قیام جنوب برابر بریتانیا و مقاومت ملت ایران در مقابل امریکا یک نمونه تاریخی از رابطهی «مقاومت، هویت ملی و هزینهای که بر متجاوزین تحمیل شده است می باشد مقایسهی مقاومت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی در شرایط کنونی با قیام جنوب و مقاومت شهید رئیسعلی دلواری در برابر بریتانیا از نظر تاریخی دارای حائز اهمیت میباشد بهخصوص چون در هر دو مورد جنوب ایران و خلیج فارس اهمیت راهبردی دارند.
۱. رویارویی با یک قدرت خارجی در خاک و پیرامون ایران
در سال ۱۹۱۵، بریتانیا بوشهر را اشغال کرد و شهید رئیسعلی دلواری و همراهان وی در برابر آن ایستادند. او رهبر قیام جنوب علیه نیروهای بریتانیا در بوشهر و تنگستان بود و موضوع حفظ خاک ایران از اشغال بیگانگان از اهداف نهضت بود
در وضعیت کنونی نیز ، ایران خود را درگیر رویارویی مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی میبیند؛ جنگ مستقیم کنونی از 23 خرداد 1404 آغاز شد و موضوعاتی مانند هویت ملی و حاکمیت ایران عزیز ، توان نظامی، برنامه هستهای و تنگه هرمز در مرکز مناقشه قرار گرفتهاند. هرچند این تقابل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران با دشمنی نظام سلطه شروع گردید .
۲. اهمیت خلیج فارس و تنگه هرمز
برای شهید رئیسعلی دلواری ، بوشهر و سواحل خلیج فارس میدان اصلی مقاومت بودند. بریتانیا نیز به دلیل اهمیت استراتژیک خلیج فارس حضور نظامی گستردهای در منطقه داشت.
امروز هم خلیج فارس و بهویژه تنگه هرمز به یکی از مهمترین نقاط فشار در رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شده است. در روزهای اخیر، ایران اسلامی و آمریکای متجاوز درباره اینکه چه کسی کنترل تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد در مقابل هم صف آرایی کرده اند و برای امریکاییها این موضوع فوق العاده اهمیت دارد
پس در هر دو دوره، یک مفهوم مشترک وجود دارد و آن حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی ایران عزیز است
جنوب ایران فقط یک منطقه جغرافیایی نیست؛ بخشی از عمق راهبردی و امنیت ملی ایران است
۳. مقاومت با وجود نابرابری قدرت یا جنگ نامتقارن
شهید رئیسعلی دلواری با یک ارتش منظم و مجهز بریتانیا روبهرو گردید و نیروهای محلی از نظر تجهیزات و امکانات قابل مقایسه با بریتانیا نبودند. به همین دلیل مقاومت محلی، تحرک و جنگ نامتقارن اهمیت پیدا کرد
در جنگ کنونی نیز از نظر فناوری نظامی، توان هوایی و امکانات اقتصادی، میان ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی توازن سادهای وجود ندارد.ایران با 47 سال تحریم در همه ابعاد نظامی و اقتصادی ولی با این حال تلاش کرده با موشکها، پهپادها، توان دریایی و کنترل یا تهدید به کنترل مسیرهای دریایی، هزینه رویارویی را برای طرف مقابل افزایش دهد گزارشها و اخبار رسمی هم بر اهمیت هرمز در این راهبرد تأکید دارند که چقدر نظام سلطه را با چالش مواجه کرده است
۴. تبدیل مقاومت نظامی به مسئله هویت ملی
شهید رئیسعلی دلواری فقط یک فرمانده نظامی باقی نماند؛ بعدها به نماد مبارزه با استعمار و دفاع از استقلال ایران تبدیل شد.
در شرایط امروز نیز ملت ایران نیز جنگ با آمریکا و صهیونیستها را در چارچوب «دفاع ازهویت و استقلال و تمامیت ارضی ایران» میبیند و با همین استراتژی به نماد مبارزه علیه نظام سلطه مبدل شده است
اما یک تفاوت بسیار مهم
نباید این دو واقعه را کاملاً یکی دانست.
در قیام جنوب ، بریتانیا واقعاً خاک بوشهر را اشغال کرده بود و مقاومت مردم استان بوشهر مستقیماً در برابر یک نیروی اشغالگر خارجی بود که قصد داشت با عبور از بوشهر ، جنوب ایران را بموجب توافق فیمابین خود و روسیه تزاری کاملا اشغال کند
امروز وضعیت متفاوت است آمریکا و صهیونیستها به خاک ایران حملات نظامی انجام دادهاند و ایران نیز به آنها و اهداف مرتبط پاسخ داده است هرچند نیت شوم این دول نیز تجزیه ایران است اما این یک جنگ بیندولتی مدرن و بسیار پیچیده است، نه یک قیام محلی علیه اشغال یک منطقه ، زیرا ایران با یک نظام مستقل و با توانمندی نظامی در میدان جهانی اعلام وجود کرده است .
بنابراین شاید بهترین فرمول برای مقایسه این باشد:
رئیسعلی دلواری نماد مقاومت محلی ایران در برابر مداخله و اشغال خارجی در جنوب بود؛ مقاومت کنونی ایران در برابر آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی ، شکل ملی و دولتی همان ایدهی استقلال و مقابله با سلطه خارجی را داراست و تفاوت در نوع و توان مواجهه میباشد و گرنه نگاه همان نگرش مقاومت در برابر بیگانه است .
و یک نکته بسیار جالبتر ، هر دو روی یک جغرافیای حساس اتفاق میافتند؛ جنوب ایران، بوشهر، خلیج فارس و مسیرهای دریایی و به همین دلیل اگر بخواهیم از دید تاریخی نگاه کنیم، میتوان گفت مسئلهای که در دوره شهید رئیسعلی «اشغال بوشهر و نفوذ بریتانیا» بود، امروز در قالبی بسیار پیچیدهتر به رقابت بر سر هویت ملی ، امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز و جایگاه ایران و شکست هژمونی امریکا در منطقه تبدیل شده است
قیام شهید رئیسعلی دلواری و مقاومت امروز ایران در برابر آمریکا و صهیونیستها ، در «منطق مقاومت در جنوب ایران» نقاط مشترک قابلتوجهی دارند، اما از نظر ساختار سیاسی و نظامی تفاوت بنیادین دارند.
مقایسهی موردبهمورد
|
موضوع |
رئیسعلی دلواری و قیام جنوب |
ایران امروز |
|
طرف مقابل |
امپراتوری بریتانیا |
آمریکا و صهیونیستها |
|
جغرافیای اصلی |
بوشهر، تنگستان و خلیج فارس |
ایران، خلیج فارس و تنگه هرمز |
|
ماهیت مقاومت |
مقاومت محلی و مردمی |
مقاومت یک دولت دارای ارتش و ساختار نظامی |
|
برتری نظامی دشمن |
بسیار زیاد |
بسیار زیاد، خصوصاً در نیروی هوایی و فناوری |
|
مزیت ایران/مقاومت |
شناخت زمین، شبکههای محلی، تحرک |
موشک، پهپاد، نیروی دریایی، عمق جغرافیایی و توان بازدارندگی |
|
نقطه راهبردی |
بوشهر و ساحل خلیج فارس |
تنگه هرمز و خلیج فارس |
|
هدف اعلامشده مقاومت |
جلوگیری از سلطه و اشغال خارجی |
حفظ حاکمیت، بازدارندگی و جلوگیری از تحمیل خواستههای آمریکا و |
|
نماد مقاومت |
رئیسعلی دلواری و همراهان |
رهبری و مردم بپا خاسته و نیروهای مسلح |
|
عامل تعیینکننده |
مقاومت طولانی و افزایش هزینه اشغال |
توان ادامه جنگ، هزینه اقتصادی و نظامی برای طرفین |
رئیسعلی در سال ۱۹۱۵ در شرایطی مقاومت کرد که بریتانیا بوشهر را اشغال کرده بود و نیروهای تنگستانی با حملات و کمینهای محلی، هزینه حضور بریتانیا را بالا میبردند. منابع تاریخی نیز تأکید میکنند که مقاومت جنوب توسط فرماندهان و نیروهای تنگستان، دشتستان، دشتی و عموم استان بوشهر و فارس و قشقایی ها درگیر آن بودند .
۱. مهمترین شباهت: «جنوب ایران به عنوان نقطه مقاومت»
این شاید عمیقترین وجه تشابه باشد.
رئیسعلی از تنگستان و بوشهر برای مقابله با قدرتی استفاده کرد که از طریق دریا وارد جنوب ایران شده بود.
امروز هم خلیج فارس و هرمز تبدیل به یکی از اصلیترین اهرمهای قدرت ایران شدهاند. در مرداد ۱۴۰۵، موضوع کنترل تنگه هرمز به یکی از محورهای اصلی رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شده و عملا امریکا در صحنه خودساخته تا خرخره گیر افتاده و رییس جمهور گستاخ آن هیچ راه فراری ندارد و منطقه را با یک نابسامانی مواجه نموده است بنابراین از نظر ژئوپلیتیکی میتوان یک خط تاریخی جالب دید :
بوشهر ـ تنگستان ـ خلیج فارس در ۱۹۱۵ - 1294
↓
خلیج فارس ـ هرمز ـ سواحل جنوبی ایران در ۲۰۲۶ -1405
۲. تفاوت بزرگ: شهید رئیسعلی «دولت» نبود این تفاوت بسیار مهم است.
شهید رئیسعلی یک رهبر محلی بود و نیروهایش عمدتاً جنگجویان منطقهای بودند. حکومت مرکزی قاجار نیز در آن زمان قدرت بسیار محدودی داشت و عملا تسلیم خواسته دول خارجی بود
امروز ایران یک رهبر ، یک دولت و ملت بپا خاسته با ارتش، سپاه، نیروی دریایی، نیروی هوافضا، موشکهای بالستیک و شبکهای از متحدان منطقهای در قالب محور مقاومت است. بنابراین اگر بخواهیم تشبیه کنیم، بهتر است بگوییم:
رئیسعلی مقاومت محلی در غیاب یک دولت مرکزی قدرتمند
ایران امروز مقاومت ملی با استفاده از ابزارهای جنگ مدرن که از دستاوردهای یک نظام مستقل ولایی میباشد
۳. شباهت جالبتر: «نامتقارن بودن قدرت»
در ۱۹۱۵، بریتانیا از نظر نیروی دریایی، توپخانه و تجهیزات بسیار برتر بود. شهید رئیسعلی نمیتوانست با بریتانیا در یک جنگ کلاسیک متعارف رقابت کند؛ بنابراین زمین، سرعت، غافلگیری و شبکههای محلی اهمیت پیدا کردند و با جنگ های معروف پارتیزانی مقابل بریتانیای تا دندان مسلح ایستاد .
امروز هم ایران نمیتواند از نظر نیروی هوایی و برخی فناوریهای نظامی با آمریکا و رژیم صهیونی وارد یک رقابت کاملاً متقارن شود.
بنابراین بخش مهمی از راهبرد ایران بر چیزهایی استوار است که توانسته است برتری امریکا را خنثی کند
موشک ، پهپاد ، جغرافیا ، هرمز ، جنگ فرسایشی ، تاب آوری ملی با ملت بزرگ ایران
این همان منطق کلی جنگ نامتقارن است که البته با فناوری قرن بیستویکم شکل متفاوتی یافته است
۴. «هزینه دادن» در برابر «پیروزی سریع»
شهید رئیسعلی انتظار نداشت با یک حمله، امپراتوری بریتانیا را شکست دهد. منطق مقاومت او بیشتر این بود که اشغال جنوب نباید برای بریتانیا آسان و کمهزینه باشد و به همین خاطر آنها را بستوه آورد تا نتوانند به راحتی در بوشهر ساکن شوند
در جنگ امروز نیز مسئله الزاماً این نیست که ایران بتواند از نظر قدرت نظامی آمریکا را شکست دهد؛ بلکه سؤال راهبردی این است که آیا آمریکا و صهیونیستها میتوانند اهداف خود را با هزینهای قابل قبول و در مدت زمانی کوتاه به دست آورند؟ که تا الان بجز خسارت نصیبی نداشته اند
حتی اکنون نیز اختلاف بر سر تنگه راهبردی هرمز نشان میدهد که مسئله فقط چه کسی هواپیما و ناو بیشتری دارد نیست؛ بلکه چه کسی میتواند هزینه و ریسک ادامه جنگ را برای طرف مقابل افزایش دهد نیز اهمیت دارد که شواهد و تحلیل های امریکاییها و همپیمانان آنها موید هزینه بالای جنگ برای امریکا حکایت میکند
مفهوم دفاع از حاکمیت ایران در برابر قدرت خارجی، که در حافظه تاریخی ایرانیان با چهرههایی مانند شهید رئیسعلی دلواری پیوند خورده، در ادبیات سیاسی امروز ایران نیز دوباره بسیار پررنگ شده است.
5- یک شباهت نمادین بسیار قدرتمند وجود دارد
رئیسعلی دلواری در جنوب ایران، در منطقهای نزدیک به خلیج فارس، در برابر قدرت دریایی بریتانیا ایستاد و کشته شد.
امروز نیز بخش مهمی از رویارویی ایران با آمریکا حول خلیج فارس و تنگه هرمز میچرخد. در مرداد ۱۴۰۵، همین مسئله به یکی از اصلیترین نقاط اختلاف در مذاکرات ایران و آمریکا تبدیل شده است
از این منظر، میتوان یک تعبیر تاریخی زیبا داشت:
شهید رئیسعلی دلواری نماینده مقاومت جنوب ایران در عصر امپراتوریهای استعماری بود؛ مقاومت امروز ایران در خلیج فارس نیز نسخهای از همان مسئلهی بنیادیِ حاکمیت بر سرزمین و آبهای پیرامونی ایران است.
البته این تشابه در جغرافیا و مفهوم مقاومت است و در شکل جنگ یا نظام سیاسی تطبیق نمیکند .
و یک نکته بسیار مهم دیگر در قیام جنوب، خودِ رئیسعلی تنها نبود؛ شبکهای از نیروهای محلی و قبایل جنوب درگیر بودند و حتی بریتانیا برای مقابله با آنها بعدها به نیروهای محلیِ تحت حمایت خود، مانند پلیس جنوب متکی شد این موضوع اتفاقاً برای مقایسه با جنگ امروز و نقش بازیگران منطقهای و محور مقاومت بسیار حائز اهمیت است و صهیونیستها بیشترین نگرانی از حامیان پروپاقرص ایران دارند که عمدتا ملتهای جهان هم مشمول میگردند .
آیا مقاومت امروز ایران در برابر آمریکا میتواند مانند مقاومت شهید رئیسعلی دلواری و قیام جنوب، به فرسایش طرف مقابل و در نهایت عقبنشینی او منجر شود که از نظر منطق جنگ و تاب آوری ملی و فشار افکار عمومی که بر دولتمردان امریکایی مستولی شده است پاسخ مثبت است و در نهایت امریکایی ها نمیتوانند دوام بیاورند و بخوبی میدانند مقاومت ملت ایران چیزی نیست که با تهدید و ارعاب خاموش شود .
« شهید رئیسعلی دلواری و مبارزان جنوبی چگونه توانستند اثرگذار شوند؟
1-بالا بردن هزینه اشغال کشور
شهید رئیسعلی و رهبران قیام جنوب از نظر نظامی امکان شکست دادن امپراتوری بریتانیا در یک جنگ کلاسیک را نداشتند نقطه قوت آنها چیز دیگری بود و آن هم بالا بردن هزینه اشغال کشور برای انگلیسی ها بود . یعنی دشمن را مجبور کنند برای حفظ یک منطقه، نیروی بیشتر، پول بیشتر و زمان بیشتری صرف کند.
این منطق در جنگهای نامتقارن بسیار مهم است لازم نیست ضعیفتر حتماً دشمن را نابود کند؛ کافی است ادامه جنگ برای دشمن آنقدر پرهزینه شود که ناگزیر شود اهداف خود را تغییر دهد این منطق درباره ایران امروز هم صدق میکند و امریکایی ها راهی بجز تغییر استراتژی ندارند .
آمریکا و صهیونیستها از نظر قدرت هوایی، اطلاعاتی و فناوری برتریهای محسوسی دارند بنابراین اگر معیار را فقط «چه کسی هواپیمای بیشتری دارد؟» بگذاریم، مقایسه تقریباً یکطرفه است در صورتی که ایران مزیت های تاثیرگذاری مانند وسعت جغرافیایی و جمعیت زیاد ، عمق سرزمینی ، توان موشکی و پهپادی ، موقعیت خلیج فارس و تنگه هرمز ، توانایی ایجاد هزینه برای زیرساختها و نیروهای طرف مقابل ، امکان طولانی کردن بحران دارد و با همین توانمندی منحصر بفرد توانایی منصرف کردن دشمن از اهداف را به خوبی دارا میباشد
2- خلق عمق راهبرد ی خلیج فارس و تنگه هرمز که تقریبا قیاس جالبی وجود دارد
در آن دوره ، بوشهر و خلیج فارس برای بریتانیا اهمیت استراتژیک داشت و از دست دادن بوشهر که تضمین دهنده مخارج بالای انگلیسی ها بود و از طرفی تسلط بر دریاها را با چالش مواجه میکرد توانست نظام امپراطوری بریتانبا را در باتلاق بوشهر غرق نماید . امروز نیز هرمز برای اقتصاد جهانی اهمیت بسیار بیشتری دارد.
اگر این جنگ طولانی شود و امنیت عبور کشتیها مختل شود، مسئله دیگر فقط ایران و آمریکا نیست؛ قیمت انرژی، بیمه کشتیها، تجارت آسیا و اروپا و اقتصاد کشورهای منطقه هم تحت تأثیر قرار میگیرد و این همان هزینه ای است که بر امریکا تحمیل خواهد شد
در نتیجه، یک جنگ طولانی میتواند بهجای اینکه صرفاً یک تقابل نظامی باشد، تبدیل به مسابقه تحمل اقتصادی و سیاسی شود که بدلیل آسیب پذیر بودن اقتصاد جهانی بیشترین ضربه در افکار عمومی امریکا و جامعه جهانی متوجه دولتمردان متجاوز امریکایی خواهد بود هر چند کشور ما نیز متحمل خسارت زیادی خواهد شد ولی از آنجایی که راهبرد ما مقاومت برای رهایی از نظام سلطه میباشد نتیجه کار برای ملت بزرگ ایران حیاتبخش خواهد بود .
آیا شهید رئیسعلی میتواند الگوی ما در مقاومت باشد ؟
قاعدتا به عنوان یک الگوی اخلاقی و تاریخی میتوان به آن تکیه کرد و از مکتب مقاومت وی و یارانش که چندین سال نیروهای متجاوز انگلیسی را متوقف کردند بهره گرفت لیکن دنیای پیشرفته نظامی امروز مانند 100 سال پیش نیست شهید رئیسعلی با تفنگ، نیروهای محلی، زمین و شناخت منطقه میجنگید؛ ایران امروز با موشک، پهپاد، رادار، جنگ الکترونیک، نیروی هوایی و ساختار نظامی مدرن مواجه است که اگر در این خصوص ضعف داشته باشد میبایست هزینه بیشتری بپردازد .
ولی همان اصل اخلاقی مشترک وجود دارد که قدرت بزرگ همیشه نمیتواند قدرت کوچکتر را فقط با برتری تسلیحاتی مجبور به تسلیم کند. اگر طرف ضعیفتر بتواند هزینه جنگ را افزایش دهد، زمان بخرد و انسجام اجتماعی خود را حفظ کند، قادر است نتیجهای کاملاً متفاوت از پیشبینی اولیه دشمنانش بدست آورد که مصداقش امریکاست . سردمداران امریکایی بدنبال حذف جمهوری اسلامی ایران در اندک زمانی بودند در صورتی که خود در این گرداب افتاده اند و شاهد فرار ناوگروه آبراهیم لینکلن و سایر نیروهایش از منطقه می باشیم .
« شاید مهمترین درس شهید رئیسعلی برای امروز »
شهید رئیسعلی دلواری در تاریخ ایران به این دلیل ماندگار نشد که قدرتمندترین ارتش را داشت؛ به این دلیل ماندگار شد که حاضر نشد برتری نظامی دشمن را مساوی با حق حاکمیت او بداند.
و خوشبختانه ملت بزرگ ایران و دولتمردان و سرداران و فرماندهان در همه رده های نظامی و سیاسی راهی را که شهید رییسعلی و یارانش طی کردند ادامه داده و همانگونه که بریتانیا از امپراطوری به جزیره تبدیل شد امریکا نیز استیلای ظالمانه خود را بر ممالک مستقل و آزاده دنیا از دست خواهد داد و قدرت نظامی او موجب نشد ایران اسلامی ، وی را محق برای تسلط بر مملکت خود بداند ...
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد