اینها تازه خوبند، فرض کنید کاندیداهای این رشتهها اعلام بشوند تا آن وقت ببینید که چه محشر کبرایی میشه. ما در گزارشی که در ذیل میآید از چند تا از سینماگران در رشتههای مختلف مصاحبههای کوتاه گرفتهایم که نشان میدهد چه علاقه زائدالوصفی به پنهان کردن حقیقت دارند.
یک بازیگر جوان
«میدونم که اگه جایزه بگیرم مسوولیتم سنگینتر میشه، بنابراین اصلا دلم نمیخواد جایزه بگیرم چون به جایزه اعتقادی ندارم و برای جایزه که بازی نمیکنم، من برای مردم بازی میکنم و خاک پای این مردم هستم. کی گفته اونی که جایزه گرفته خونش از من رنگیتره؟ تازه جایزه داریم تا جایزه. اگه صد سکه بهار آزادی هم که بدن، با این اوضاع هیچ کجای آدمو نمیگیره. شما جای من باشی واسه خاطر این جایزه بیکلاس راه میافتی و میری تو فیلمای هنری بازی کنی؟ فکر میکنی چقدر بهت دستمزد میدن؟ تازه یارو میگه افتخار دادم بهت که اومدی تو فیلم هنری من بازی کردی، اما توروخدا نیگاه کنین به (...) ببینین که چیکار میکنه که توی فرشته خونه ویلایی خریده و سه تا پرادو زیر پاشه. اصلا به این چیزا فکر نمیکنه. منتقد کیلو چنده؟ هر فیلمی دستش میآد میگه من 30 میلیون میگیرم بازی کنم. حالا میخواد پاشنه طلا باشه یا باد ما را خواهد برد. منم میخوام راه اونو برم. تعریف منتقدها برای ما پول نمیشه. تهیهکننده وقتی میخواد تو رو انتخاب بکنه، نیگا میکنه که فیلم قبلیات چقدر برفوش بوده. مگه از بازی کردن تو فیلمای هنری آدم مشهور میشه و عکسش میره تو روزنومهها؟ اینارو گفتم تا معلوم بشه که به جایزه اهمیت نمیدم و برام چیزای مهمتر از جشنواره هست که اولویت داره.»
یک کارگردان پیر
«حیف که بلد نیستم سیراب شیردون درست کنم وگرنه از اونم پول درمیآوردم. برای من تلهفیلم و سینمایی و تیاتر و سریال هیچ فرقی نمیکنه. ما یه نرخی داریم که اگه پرداخت بشه خالصانه و بیشیله پیله کار میکنیم. فیلمنامه هم مال هر کی میخواد باشه، باشه. کمدی و جنایی و ترسناک و علمی تخیلی و موزیکال و کودکان و جنگ و نوآر و همه چی میسازیم. بهترین تهیهکننده تاریخ سینما هم کسیه که بیاد بگه اینو تو فیلم بذار تا اگه چیزی از توش دراومد با هم تخساش کنیم. درباره جایزه که پرسیدید اول به من بگین که جایزه چی هست و کجا میدن که من نمیدونم؟ آها منظورتون جشنواره هست. نه بابا من اصلا راضی نیستم که فیلمم توی جشنواره نمایش داده بشه. من میخوام فیلمم بیاد تو سینماهای شهر و مثل توپ صدا بکنه و همه براش صف بکشن. جشنواره دیگه کجاست؟ توش فیلممو مفتی پخش میکنن برای یهعده منتقد شکمسیر که بیان مفتی فیلمو نیگا کنن و زیرآبشو بزنن. مگه مغز خر خوردم که بیخودی کمر به قتل خودم ببندم؟ همکارایی که فیلمشونو میدن به جشنواره و بخش مسابقه احتمالا از دردسر خوششون میآد. منتقدا فیلمو میزنن داغون میکنن و همین باعث میشه کسی اونارو نبینه. اما فیلمهایی که یهویی اکران میشن کلی میرفوشن و هیچ منتقدی هم جرات گیردادن به اونو نداره. رگ خواب منتقدا دست ماست. اونا میگن این فیلما تجاریاند و به همین خاطر نقدش نمیکنن. کارگردانایی که مورد تحسین منتقدا هستن الان توی شیشوبش خودشون گیر کردن و بیکارن و کسی بهشون نمیگه حسنی خرت بهچند؟ حالا شما میخواین مارو هم وارد این وادی کنین؟ اصلا از طریق روزنامه شما اعلام میکنم که اگه قراره فیلممو بذارن تو مسابقه و بخوان روش نقد بنویسن، اونوقت مجبورم با سر برم تو دیوار بزنم بساط سینما رو داغون کنم. نذارین اون روی من بالا بیاد.»
یک منتقد میانسال
«ای بابا کدوم جشنواره؟ جشنواره دیگه چه کشکیه؟ من خودم تو خونه دی.وی.دی نیگا میکنم و حظ میکنم. بیام جشنواره چی کار کنم؟ آثار از مد افتاده فیلمفارسی سازان رو نیگا کنم؟ که چی بشه؟ من سالی ماهی یک بار میخوام نقد بنویسم، چرا اوقات خودمو تلخ کنم و برم به دیدن این فیلمای درپیت؟ تازه اگه چیز مالی هم توشون باشه فردا سی.دی اش میآد تو پیادهرو و میخریم و میبینیم. حالا شما جای من باشین میآیین تو این سرما و توی شلوغی وایمیسین برای دیدن فیلم ایرونی؟ اصلا فیلمای ایرونی آثار درپیتی هستن و من تمایلی به نوشتن درباره فیلمای ایرونی ندارم. میگن کارگردان گاو کارگردان خوبیه. من البته چیزی ازش نمیدونم اما دوستام میگن که فیلماش ای بد نیست. حالا ایشون امسال فیلم دارن تا یکجوری برنامه بذاریم بیاییم به دیدنش یا نه؟»
غضنفر هالیوودیان