یعنی قطعا باید پاکستان موضع میگرفت و آمریکاییها را در برابر این سؤال قرار میداد که چرا با وجود این همه زمانی که در منطقه صرف شده، فعالشدن کشورهای مختلف و رفتوآمدهای جدی و فشرده، در این زمینه کوتاهی میکنند. بنابراین، هم قطر، هم عمان و بهخصوص پاکستان در این زمینه کمکاری دارند و متناسب با نقشی که باید ایفا میکنند، عمل نکردهاند.
سفر فرمانده ارتش پاکستان از این جنبه بسیار قابلتامل است. البته در ملاقاتهای خصوصی به ایشان تذکر داده شده که شما یا نباید وارد این عرصه میشدید، یا اگر وارد شدید، باید ایستادگی لازم را از خودتان نشان میدادید و آمریکا را وادار میکردید که به تعهداتش پایبند بماند یا هزینه زیرپاگذاشتن تعهداتش را افزایش میدادید.
حالا مجددا تیم مذاکره فعال شده است. بهنظر میرسد این مساله با فشار آمریکا و صورت گرفته است.
یکی از شگردهای ترامپ فعالکردن مذاکره برای کاهش بحران اقتصادی است. وقتی بحران اقتصادی ناشی از افزایش قیمت سوخت مقداری میگیرد، صحبتهایی درباره مذاکره و مسائل مشابه مطرح میشود. بعد که فضا تاحدودی تعدیل میشود، مجددا تهدیدات خودش را از سر میگیرد؛ تهدیداتی که بسیار جسورانه است، بهخصوص درایندوره که با صراحت بحث جنگ تمدنها را مطرح کردهاند و نابودی تمدن ایران را بهصراحت هدف گرفتهاند. آنها مطرح میکنند که چون ایران سابقه تمدنی و سابقه امپراتوری دارد، این مساله برای غرب خطرناک است.
این مساله برای بسیاری از کسانی که تاکنون در شناخت غرب نوعی اغماض میکردند و بسیاری از دلایل و عملکردهای آن را نمیدیدند، بهدلیل گرایش به غرب و نوعی خودباختگی در برابر آن، دیگر قابل چشمپوشی نیست. وقتی مقامات آمریکا اعلام میکنند که چون ایران سابقه تمدنی دارد، باید تحت فشار قرار بگیرد و از بسیاری از جهات، از پیشرفت محروم شود، دیگر با مقولهای مواجه نیستیم که بتوان آن را نادیده گرفت. دیگر نیازی نیست که بخواهیم برای آن نوعی توجیه بتراشیم و مثلا بگوییم ما در فلان مورد در برخورد با آمریکا پیشدستی کردهایم.
آمریکاییها از ابتدای ورود به عرصه سیاست در ایران تلاش داشتند نقش بازدارندهای در مسیر پیشرفت این کشور ایفا کنند. این مساله منحصر به دوران جمهوری اسلامی نیست. در شرایطی که رژیم پهلوی بر ایران حاکم بود، آمریکاییها همین نقش را ایفا میکردند و انگلیسیها نیز همینطور.
بسیاری از بخشهای زیرساختی کشور توسط روسها ساخته شد. شاید این مساله در شرایطی که رژیم پهلوی با تمام وجود نقش ژاندارمی را برای آمریکاییها در جهت کنترل اتحاد جماهیر شوروی ایفا میکرد، بسیار قابلتامل باشد. اتحاد جماهیر شوروی به ما یک صنعت مادر داد اما آمریکاییها در همه زمینهها مخالفتهای جدی داشتند.
از مترو گرفته تا بخشهای دیگری که میتوانستند تحول اساسی در ایران ایجاد کنند، آمریکاییها مخالفت میکردند. برای مثال، با ساخت مترو در ایران مخالفت میکردند. منظور من تحول اساسی است، نه تحول مبتنی بر مونتاژ. در دوران پهلوی یکسری مونتاژها صورت میگرفت که از آنها بهعنوان پیشرفت ایران یاد میشد اما منظور من صنایع زیرساختی است. در دوران پهلوی، بهدلیل ممانعت آمریکاییها، ما تحولات زیرساختی متناسبی نداشتیم.
حتی اگر خاطرات ابوالحسن ابتهاج را بخوانید، میبینید که در مواردی، باوجود ضرورت ساخت یک سد برای تامین آب تهران، آمریکاییها اجازه نمیدادند دانش فنی سدسازی به ایران منتقل شود. ایشان میگوید که قرار بود برای ساخت سد کرج به شرکت آمریکایی پول پرداخت کنیم. بعد، ما خواستیم نماینده سازمان برنامه برای بازدید از سد و بررسی مراحل پیشرفت ساخت آن برود تا براساس میزان پیشرفت کار، پرداختهای ماهانه صورت بگیرد اما آمریکاییها گفتند بههیچوجه اجازه نخواهیم داد کارشناسان فنی سازمان برنامه برای بازدید از سد بیایند.
آنها بهخوبی میدانستند که ایران دارای قدرت تمدنسازی است و باید جلوی آن گرفته شود و به همین دلیل به بهانههای مختلف، از جمله مساله هستهای، میخواهند جلوی پیشرفت ایران را بگیرند؛ از جمله پیشرفتهای غنیسازی و توانمندیهای ما را در زمینههای مختلف تحت فشار قرار بدهند.
بنابراین، امروز مساله اصلی ما با آمریکاییها این نیست که مثلا سوءتفاهمی وجود دارد و باید با گفتوگو آن را حل کرد. گرچه معتقدم بهطور جدی باید برای روشنشدن افکار عمومی از مذاکره استفاده کنیم اما باید بفهمیم که مساله آمریکا این نیست که نسبت به بعضی مسائل بیاطلاع است یا ابهاماتی دارد که باید برطرف شوند.
آمریکاییها بهخوبی میدانند که ما هیچ تمایلی به ساخت سلاح هستهای نداریم. بهانه ساخت سلاح هستهای، از دیدگاه آمریکا، ابزار مناسبی برای تحت فشار قرار دادن ایران است. وگرنه ما از ابتدا اعلام کردهایم که حاضریم مذاکره کنیم و ابهامات آنها را در این زمینه برطرف کنیم.
در دولتهای مختلف، اینکار صورت گرفت؛ در دولت آقای خاتمی و دولتهای بعدی، ما مرتب مذاکره میکردیم اما مساله این است که هر سؤالی که آنها مطرح میکردند یا هر ابهامی که بیان میشد، ما پاسخ میدادیم و بعد آنها یک ابهام کاذب دیگر مطرح میکردند تا این پرونده همیشه باز بماند و ابزاری برای تحت فشار قراردادن ایران باشد.
ما نشان دادهایم که برای ایجاد آرامش در منطقه حاضریم حتی از تجربیات گذشته خودمان چشمپوشی کنیم تا ملتها، از جمله ملت خودمان، نسبت به ماهیت آمریکا آگاه شوند.
برای ما کاملا روشن است که آنچه آمریکاییها دنبال میکنند، جلوگیری از رشد ایران و در واقع، بهنوعی نابودی تمدن ایران است. اکنون این مساله کاملا محسوس است. ما در سختترین شرایط، خودمان را در مسیر پیشرفت قرار دادهایم و این نشاندهنده قابلیتهای تمدنسازی ماست. ملتی که دارای شاخصهای تمدنسازی است، حتی در سختترین شرایط نیز راه پیشرفت را ادامه میدهد.
بااینحال همانطور در ابتدای این یادداشت گفته است این یک انتظار اصولی است که کشورهای مدعی برقراری آرامش در منطقه در برابر زورگویی آشکار آمریکا دستکم موضع بگیرند. لازم نیست در برابر آمریکا صفآرایی کنند یا وارد جنگ با آن شوند اما وقتی میبینند آمریکاییها آشکارا با افکار عمومی جهان بازی میکنند، باید افکار عمومی جهان را نسبت به این مساله روشن کنند. بهخصوص از مقامات پاکستان که در جلسات خصوصی، دوستی و پیوند عمیق میان دو ملت را ابراز میکنند. آنها باید در این زمینه بهگونهای عمل کنند که این اطلاعات و واقعیتها به جامعه منتقل شود. دیپلماسی یعنی رساندن صدای ملت به جهان. ملت ایران در داخل کشور انگیزهای متعالی برای حفظ مصالح،شان و شئونات خود دارد. باید دستگاهی وجود داشته باشد که اینشان و جایگاه را به جهانیان منعکس کند و صدای ملت را در گوشهوکنار جهان بازتاب بدهد.
البته ما نباید منتظر کسی بمانیم و جوانان خودمان نیز باید در این زمینه مرتب با این تجربه مواجه شوند و به این درک برسند که آمریکاییها بههیچوجه بنا ندارند ابهامات را برطرف کنند؛ بلکه میخواهند با قلدری و زورگویی، ملت ایران را تحت کنترل خود دربیاورند.
مدل آنها همان چیزی است که در ونزوئلا، سوریه یا لیبی به دنبال آن بودهاند. الگوی آنها این است که ملتها را کاملا تحت کنترل خود دربیاورند، منابعشان را چپاول کنند و اراده آنها را بهطور کامل سرکوب کنند.
این مساله را در بسیاری از کشورهایی که امروز آمریکا با آنها تعامل دارد، بهوضوح میتوان مشاهده کرد. از نوع تعاملات آمریکا با این کشورها کاملا مشخص است که چه الگویی در ذهن آمریکاییها وجود دارد.
ابراهیم قاسمپور در گفتوگو با روزنامه «جامجم»:
معاون امور فرهنگی کمیته امداد در گفتوگو با جامجم آنلاین:
گفتوگوی روزنامه «جامجم» با مردی که زندگیاش با یک نصیحت متحول شد
استاندار مرکزی در گفتوگو با جام جم آنلاین عنوان کرد