این هفته رفته‌ایم سراغ کارتن‌خواب‌ها با حال و هوایی که دارند

کارتن خوابی در سرمای زیر صفر درجه

بی‌خانمان، خیابانگرد، کارتن‌خواب و... نامش هر چه هست و هر چه باشد زندگی‌اش هر روز با سلام آفتاب آغاز و آوار‌گی‌اش در روشنایی روز در میان رفت و آمد مردم گم می‌شود و با غروب خورشید سنگفرش پیاده‌رو، نیمکت پارک و... ماوایش می‌شود تا خستگی یک روز خیابانگردی را در آنجا بگذارد و بگذرد، تا روزی دیگر، خیابانی دیگر و شبی دیگر، پیاده‌رویی دیگر و این سیاهی شب است که راز بی‌خانمانش را فاش می‌سازد.
کد خبر: ۱۵۷۶۶۳

بارها از کنارشان بی‌صدا و خاموش گذشته‌ایم و گاهی حتی نیم‌نگاهی به آنان نینداخته‌ایم مبادا که مرده باشند و آنان آنقدر چشم‌های بی‌روح و یخ‌زده خود را به خیابان‌های بی‌سرانجام دوخته‌اند و با مرگ خاموش خود تنهایی را فریاد زدند تا فریادرسی بیابند.

امسال هم با سرد شدن هوا جسد 5 کارتن‌خواب در چندین نقطه شهر تهران بر زمین سرد خشکیده بود. هر سال در همین ایام با مرگ چندین کارتن‌خواب، توجه همگان به افرادی جلب شده که در گوشه‌های پیاده‌روها، شب‌ها را با هزاران بار مردن به صبح می‌رساندند.

کارتن‌خواب‌‌هایی که همه معتاد و بی‌سواد نبودند، بلکه جوانان دانشگاه رفته‌ای هم در بینشان بودند که به خاطر یافتن کاری که بتواند قوت لایموتی برایشان باشد آواره خیابان‌ها شده بودند و بالاخره گرمخانه‌هایی علم شد. اما این اقدامات مقطعی و نیمه تمام چاره درد است؟

کارتن‌خوابی مصداق بی‌خانمانی است که می‌تواند موقت یا دائمی باشد، به این معنا که ممکن است فردی برای انجام کاری راهی شهر شود و برای کاهش هزینه، شب را در خیابان بگذراند. این گروه را معمولا مهاجران روستاها و شهرهای کوچک تشکیل می‌دهند که بویژه در تابستان‌ها مشاهده می‌شوند. چنین کسانی، اغلب خانواده دارند و به طور موقت در شهرهای بزرگ ساکن می‌شوند. گروه دیگری را کودکان خیابانی و فراری، متکدیان، سالمندان و معلولان بی‌سرپرست و معتادان، بویژه از نوع تزریقی تشکیل می‌دهند.

فقر اقتصادی، معیشتی، فرهنگی و اجتماعی از یکسو و برخوردار نبودن از کانون منسجم و گرم خانواده از سوی دیگر، موجب آوارگی و انحراف چنین افرادی در زندگی است.

نگرش‌ها و ارزیابی‌های گوناگونی در ارتباط با افراد بی‌خانمان وجود دارد. بعضی این پدیده را عامل فردی تلقی می‌کنند و مسائل روانشناختی فردی را در پیدایش آن موثر می‌دانند. در حالی که نظریه دیگر این پدیده را از عوارض اجتماعی به حساب می‌آورد. براساس هر یک از این دو نظریه، روش‌های متفاوتی برای مقابله با این آسیب اجتماعی عنوان می‌شود و موضوع به صورت فنی‌تر و تخصصی‌‌تر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی گوناگون از جمله کارتن‌خوابی، همکاری و هماهنگی دستگاه‌های مختلف را می‌طلبد. ارگا‌ن‌ها و سازمان‌های متعددی چون وزارت رفاه، وزارت کشور، شهرداری‌ها، استانداری‌ها، سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی، کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان‌های خیریه هر یک به گونه‌ای برای حل این معضل تلاش می‌کنند.

اما واقعیت این است که به دلیل نبود اعتبارات لازم، توانایی ساماندهی و تحت پوشش قرار دادن این انسان‌های نیازمند وجود ندارد و این در حالی است که اطلاع‌رسانی درباره گرم‌خانه‌ها بسیار ضعیف است و اکثر کارتن‌خواب‌ها درباره عملکرد آنها اطلاعی ندارند. حتی نمی‌دانند این گرمخانه‌ها کجای شهر هستند. ضمن این که حضور در این گرمخانه‌ها مشکلی از مشکلات کارتن‌خواب‌ها جز محل خواب شبانه را حل نمی‌کند. کارتن‌خواب‌ها نیازمند حمایت‌های دیگر هستند، آنها باید آموزش‌های لازم فنی و حرفه‌ای ببینند تا بتوانند پس از مدتی مستقل زندگی کنند و از بحران خارج شوند.

معضلات کارتن‌خوابی


دکتر فرجام، روانشناس اجتماعی در مورد کارتن‌خواب‌ها می‌گوید: کارتن‌خواب‌ها و بی‌خانمانان یکی از آسیب‌ها و ناهنجاری‌هایی است که تقریبا تمامی کشورها، چه کشورهای پیشرفته و چه کشورهای جهان سوم با آن روبه‌رو هستند.

مهاجرت، فقر، ناتوانی در سازگاری با تغییرات سریع محیط، بیماری‌های روانی و ... عواملی هستند که زاینده پدیده کارتن‌خوابی محسوب می‌شوند.

وی می‌افزاید: در کشور ما فقر، مهاجرت و مشکلات روانی بیشترین درصد خیابان‌خوابی را به خود اختصاص می‌دهد.

همان‌طور که از شواهد پیداست در کشور ما بیشتر خیابان‌خواب‌ها بیماران روانی هستند که یا از طرف خانواده و اجتماع طرد شده‌اند و به ناچار به خیابانگردی روی می‌آورند و یا بر اثر عدم تعادل روحی به دلیل غفلت افراد سرپرست از خانه خارج شده‌اند و به دلیل اختلال حواس قادر به بازگشت به خانه نبوده و به جمع کارتن‌خواب‌ها می‌پیوندند.

وی یادآور می‌شود: مهاجرت یکی دیگر از عوامل زمینه‌ساز خیابان‌خوابی محسوب می‌شود. مردان مهاجری که در جستجوی کار به شهرهای بزرگ کوچ می‌کنند. گروه دیگری نیز هستند که خواسته یا ناخواسته به زندگی کارتن‌خوابی روی می‌آورند.

در موارد زیادی از کارتن‌خوابی‌ها افرادی که به شهرهای بزرگ می‌آیند به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینه‌های بالای زندگی شهری و فقر مالی و از طرفی آشنا نبودن به مسائل شهرنشینی و غربت شهر، شب را در پارک‌ها یا پیاده‌روها سر می‌کنند و روزها را برای یافتن کار در سطح شهر پرسه می‌زنند و این خود عامل مهمی در کشیده شدن این افراد به کارهای خلاف است. به طوری که کارتن‌خواب‌ها پس از چند شب خیابان خوابی برای یافتن کار و سرپناهی به انجام کارهای خلاف دست خواهند زد.

گروه دیگری که به کارتن‌خوابی تن می‌دهند، افرادی هستند که به دلیل ارتکاب جرایم مختلف اجتماعی و فرار از چنگ قانون متواری شده و کارتن‌خوابی را انتخاب می‌کنند که این پدیده بین جوانان بیش از افراد مسن دیده می‌شود.

معتادان به مواد مخدر نیز گروه دیگری از خیابان‌خواب‌ها هستند که عمدتا به دلیل عدم تعادل روحی و تعادل‌های رفتاری حاصل از استفاده مواد مخدر شب را در خیابان‌ها و یا پارک‌ها می‌گذرانند و از آنجا که بیشتر این افراد از طرف خانواده‌هایشان طرد شده‌اند به این نوع زندگی می‌پردازند.

وی با اشاره به این موضوع که کارتن‌خوابی با تکدی‌گری تفاوت دارد تاکید می‌کند: تکدی‌گری به ندرت به وجود آورنده کارتن‌‌خوابی است؛ چراکه بیشتر متکدیان عضو گروه‌ها و باندهای تکدی‌گری بوده و دارای مسکن نیز هستند و عده معدودی از آنان روزها را به گدایی گذرانده و شب‌ها را هم در آنجا می‌خوابند.

معمولا کسانی که به قصد تکدی‌گری به خیابان‌خوابی رو می‌آورند به سرعت جذب باندها و گروه‌های تکدی می‌شوند و این عمل برایشان نوعی اشتغال محسوب می‌شود. این افراد روزها به این کار مشغول می‌شوند و شب‌ها به خانه‌هایشان برمی‌گردند.

نکته دیگر این است که در ایران کارتن‌خوابی به طور مشخص بین مردان بسیار بیشتر از زنان رواج دارد. از آنجا که زنان نسبت به مردان از وابستگی‌های عاطفی شدید، سازگاری بیشتر با محیط و ظرفیت بیشتر برای تحمل مشکلات برخوردارند و همچنین به دلیل مسائل عرفی و اجتماعی کمتر اقدام به ترک خانه می‌کنند. از طرف دیگر چنانچه به دلیل اختلالات روانی و یا تحت عنوان فرار اقدام به ترک خانه کنند سریع‌تر از مردان به دام افراد فاسد و خلافکار افتاده و یا توسط سازمان‌های مسوول از سطح شهر جمع‌آوری شده و به مر اکز مربوطه یا خانواده‌هایشان سپرده می‌شوند.

او می‌گوید: خیابان‌خوابی به شکل فصلی یکی دیگر از مسائل مربوط به افراد بی‌خانمان است. با کمی دقت در سطح شهر خواهیم دید که تعداد افراد بی‌خانمانی که شب‌ها را در پیاده‌روها پارک‌ها و ... می‌خوابند در فصول گرم سال بیش از زمان‌های دیگر است.

آن عده از کارتن‌خواب‌ها که توانایی مسافرت داشته باشند در فصول سرد به مناطق و شهرهای گرمسیری مسافرت کرده و زندگی کارتن خوابی خود را در آنجا سپری می‌کنند.

عده دیگری هم که از مجرمین سابقه‌دار هستند و زندان را تجربه کرده‌اند با ارتکاب جرایم کوچک راهی اتاق‌های بی‌‌اجاره (زندان) می‌شوند تا چند ماهی را در آنجا بمانند و با گرم شدن هوا و پایان دوره حبس بازهم به شکل سابق زندگی کنند.

افزایش کارتن خواب‌ها


حسینی، جامعه‌شناس با بیان این مطلب که جامعه در کنترل و جلوگیری از رشد این پدیده نقش بسیار موثری‌ داراست، می‌گوید: سیاست‌‌های جامعه در اداره شهرها، رشد فقر، کنترل مهاجرت و ... می‌تواند در فزونی یا کاهش روی آوردن به خیابان‌خوابی موثر باشد.

وی می‌افزاید: سرعت توسعه، نامتعادل بودن ساختار اجتماعی،‌ اعتیاد، فقر، حاشیه‌نشینی، فشارها و تنش‌های حاصل از زندگی شهری و پیچیدگی آن همگی عوامل موثر بر ایجاد این پدیده هستند که جامعه در به وجود آمدن آن نقش موثری دارد.

بسیاری از افراد کارتن‌خواب کسانی هستند که آمادگی پذیرش زندگی جدید را ندارند. بنابراین دچار کج‌روی‌ها و ناهنجاری‌هایی می‌شوند که در مواردی آنان را به کارتن‌خوابی و بی‌‌خانمانی می‌کشاند.

او می‌افزاید: سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی که با هدف تسهیل در روابط و فعالیت‌های افراد جامعه به وجود می‌‌آیند هرکدام بر یکی از روابط انسانی نظارت دارند.

در رابطه با خیابان‌خوابی، شهرداری و بهزیستی دو نهاد و سازمانی هستند که مسوول جمع‌آوری و نگهداری این افراد از سطح شهر هستند. متاسفانه افزایش خیابان‌خوابی در شهرهای ما بیانگر عدم توجه دقیق نهادهای یاد شده به این پدیده است.

در بسیاری از موارد افرادی که از سطح خیابان جمع‌آوری شده‌اند به خاطر مشکلات درون سازمانی از جمله نبود امکانات و تسهیلات لازم و پایین بودن ظرفیت پذیرش و ... از طرفی عدم تخصیص بودجه کافی به این نهادها پس از مدتی دوباره به خیابان‌ها بازگردانده می‌شوند.

او یادآور می‌شود: پدیده خیابان‌خوابی جدای از ایجاد مشکلات اجتماعی متفاوت در زشت کردن چهره شهر و تضعیف روحیه دیگر شهروندان موثر است.

این جامعه‌شناس تاکید می‌کند: پدیده کارتن‌خوابی اگرچه در ظاهر به اندازه ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی مشکل نیست، اما با نگاهی دقیق‌تر و عمیق‌تر می‌بینیم چنانچه با این پدیده برخورد مناسب و درست صورت نگیرد می‌تواند آسیب‌های اجتماعی بسیاری را به همراه داشته باشد و این در حالی است که ما متاسفانه آمار دقیقی هم از آنان در دست نداریم.

واقعیت این است که وجود کارتن‌خواب‌ها به راحتی نشان‌دهنده نوعی نقص در عملکرد بعضی از نهادهاست.


انواع کارتن‌خواب‌ها


«دکتر صالح افشاری» جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی نیز معتقد است: کارتن‌خواب‌ها صرفا افراد فقیر و بی‌چیزی نیستند و بخش زیادی از آنان قادر به تغییر وضع موجود و رسیدن به سطح مطلوب زندگی هستند.

این جامعه‌شناس می‌گوید: برخی از اینها خانه و دیار خود را ترک گفته و به سمت شهرهای بزرگ سرازیر شده‌اند تا در یک زندگی شهری رشد پیدا کنند، برخی دیگر کسانی هستند که خانه و خانواده دارند، اما از خانه فرار کرده‌اند تا لکه ننگ آنها دامن خانواده‌شان را آلوده نکند، عده‌ای دیگر اصلا مهاجران خارجی از کشورهای پاکستان و بنگلادش هستند که برای گدایی به ایران مهاجرت کرده‌اند.

وی با نام بردن از اصطلاح فقر آبرومندی می‌افزاید: ما خانواده‌های فقیری داریم که با کمترین میزان امکانات در خانه‌های بسیار کوچک خود در جنوب‌شهر زندگی می‌کنند و هر روز به امید تغییر وضع موجود و رسیدن به موقعیت مطلوب تلاش می‌کنند.

افشاری کارتن‌خوابی را یک معضل اجتماعی نامیده و یادآور می‌شود: افراد کارتن‌خواب به تیپ‌‌های اجتماعی متفاوت تقسیم می‌شوند که عبارتند از؛ دسته نخست: کسانی هستند که به بیماری‌های حاد و مسری مبتلا هستند. افراد آلوده به‌ایدز و معتادان تزریقی در خیابان، در زمره اینها هستند.

دسته‌دوم: اسکیزوفرن‌های ولگرد هستند که در اثر شکست‌های عشقی و یا ابتلا به بیماری روانی به دوره‌گردی و خیابان‌گردی می‌پردازند.

دسته سوم: جزو معدود سالمندانی هستند که همسر خود را از دست داده و مورد بی‌مهری فرزندان خود قرار گرفته‌اند، این افراد اغلب به صورت درویش‌مآبانه در کوچه و خیابان‌ها گذران عمر می‌کنند.

دسته چهارم: زنانی هستند که به اجبار یا به اختیار خود شوهر کرده‌اند و پدر و مادرشان هرگونه راه برگشت را بر آنان مسدود نموده‌اند. این افراد اغلب پس از کتک‌خوردن از شوهرانشان از خانه فرار می‌کنند و به ناچار مجبور می‌شوند شب را در پارکها سپری کنند.

دسته پنجم: جوانانی هستند که ترجیح داده‌اند کانون گرم خانه و خانواده را رها کنند. این افراد معمولا به کرات فرار می‌کنند و چون روی بازگشتی ندارند به ناچار شب را در خیابان‌های شهر سپری می‌کنند.

دسته ششم: مهاجران خارجی و بی‌سرپناهانی هستند که بیشتر به کار تکدی‌گری، کف‌زنی و سرقت و سایر بزهکاری‌های اجتماعی اشتغال دارند.
این جامعه‌شناس درباره مسوولیت‌های دولت در قبال این طبقات می‌گوید: همان‌طور که همه می‌دانند، نهادهای حمایتی مانند بهزیستی و کمیته امداد، متولی حمایت از فقراست، اما در بیشتر موارد هیچ‌گونه اقدام موثری برای اسکان آنان انجام نمی‌شود.

«رسول خادم» رئیس کمیسیون فرهنگی ــ اجتماعی شورای شهر تهران هم چندی قبل در مورد وضعیت کارتن‌خواب‌ها اظهار داشته بود: در بحث جمع‌آوری و ساماندهی کارتن‌خواب‌ها، با همکاری نکردن دیگر نهادها مواجه هستیم و این تنها وظیفه شهرداری نیست. طبق مصوبه شورای عالی اداری ستاد استانی متشکل از استانداری، فرمانداری و سایر دستگاه‌های دولتی موظف به همکاری هستند، اما در عمل این اتفاق نمی‌افتد. شهرداری تهران مسوولیت ایجاد گرمخانه‌ها و تامین ‌شام شبانه، ویزیت پزشک را برعهده می‌گیرد، اما نیاز همه مددجویان این نیست.

شهرداری چه کرده است


سیدنجم‌الدین محمدی، مدیرکل آسیب‌های اجتماعی شهرداری تهران در مورد وضعیت کارتن‌خواب‌ها می‌گوید: با اجرای طرح جمع‌آوری متکدیان و کارتن‌خواب‌ها که از سال گذشته آغاز شد. 70 درصد متکدیان و 100 درصد کارتن‌خواب‌ها از سطح شهر جمع‌آوری شده‌اند.

او می‌افزاید: متکدیان و کارتن‌خواب‌هایی که به مواد مخدر اعتیاد دارند به مراکز بازپروری و حرفه‌آموزی قرچک، ارجاع داده می‌شوند، مددجویانی که دارای معلولیت‌های جسمی و ذهنی و مبتلا به بیماری‌های روانی هستند به منظور نگهداری و طی مراحل توانمندسازی و ساماندهی به سازمان بهزیستی ارجاع داده می‌شوند و افرادی که به نوعی نیازمند هستند به منظور حمایت‌های موردی به کمیته امداد، فرستاده می‌شوند.

او یادآور می‌شود: ساماندهی نهایی افرادی که برای چندمین بار به شهر باز می‌گردند، برعهده بهزیستی، کمیته امداد و سازمان زندان‌هاست.
محمدی در مورد اسکان کارتن‌خواب‌ها می‌گوید: 2 گرمخانه از 3 گرمخانه‌ای که در تهران هستند در تمام سال فعال هستند و به این ترتیب توانستیم آمار مرگ و میر کارتن‌خواب‌ها را به صفر برسانیم. اگر هم مرگی بوده به علت مصرف مواد مخدر است. الان 2 سالی می‌شود که به کمک گشت‌های شهرداری تهران و همکاری نیروی انتظامی، گزارشی از فوت بی‌خانمان‌ها نداشتیم.

او تاکید می‌کند: ظرفیت گرمخانه‌ها کم نیست، غیر از بهمن، خاوران و شرق با ظرفیت 500 تخت فلزی و فتح در غرب تهران با پذیرش حدود 200 مرد و بعد کف‌خواب‌ها هم اضافه می‌شوند به این آمار که پذیرای این افراد هستند.

او می‌گوید: روزانه 300 تا 350 کارتن‌خواب خودمعرف به گرمخانه‌های شهرداری تهران مراجعه می‌کنند، این افراد به طور داوطلبانه به 3 گرمخانه مستقر در مناطق جنوبی شهر مراجعه کرده و شهرداری آنان را به طور موقت اسکان می‌دهد.

او با بیان این که این افراد در روز بعد گرمخانه‌ها را ترک کرده و گروهی از آنان مجددا در پایان روز به گرمخانه مراجعه می‌کنند، می‌افزاید: شهرداری بنا به توافق با سایر دستگاه‌های مسوول، این افراد را پذیرفته و از آنان پذیرایی می‌کند.

ستاری، مدیرکل کمیته امداد استان تهران نیز یادآور شد: از ابتدای سال جاری تاکنون حدود 335 نفر کارتن‌خواب به چرخه ساماندهی کمیته امداد امام خمینی(ره) استان تهران معرفی شده‌اند.

او با بیان این که حدود 15 درصد این افراد از سایر استان‌ها به تهران مهاجرت کرده‌اند، اذعان کرد، به طور قطع می‌توان گفت 20 درصد از کارتن‌خواب‌های شناسایی شده در طول سال گذشته به چرخه کارتن‌خوابی بازگشته‌اند. همچنین او آمار کارتن‌خواب‌هایی را که به کمیته امداد امام خمینی(ره) ارجاع داده شده، اما دوباره به چرخه کارتن‌خوابی بازگشته‌اند را 7 درصد اعلام کرد.

به گفته ستاری 90 درصد از کارتن‌خواب‌ها کم‌سواد و بی‌سواد و حدود 10 درصد آنان دارای تحصیلات دیپلم و بالاتر هستند که این قشر عمدتا به دلیل اعتیادشان از طرف خانواده طرد شده یا به علت استعمال مواد مخدر تعادل روحی و روانی خود را از دست داده‌اند و خانواده حاضر به نگهداری از آنان نیست.

او افزود: 97 درصد کارتن‌خواب‌ها دارای بیماری‌های روانی و بعضا حاد، 60 تا 70 درصد معتاد و حدود 20 درصد نیز دارای بیماری‌های واگیردار عفونی چون ایدز و هپاتیت هستند که به دلیل پرهزینه و مخاطره‌آمیز بودن درمان کارتن‌خواب‌ها،‌ سازمان‌ها و دستگاه‌های دولتی ابزار و امکانات لازم برای این موضوع را ندارند.

او تصریح کرد: ساماندهی کارتن‌خواب‌ها توسط سازمان بهزیستی به کندی صورت می‌گیرد و بعضا به دلیل بیماری‌هایی که این قشر دارند، از پذیرش آنان خودداری می‌کنند.

ستاری با بیان این که در حال حاضر برای ساماندهی کارتن‌خواب‌ها مشکل وجود دارد، گفت: شهرداری به دلیل هزینه‌ای که جهت جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها صرف می‌کند، تمایلی به رها کردن آنان با این احتمال که دوباره به چرخه کارتن‌خوابی برگردند، ندارد.

او علت عمده کارتن‌خوابی این افراد را بیماری‌های روانی مزمن، اعتیاد، ناتوان بودن خانواده در تامین معیشت و ابتلا به بیماری‌های واگیر خوانده و یادآور شده: برخی از خانواده‌های تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) از سرنوشت فرزند و همسرانشان خبری ندارند. در حالی که اغلب این گمشدگان همان کارتن‌خواب‌هایی هستند که به دلیل بیماری‌های روانی، گذشته خود را به خاطر نمی‌آورند. او جنسیت بیش از 80 درصد کارتن‌خواب‌ها را مرد بیان کرده و افزوده: در طول 9 ماه گذشته حدود 300 کارتن‌خواب به همراه خانواده ساماندهی و تمام هزینه‌های دارویی، درمانی و بستری آنان پرداخت شده است.

این افراد همچنین علاوه بر مستمری‌های موردی یا دائمی که دریافت می‌کنند، ماهانه 100 هزار تومان به خانواده آنان پرداخت می‌شود، البته چنانچه مقرر شود، کارتن‌خوابی در مراکز نگهداری ساماندهی شود، این رقم به 150 هزار تومان می‌رسد.

عدم اعتبار برای ساماندهی کارتن‌خواب‌ها


امیرانی، معاون توانبخشی بهزیستی استان تهران هم با اشاره به ساماندهی 228 کارتن خواب در سال جاری می‌گوید: در بحث ساماندهی کارتن‌خواب‌ها اعتباری برای سازمان بهزیستی پیش‌بینی نشده و اعتبارات عادی این سازمان نیز برای ساماندهی این تعداد کافی نیست.

وی می‌افزاید: به جز 200 میلیون تومانی که در سال 83 بابت ساماندهی کارتن‌خواب‌ها به بهزیستی تهران کمک شده است تاکنون حتی یک ریال بابت این امر به بهزیستی پرداخت نشده و ساماندهی این افراد با استفاده از اعتبارات داخلی صورت گرفته است.

وی با بیان این که به دلیل نداشتن اعتبار از ابتدای امسال تاکنون یارانه‌ای بابت ساماندهی کارتن‌خواب‌ها به مراکز غیردولتی بهزیستی پرداخت نشده است، عنوان می‌کند: سالانه حدود یک‌هزار نفر در قالب افراد بی‌سرپرست و مجهول‌الهویه به وسیله نیروی انتظامی جمع‌آوری و وارد مراکز بهزیستی می‌شوند که چنانچه بهزیستی شرایط ساماندهی این تعداد را فراهم نکند آنان نیز به کارتن‌خواب تبدیل خواهند شد.


کارتن‌خواب‌ها چه می‌گویند

محمد 25 سال دارد و برخلاف همپالکی‌ها که زمستان را به بندر می‌کوچند، همچنان در تهران می‌ماند. ایوان مغازه‌ها، مساجد و گاه‌ خانه‌های متروک و شاید باجه‌های تلفن، خوابگاه زمستانی اوست. او تنها به نفس کشیدن راضی است و از وجود گرمخانه‌ها بی‌خبر است.

محمد می‌گوید: یه عمر تو پارک‌ها و خیابان‌ها خوابیدیم، دیگه عادت کردیم به دربه‌دری، عادت نکنیم چه کاری از دستمان برمی‌آید؟
معتاد که شدم خانواده‌ام طردم ‌کردند و از خانه بیرون انداختنم که ترک کنم، ترک که نکردم هیچ، برای تهیه یک لقمه نان خودم هم ساقی شدم و مواد می‌فروشم و گاهی اوقات هم موقعیتش جور شود جیب‌بری می‌کنم.

اصغر، سال‌ها پیش در آرزوی یافتن کاری درآمدزا و آسان‌تر از کشاورزی با وجود مخالفت‌های خانواده، روستای خود را ترک می‌کند و راهی تهران می‌شود. از آنجا که سواد و تحصیلات چندانی ندارد، موفق نمی‌شود شغل مناسبی پیدا کند. بنابراین هر روز صبح و عصر در یکی از میدان‌های شهر، کنار کسانی که در انتظار دریافت پیشنهادی برای کار هستند، می‌نشیند. در همین زمان با تراب آشنا می‌شود و همین مقدمه‌ای برای اعتیاد اوست و حالا مواد مخدر چنان او را گرفتار کرده است که حتی فکر بازگشت به روستا از ذهنش نمی‌گذرد.

اصغر شب‌ها را با یک پتوی پاره که از میان زباله‌ها پیدا کرده و یک کارتن در گوشه پیاده‌رو کنار بیمارستان...  روی تهویه موتورخانه شب را به صبح می‌رساند. شما هم شاید او را دیده باشید که با چهره سیاه و لباس مندرس در خیابان‌ها پرسه می‌زند.

متولد سال 63 است. آن قدر جوان و لاغر است که دلت را به درد می‌آورد. پاهایش برای جلو رفتن جانی ندارد. با سختی می‌گوید: از وقتی خودم را شناخته‌ام همواره آواره بوده‌ام و چندین سال طول کشید تا درک کنم که تمام این سال‌ها را چگونه از دست مرگ گریخته‌ام. شب‌ها را در گرم‌خانه می‌خوابم اما حیف که صبح سر ساعت 7 باید برویم. یعنی بیرون‌مان می‌کنند و چاره‌ای هم نداریم.

او که خود را اروج می‌نامد می‌افزاید: در یکی از روستاهای ابهر بدنیا آمدم، آنجا زمین داریم، پدرم کشاورز است. البته زمین‌مان آن‌قدر کوچک است که به سختی کفاف هزینه‌های یک خانواده چهار نفری را می‌دهد و حال آن‌که ما دوازده نفر هستیم و به همین خاطر همه ما آواره شهر‌ها شدیم تا شاید بتوانیم کاری پیدا کنیم که سر از گرم‌خانه‌ها و خیابان‌ها درآوردیم.

اروج می‌گوید: بیکاری خیلی بد است بخصوص برای ماها که در هفت آسمان هم یک ستاره ندارند. از صبح تا شب در خیابان‌ها بیکار می‌گردیم به امید این‌که شب در گرم‌خانه یک کاسه آش بخوریم و بخوابیم.

بیتا مهدوی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها