این روزها دموکراتها در جنگ داخلی گرفتارتر از آن هستند که به او اشاره کنند و جمهوریخواهان هم بیم دارند مردم آنان را همردیف او بدانند.
حالا جورج بوش – که جانشین او تا ژانویه 2009 نمیتواند جایش را بگیرد – از بیاعتباری بررسی بدبینانه میراث تاریخی خود در حالی که او هنوز تقریبا یک سال از دوره دوم ریاست جمهوری او باقی مانده نیز رنج میبرد. چند کتاب و فیلم بزرگی که قرار است ساخته شود شروع به قضاوت درباره جایگاه بوش در تاریخ در شرایطی کردهاند که هنوز بر صندلی خود در کاخ سفید تکیه دارد و تاکنون به نظر نمیرسد حکمی که علیه او صادر شود، حکم خوبی باشد. عنوان کتاب اخیر جاکوب ویسبرگ موئد این ادعا است.
سردبیر مجله آنلاین «اسلیت» کتاب پرحجم خود را «فاجعه بوش» نامیده است. این کتاب نگاهی مفصل به سالهای بوش است که تصویری از یک فاجعه به دست میدهد. در تبلیغ این کتاب، بدون توجه به این حقیقت که بوش هنوز 11 ماه دیگر قدرت را در دست خواهد داشت، از «سقوط تاریخی» رئیسجمهوری امریکا سخن گفته شده است.
ویسبرگ، در شرایطی که امریکا، و بقیه جهان منتظر پایان دوره بوش هستند، در ارزیابی بیرحمانه خود از بیاهمیتی بوش، تنها نیست. عنوان کتابی که قرار است در ماه مارس منتشر شود «مرید ریگان: جستجوی دچار مشکل بوش برای میراث ریگان» است. این کتاب را گزارشگران برجسته واشنگتن یعنی لوکانون، و کارل کانون نوشتهاند و تصویری از بوش به عنوان مردی ارائه میدهند که نتوانست حتی انتظارات حزب خود را، که تصور میکرد او «رونالد ریگان دوم» خواهد شد، برآورده سازد.
برای خرابتر شدن اوضاع بوش همین بس که اولیور استون فیلمساز امریکایی اعلام کرده است فیلمی از زندگی بوش میسازد که هنگام برگزاری انتخابات در ماه نوامبر پخش خواهد شد.
اگرچه بوش از این که هنرپیشه تحسین شدهای به نام «جاش برولین» نقش او را بازی خواهد کرد ممکن است خوشحال شود، اما سابقه گرایشات لیبرالی استون به این معنی است که بعید است تصویر مثبتی از بوش در سینما ارائه دهد. بوش به این ترتیب به ریچارد نیکسون و جانافکندی به عنوان روسای جمهوری امریکا اضافه خواهد شد که موضوع فیلمهای استون بودهاند. استون وقتی فیلم زندگی نیکسون و کندی را ساخت آنان مرده بودند در حالی که بوش هنوز زنده و حتی رئیسجمهوری است.
کارشناسان میگویند شتاب در امر قضاوت درباره میراث بوش در کتاب و فیلم از نشانههای عصر رسانههای مدرن و همچنین بیقدرتی و ناتوانی بوش است. او که کنترل کنگره را از دست داده، عملا در پیشبرد هر سیاستی ناتوان است. به این دلیل هر کاری که کرده همین است و به میراث او چیزی افزوده نخواهد شد.
کانون میگوید میراث بوش برای افراد متفاوت چیز متفاوتی است. لیبرالها جنگ در عراق، قیمتهای بالای نفت، توفان کاترینا و بیتفاوتی او نسبت به محیط زیست را خواهند دید و نتیجه میگیرند که تاریخ درباره بوش به عنوان یک فاجعه کامل قضاوت خواهد کرد.
اما محافظهکاران به قضات به شدت محافظهکار منصوب شده بوش برای دادگاه عالی امریکا به عنوان اقدامی دارای اهمیت تاریخی و مثبت اشاره خواهند کرد.
کانون گفت: «اگر شما محافظهکار باشید، اقدامات بوش درباره مالیاتها و قضات همان کارهایی بود که شما میخواستید. او از نظر محافظهکاران همان کاری را کرد که باید میکرد.» اما وی افزود: «در طولانی مدت، میراث بوش غیرقابل شناسایی است اما در کوتاهمدت، او برای دموکراتها عالی بوده است!»
کارشناسان سیاسی توافق دارند که هر قضاوت اولیه تاریخی درباره بوش ممکن است زودهنگام باشد. اعتبار شخصیتهای مهم مدتها پس از پایان کارشان دچار یک مرحله تغییرات شدید میشود به طوری که حتی نیکسون از خفت و سرشکستگی برکناری خود نجات یافته است(؟)
پروفسور شاون بولر، کارشناس علوم سیاسی در دانشگاه کالیفرنیا در ریورساید در این باره میگوید «کسی چه میداند شاید 10 سال دیگر کسی کتابی درباره دوراندیشی و هوش بوش بنویسد، اگرچه ممکن است چنین تصوری امروز خیلی دشوار باشد.»
منبع: ابزرور
مترجم: علی ایثاری کسمایی