مشاور خانواده

کد خبر: ۱۵۸۳۳۲

 خانم محترم، متاسفانه من با حرف شما موافق نیستم، چون هر انسانی رگ خوابی دارد. شما تلاش لازم را نکرده‌اید یا اگر کرده‌اید راهش درست نبوده است. شما باید میزان شناخت‌تان را از ایشان بالا ببرید. ببینید او از چه چیزی خوشش می‌آید و شما هم از همان موضوع صحبت کنید.

هنگامی هم که با دیگران صحبت می‌کند، دقت کنید تا دریابید موضوع مورد علاقه‌اش چیست و چه چیزی او را به هیجان می‌آورد که با طرف مقابل گرم گفتگو می‌شود؛ اما نکته‌ای که باید شما و همه خانم‌ها به آن توجه فرمایید، این است که مردها، علی‌الاصول کم‌حرفند و قادر نیستند تمام مکنونات قلبی‌شان را بازگو کنند؛ بنابراین سکوت‌شان به بی‌اعتنایی تعبیر می‌شود. گاهی هم کم‌حرفند، چون می‌ترسند از مشکل خود چیزی بگویند که شما را نگران کنند یا این که شما آن را به دیگری بگویید، بنابراین هیچ‌گاه سکوت همسرتان را حمل بر بی‌اعتنایی نکنید؛ بلکه سعی کنید با بالا بردن آگاهی خود، با او ارتباطی خوب و مناسب برقرار کرده و او را به هم‌صحبتی با خود ترغیب کنید.

مرد 33 ساله‌ای‌ هستم که به‌رغم گفته اطرافیانم مبنی بر این که آدم محکم و مقاومی هستم، برای ازدواج دلشوره عجیبی دارم و تا به حال چندین بار و به بهانه‌های مختلف از زیر بار این امر به اصطلاح خیر، شانه خالی کرده‌ام.

اما در حال حاضر اصرارها و فشارهای مادر و پدرم به گونه‌ای شده که راه گریز را بر من بسته است. اضطراب و دلشوره امانم را بریده و هیچ کس حال مرا درک نمی‌کند. شما فکر می‌کنید برای رهایی از این وضعیت راه چاره‌ای وجود دارد یا خیر؟

 پسرم، این حال تو طبیعی است. چندان نگران نباشد. خیلی‌ها مثل تو هستند. دلشوره زمانی نگران‌کننده است که کورکورانه در این راه قدم گذاشته باشی. تو باید قوانین ازدواج را به طول کامل بدانی وبا شناخت و آگاهی کافی از خودت، همسر آینده‌ات و امکاناتی که در اختیار داری، پیش بروی. سعی کن با اعتماد به نفس بیشتری به مساله ازدواج نگاه کنی. فکر بد را به خود راه مده و بر خدا توکل کن که یاد او به تو آرامش
خواهد داد. تو قادری از این بحران فکری به سلامت بگذری. مطمئن باش و دل قوی دار!

دکتر علی اصغر کیهان‌نیا

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها