
جنگ به ما نشان داد که در میدانهای جدید، سرعت یادگیری، سرعت تصمیمگیری و سرعت تبدیل دانش به توان عملیاتی، سرعت لجستیک خود بخشی از قدرت دفاعی است. در گذشته، وقتی از قدرت دفاعی سخن میگفتیم، بیشتر از تعداد تجهیزات، برد سامانهها، دقت تسلیحات یا ظرفیت تولید صحبت میکردیم. امروز این مؤلفهها همچنان مهمند، اما یک پرسش اساسی نیز در کنار آنها قرار گرفته است: اگر نیاز میدان تغییر کند، با چه سرعتی میتوانیم خودمان را تغییر دهیم؟ و در شرایط تحت فشار با چه سرعتی و با چه الگویی پاسخ دهیم؟ این پرسش، ما را به مفهوم «قابلیتسازی» میرساند. قابلیتسازی یعنی صنعت دفاعی فقط برای یک تهدید مشخص، یک محصول مشخص تولید نکند؛ بلکه توانایی داشته باشد که تهدید را بشناسد، مسأله را تعریف کند، راهحل ارائه دهد، فناوری مورد نیاز را توسعه دهد و آن فناوری را در کوتاهترین زمان ممکن به محصول و قابلیت قابل استفاده در میدان تبدیل کند و آن را به نیروی عملیاتی برساند. به بیان سادهتر، قابلیتسازی یعنی کوتاه کردن زنجیرهای که از نیاز تا میدان امتداد دارد. در جنگهای اخیر، این موضوع برای ما کاملا ملموس شد. میدان نبرد ثابت نماند. تهدیدها به صورت پویا تغییر کردند، تاکتیکها مداوم تغییر کردند و متنوع شدند و فناوریهای جدید وارد صحنه شدند. در چنین شرایطی، نمیتوان با این فرض حرکت کرد که آنچه برای امروز ساختهایم، الزاما پاسخگوی فردا نیز خواهد بود. صنعت دفاعی باید بتواند از میدان یاد بگیرد و این یادگیری را بهسرعت به طراحی، فناوری، تولید و قابلیت جدید تبدیل کرده و آینده را با این نگاه تحلیل و برنامهریزی کند. این همان نقطهای است که «قابلیتسازی» از «محصولسازی» متمایز میشود. محصولسازی یعنی یک تجهیز یا چند محصول تولید کنیم، اما قابلیتسازی یعنی سازوکاری بسازیم که بتواند بارها و بارها، متناسب با تغییر نیاز، قابلیت جدید ایجاد کند. ارزش واقعی چنین صنعتی فقط در محصولی که امروز تحویل میدهد نیست؛ در توانایی آن برای ساختن محصول فردا و فرداهاست.
از این منظر، جنگ اخیر برای صنعت دفاعی یک کلاس درس بزرگ بود و دشمن ناخواسته اطلاعاتی ذیقیمت فراوان و ارزشمندی به ما داد. ما با موضوعاتی مواجه شدیم که برخی از آنها پیش از جنگ با این شدت و فوریت وجود نداشتند. برخی مسائل در میدان خود را نشان دادند و نیازمند پاسخ سریع بودند. این تجربه به ما آموخت که فاصله میان «فهمیدن یک نیاز» تا «ایجاد پاسخ برای آن» باید هر روز کوتاهتر شود.
این کوتاه شدن البته به معنای حذف مراحل علمی و فنی نیست. اتفاقا برعکس؛ نیازمند تحقیق و توسعه چابکتر، مهندسی دقیقتر، آزمون سریعتر، ارتباط نزدیکتر با میدان و تصمیمگیری هوشمندانهتر است. باید بتوانیم ایدههای درست را سریعتر شناسایی کنیم، فناوریهای مورد نیاز را زودتر توسعه دهیم و مسیر رسیدن آنها به محصول را کوتاه کنیم و آن را به نیروی
عملکننده برسانیم. در این مدل، دانشگاه و صنعت و شرکت دانشبنیان و مجموعه دفاعی دیگر حلقههای جدا از هم نیستند. آنها اجزای یک زنجیره واحد هستند. دانشگاه مسأله را میفهمد و دانش تولید میکند؛ شرکت فناور، دانش را به فناوری نزدیک کرده؛ صنعت، امکان تولید و مقیاسدهی را فراهم و صنعت دفاعی، نیازهای راهبردی و عملیاتی را به این شبکه منتقل میکند. هرچه این ارتباط واقعیتر و سریعتر باشد، قابلیتسازی نیز سریعتر خواهد بود. البته قابلیتسازی فقط به زمان مربوط نیست. یک قابلیت زمانی ارزشمند است که همزمان قابل اتکا، قابل تولید، قابلتوسعه و قابل بازآفرینی باشد. اگر محصولی پیچیده و پرهزینه باشد، اما امکان تولید مستمر یا ارتقای سریع نداشته باشد، نمیتواند پاسخگوی یک نبرد طولانی و متغیر باشد؛ بنابراین در کنار سرعت، باید به بهرهوری، هزینه، زنجیره تأمین و امکان توسعه فناوری نیز توجه کرد. از همینجاست که اقتصاد دفاع و قابلیتسازی به یکدیگر پیوند میخورند. صنعت دفاعی آینده باید بتواند با منابع محدود، بیشترین قابلیت را ایجاد کند؛ یعنی از هر سرمایهگذاری علمی و صنعتی، ظرفیت بیشتری برای کشور بسازد. این نگاه، ما را از یک صنعت صرفا تولیدکننده به سمت یک زیستبوم مولد قدرت حرکت میدهد. در چنین زیستبومی، تجربه میدان یک داده بسیار ارزشمند است. هر تجربه عملیاتی میتواند به یک مسأله تحقیقاتی بدل شده؛ هر مسأله تحقیقاتی میتواند به یک پروژه فناورانه تبدیل شود؛ هر فناوری میتواند به یک نمونه برسد و هر نمونه موفق میتواند به یک محصول و در نهایت یک قابلیت عملیاتی تبدیل شود. این چرخه اگر درست طراحی شود، پایان ندارد. میدان به صنعت یاد میدهد، صنعت فناوری تولید میکند، فناوری به میدان بازمیگردد و میدان دوباره نیازهای جدید را آشکار میکند؛ اگرچه در این جنگ صنعت دوشادوش میدان بود و بسیاری از موضوعات را از نزدیک درک کرد.
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم
گفتوگوی جام جم با مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران