ایران و اروپا به روابط عمیق تری نیاز دارند
علی فلاحی
اگر روابط میان ایران و اتحادیه اروپا را از دو جنبه شکلی و محتوایی بررسی کنیم ، درخواهیم یافت که جنبه شکلی این روابط ارتقا یافته است .
کد خبر: ۱۵۸۷۳
این امر با توجه به تماسهای دوجانبه مقامات ایران با کشورهای این اتحادیه در سطوح بالا و نیز تغییر «گفتگوهای انتقادی » به «گفتگوهای سازنده » و در نهایت «گفتگوهای جامع » که خود تحول مثبتی به شمار می رود، قابل استدلال است . این امر انتقادهای یکسویه پیشین را به گفتگوهای دوطرفه و مبتنی بر علایق مشترک تغییر می دهد. جنبه محتوایی روابط ایران و اتحادیه اروپا برخلاف جنبه شکلی آن ، تحول چندانی را شاهد نبوده و اگرچه تا حدی تغییر کرده ، اما این تغییرات ، عمق و گستره لازم را نداشته است . در واقع به نظر می رسد روابط دو طرف هنوز به میزان بسیار زیادی شکننده و متزلزل است و تلاشهایی که برای بهبود این وضعیت صورت گرفته ، نیاز به پی ریزی روابط استراتژیک را تامین نمی کند و تاکیدات مکرر دو طرف مبنی بر اهمیت طرف مقابل ، حاصلی جز لفاظی بی ثمر نخواهد داشت . در تحلیل این امر، موانعی را می توان برشمرد. این مساله به روابط اروپا با امریکا مربوط می شود و تاثیر و نفوذی که امریکا در سیاست های اروپا دارد. همین موضوع تا حد قابل توجهی موجب شده است که اتحادیه اروپا در تنظیم روابط خود با جمهوری اسلامی ، از استقلال کامل برخوردار نباشد. نکته ای که باید از سوی ایران به آن توجه کافی مبذول شود، این است که با توجه به روابط دیرینه و عمیق اتحادیه اروپا و امریکا، چنانچه در مواردی تضاد قابل توجهی میان ایران و امریکا موجود باشد، گزینه منتخب اتحادیه ، همواره امریکا خواهد بود و اروپا هیچ گاه با رویگردانی از ایالات متحده ، به ایران روی نخواهد کرد. همین موضوع موجب خواهد شد تا تز «دور زدن امریکا» و برقراری رابطه قوی و گسترده با اروپا و بدون توجه به امریکا از اساس با مشکل مواجه شود. دومین مانع در این زمینه به عدم تعمیق روابط باز می گردد. به عبارت دیگر روابط ایران و اتحادیه اروپا، بخصوص از جانب طرف اروپایی ، با پیش شرطهایی همراه بوده که در برخی موارد بصراحت عنوان شده است . به عنوان مثال ، شاهد بوده ایم که در موارد بسیاری ، ادامه و ارتقای روابط به استمرار روند اصلاحات در ایران منوط شده است . علت اصلی این امر را نه تنها باید در ضعف دیپلماسی دستگاه سیاست خارجی که تقریبا فاقد هر گونه برنامه و استراتژی خاص در پایه ریزی روابط با اتحادیه اروپاست ، بلکه باید در فقدان یک اراده سیاسی مشترک و به تعبیر دیگر وجود نوعی پارادوکس در سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپا و سیاست خارجی هر یک از اعضای اتحادیه اروپا دنبال کرد. با وجود این ، روابط ایران و اتحادیه اروپا بخصوص در دو زمینه دارای مزیت است : اقتصادی و امنیتی که باید برنامه ریزی و توجه کافی نسبت به آن اعمال شود. بی توجهی به این مساله در آینده موجب بروز مشکلاتی خواهد شد. این امر بخصوص با توجه به مشکلات اقتصادی و امنیتی ایران در سالهای پیش رو قابل استدلال است . نبود یک قرارداد اقتصادی میان ایران اروپا از سال 1967تاکنون و نیز تراز پرداخت منفی در روابط دوجانبه ، کفه را به سود اروپا به عنوان مهمترین و بزرگترین شریک تجاری ایران سنگین می کند. هرچند خواسته های مقامات عالی کمیسیون اروپا ازجمله رومانو پرودی (رئیس کمیسیون اروپا) بر مساله حقوق بشر در ایران و نیز مساله تکثیر سلاحهای کشتار جمعی ، مواد مخدر و تروریسم متمرکز بود. اتحادیه اروپا با ارائه گفتگوهای جامع ، دو هدف را در قالب دیپلماسی عملگرایانه خود دنبال می کند که یکی جنبه ایجابی و دیگری جنبه سلبی دارد، در بعد ایجابی آن ، اتحادیه اروپا به دنبال بهبود روابط ایران با غرب ، توسعه مثبت و بهبود تجارت و همسویی با دیپلماسی تنش زدایی ایران است و از سوی دیگر در بعد سلبی ، همچنان از این فرصت و امتیاز برخوردار است که از وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد کند. به تعبیر دیگر، اتحادیه اروپا نیز با استفاده از دیپلماسی «چماق و هویج » به شیوه ای دمکراتیک مآبانه تر در مقایسه با ایالات متحده با ایران وارد مذاکره شده است . لذا سیاست خارجی ایران درخصوص اروپا باید در دو موضوع اساسی فوق (امنیت و اقتصاد) جهت دهی شود. برای نیل به این هدف ، ابتدا باید ضرورت های تدوین یک استراتژی همه جانبه مورد تاکید قرار گیرد. ضعف برنامه ریزی و نبود راهبردی مشخص در دیپلماسی ما تاکنون مانع از نگرش هدفدار و رو به پیشرفت در این زمینه شده و از طرفی همین موضوع موجب این شده است که طرفهای مقابل در موارد زیادی با بزرگنمایی یک مساله نه چندان بااهمیت مانند حقوق بشر و یا دستگیری چند نفر با انحراف از موضوعات اصلی ، توجه مذاکره کنندگان ما را به این موضوعات منعطف کنند و در نهایت با عدول ظاهری و مقطعی از آنها به امتیازگیری بپردازند. دو موضوع اصلی که ایران باید به طور هدفمند درخصوص اتحادیه اروپا دنبال کند، همان طور که ذکر شد، اقتصاد و مسائل امنیتی است . در بعد اقتصادی ایجاد وابستگی متقابل دوجانبه با اتحادیه اروپا که دربرگیرنده سرمایه گذاری گسترده در قالب همکاری های اقتصادی ، بویژه صدور نفت و انرژی باشد، حائز اهمیت است . این امر سبب می شود تا حوزه های امنیتی ایران اروپا از همسویی و همپوشانی مشترکی برخوردار باشد. در حوزه امنیتی ، ایجاد روابط امنیتی میان ایران و اتحادیه اروپا باید مورد توجه واقع شود. در این زمینه به طور مشخص می توان در جهت ایجاد چنین روابطی میان ایران و سازمان ناتو به عنوان ستون اصلی امنیت اروپا تلاش کرد. چنین روابطی ممکن است در ابتدا تا حدی به دلیل مخالفت امریکا نامتحمل به نظر برسد، اما دنبال کردن جدی آن که می تواند ابتدا به صورت ایجاد همکاری میان مراکز تحقیقاتی و علمی و ناتو باشد احتمال تحقق آن را افزایش خواهد داد. برقراری چنین روابطی می تواند با دیگر سازمان های امنیتی اروپایی نظیر سازمان همکاری و امنیت اروپا، سیاست خارجی و امنیت مشترک اروپا، هویت امنیت دفاعی اروپا و اتحادیه اروپای غربی نیز مورد توجه واقع شود. در توضیح این مطلب باید گفت که با توجه به تغییر شرایط نظام بین المللی و تحول مفهوم امنیت ، اکنون مولفه های جدیدی در تعریف فوق مورد نظر است . تحولاتی که در تعریف اروپا از امنیت در زمره پارامترهای مهم قرار دارند، شامل مواردی می شوند که مشارکت ایران تاثیر قابل توجهی در تامین آنها خواهد داشت . مهاجرت ، مبارزه با موادمخدر، مبارزه با عوامل بی ثباتی سیاسی ، بخصوص در مناطق همجوار اروپا مانند آسیای مرکزی و قفقاز از جمله موارد یاد شده است . نکته دیگر آن که به دلیل فقدان یک اراده سیاسی مشترک از سوی اروپا، جمهوری اسلامی ایران باید همچنان سیاست دو سویه خود را با ایجاد تمایز میان اتحادیه اروپا و منافع ملی هر یک از کشورها ادامه دهد. همچنین ترانزیت و حمل و نقل مواد مخدر از مسیر ایران ، سیل بی رویه مهاجرت ها از کانون های بالقوه بحران خیز خاورمیانه و بالکان به اروپا، موجب نگرانی هایی در سطوح عالی تصمیم گیری اتحادیه اروپا شده است ؛ به طوری که پدیده مزبور می تواند روند همگرایی اتحادیه اروپا را به طور جدی دستخوش تلاطم کند. لذا همکاری امنیتی با ایران در بعد کنترل مهاجرت ، آوارگان و مواد مخدر نه تنها می تواند یک رژیم همکاری فرامنطقه ای میان ایران اروپا در جهت تقویت همکاری های سیاسی امنیتی ایجاد کند، بلکه می تواند در کاهش بار هزینه های اقتصادی ایران در زمینه های فوق ، سهم بسزایی داشته باشد.