نمی داند. حتی می گوید موقع ثبت نام کامپیوتری از رتبه اش اطلاع پیدا کرده است . تمام اطلاعات کنکوری اش از مجله راه دانشگاه است . بجز ریاضی به فلسفه علاقه مند است و علت آن را هم استدلالی و عقلی بودنش می داند. مادرش می گوید: «هیچ چیز را بدون دلیل قبول نمی کند». همه اطلاعات سینمایی اش مربوط به مطالعه یک مجله فیلم از سال 76می شد؛ ولی آن را خوب خوانده و تقریبا حفظش کرده بود. من از همصحبتی با فرهنگ لذت می بردم . از همه بهتر این که با او دوست شده بودم ، ولی حالا ساعت 5/7بود و نمی توانستم بیش از این مزاحم فرهنگ و مادر مهربان و صبورش بشوم .
گفتگو: جلیل مردانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها