گفت‌وگو با احمد تمیم‌داری، زبان‌شناس، فارسی‌پژوه و مدرس دانشگاه

زبان فارسی همواره با فرهنگ، روح و ‌شان آدم‌ها در ارتباط است

احمد تمیم داری
احمد تمیم‌داری یکی از فارسی‌پژوهان معاصر است که سال‌ها علاوه بر نگارش کتاب‌های متعدد در حوزه ادبیات فارسی و زبان شناسی، به تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی نیز مشغول بوده است.
کد خبر: ۱۵۶۳۵۸۴
نویسنده آزاده صالحی

 او همچنین در طول سال‌های تحصیل در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران، از محضر استادان بزرگی چون سیدجعفر شهیدی، احمد مهدوی دامغانی، عبدالحسین زرین‌کوب، طاهره صفار‌زاده، جلیل تجلیل و... هم بهره‌مند شده است. تاریخ ادب پارسی، چکامه‌ای در باورهای شیعه، گستره شعر پارسی در انگلستان و آمریکا، اسطوره متن بینافرهنگی (حضور شاهنامه در فرهنگ‌ها و زبان‌های جهان)، عرفان و ادب در عصر صفوی، جرعه جام (مجموعه مقالات)، مکتب خراسانی و گفتمان اهل‌بیت‌(ع) و... برخی از کتاب‌های این مدرس دانشگاه و محقق ادبی در حوزه تالیف و ترجمه به‌شمار می‌روند. با او درباره جایگاه زبان فارسی در شرایط کنونی به گفت‌وگو نشسته‌ایم. 

پررنگ‌شدن اهمیت زبان فارسی در سال‌های اخیر این سؤال را مطرح می‌کند که چقدر از رهگذر این توجهات، ماهیت و اصالت این زبان در جامعه مورد شناسایی و معرفی قرار گرفته است. 
مساله‌ای که در این‌باره وجود دارد، این است که علیرغم تبلیغات و توجهاتی که نسبت به زبان فارسی در سال‌های اخیر صورت می‌گیرد اما در عمل، به ارزش‌های حقیقی آن توجه چندانی نمی‌شود. این درحالی است که زبان فارسی، زبانی معمولی مانند زبان دیگر کشورها نیست، چرا که زبان فارسی همواره با فرهنگ، روح و ‌شان آدم‌ها در ارتباط است. معروف است که می‌گویند زبان دارای دو وجه ظاهر و باطن است؛ زبان فارسی از معدود زبان‌هایی است که به دلیل ویژگی‌هایش به معرفی کنه و درونیات خود می‌پردازد. درباره اهمیت زبان فارسی از گذشته تا امروز پژوهش‌های بسیاری صورت گرفته؛ دکتر یدالله ثمره یکی از استادان عرصه زبان‌شناسی، آثار جامعی دراین‌باره به رشته تحریر درآورده است. یا همین‌طور دکترپرویز ناتل خانلری که سال‌ها عمر و جوانی خود را صرف زبان فارسی کرد؛ معروف‌ترین کتاب ایشان دراین ارتباط «زبان‌شناسی و ادبیات فارسی» است. ارزشمندی زبان فارسی حتی در فرا‌ی مرزها هم از علاقه‌مندی و گرایش زیادی برخوردار است و بسیاری از کشورها تمایل دارند صرف‌نظر از این‌که بدانند رمز ماندگاری زبان فارسی چیست، آن را بیاموزند. کما این‌که خاطرم هست، زمانی که در سال‌های گذشته در دانشگاه ورشو ماموریت داشتم، لهستانی‌ها علاقه زیادی به یادگیری زبان فارسی زیادی داشتند. 

به‌نظر شما زبان فارسی چقدر توانسته در طول سال‌ها روزآمد شود؟
از دید من زبان فارسی مثل سیاحی است که صدها کشور را گشته و مرور زمان، به پرباری و توسعه‌یافتگی آن افزوده است. بااین‌حال، مهم‌ترین حسن زبان فارسی، قدمت و ریشه‌های محکم آن درگذر زمان است که برخلاف دیدگاه عده‌ای که معتقدند زبان فارسی از‌بین‌رفتنی است، اثبات می‌کند که زبان فارسی نه‌تنها زوال‌ناپذیر است که تبلیغات منفی هم بر آن تاثیری ندارد. می‌توان گفت در زبان فارسی بر اثر گذشت زمان، تحولاتی صورت گرفته است که در هیچ زبان دیگری به‌چشم نمی‌خورد و اصلا وجود همین مولفه‌‌هاست که این زبان را از دیگر زبان‌های دنیا متمایز کرده است. 

برخی براین‌باورند که زبان فارسی در قیاس با زبان‌هایی مانند انگلیسی، مهجور و ترجمه‌ناپذیر است؛ شما چقدر این مساله را قبول دارید؟
چنین‌چیزی نیست؛ به‌باور من، این حرف نشات‌گرفته از جانب عده‌ای از مترجمان است که معتقدند زبان فارسی قابلیت ترجمه کامل را ندارد، درحالی‌که این طرز فکر اشتباه است، چرا‌که باقی زبان‌ها هم همین حالت را دارند. باید به این مساله توجه داشته باشیم که خاصیت زبان این است که به‌فراخور شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دستخوش تغییر می‌شود. بنابراین نقش وقایع اجتماعی تاریخی را در پویایی و انعطاف‌پذیری زبان فارسی نباید نادیده گرفت؛ به‌خصوص این‌که این وقایع توانسته‌اند قابلیت ترجمه زبان فارسی به دیگر زبان‌ها را ارتقا دهند، منتهی باید به جنبه‌های پویا و زنده زبان فارسی اهمیت بیشتری داده شود که به‌نظرم دراین‌زمینه تاحدودی کم‌کاری شده است. 

چرا در سال‌های اخیر نسبت به برخی از مفاخر ایرانی مانند حافظ و مولانا در قیاس با سایر شاعران ادبیات کهن توجه بیشتری در ایران و جهان صورت می‌گیرد؟
من پیش‌ازاین، در گفت‌وگوهای دیگرم هم به این مساله اشاره کرده‌ام که حافظ بزرگ‌ترین شاعر ایرانی از جهات مختلف است؛ اولین دلیل برای این مساله این است که او شاعری رمانتیک است و این ویژگی به‌خوبی در اشعارش مشهود است. اگر می‌بینید که اشعار حافظ امروز عالمگیر شده و برای مخاطبان غیرفارسی‌زبان هم جالب توجه است، به این خاطر است که اشعارش سرشار از پیام‌های جهانی است. دوستی، دشمنی، عشق، توجه به لحظات ارزشمند زندگی و... درواقع وقتی اشعار حافظ را مطالعه می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که تمام اشعارش رنگ‌وبویی از خصلت‌های انسانی دارند. به‌همین‌خاطر است که همه با اشعار او ارتباط برقرار می‌کنند، چون آن‌چه او در شعرش مطرح می‌کند، تاریخ مصرف ندارد. البته گفته‌های من به‌این‌معنا نیست که دیگر شاعران در حوزه ادبیات کهن ایران از جایگاه پایین‌تری نسبت به حافظ برخوردارند؛ این‌طور نیست. عطار، مولانا، سعدی، خیام و... هم به فراخور دیدگاه منحصر‌به‌فردی که داشته‌اند، اشعاری سروده‌اند که همچنان مورد کندوکاو علاقه‌مندان قرار دارد. منتهی شعر حافظ به‌گونه‌ای دیگر، مفاهیم انسانی را به خواننده متبادر می‌کند و شاید ازاین‌جهت است که حساب او از دیگر شاعران هم‌دوره و پس از خودش تفاوت دارد. 

در سال‌های اخیر نسبت به نام‌گذاری مناسبت‌هایی مثل روز فردوسی، روز شهریار، پاسداشت زبان فارسی و... در قیاس با گذشته توجه بیشتری صورت می‌گیرد؛ به‌نظرشما، چه میزان از توجه به این نام‌گذاری‌های تقویمی و متعاقبا برگزاری مراسم و همایش‌هایی با این موضوعات، می‌تواند برای جامعه کاربردی و مفید باشد؟
همان‌طور که در ابتدای گفت‌وگو هم اشاره کردم، توجه به مقوله‌هایی مانند زبان فارسی، مفاخر معاصر و کلاسیک و مباحثی ازاین‌دست به‌خودی خود بد نیست، مشروط‌به‌این که هرکدام از این روزها، فقط به تقویم و برپایی مراسمی در یک روز مشخص منحصر نباشند و در جهت آگاهی‌بخشی به عامه مردم به‌خدمت گرفته شوند. این مساله هم می‌تواند از جانب سیاستگذاران فرهنگی بیش‌از‌پیش دربطن جامعه صورت بگیرد. هرچند نباید از حق گذشت که نام‌گذاری‌هایی ازاین‌دست، به‌ویژه روز فردوسی، توانسته در سال‌های اخیر، طیف بیشتری از افراد جامعه را به‌سمت خوانش، شناخت و درک شاهنامه هدایت کند. اصلا یکی از دلایل این‌که ایران از دیگر کشورها در جهان متمایز است، به این خاطر است که کشورهای دیگر شاعری مانند فردوسی نداشته‌اند. نکته جالب توجه این که شاهنامه در گذشته از سوی مترجمان مختلف از جمله کشورهای عرب ترجمه شده است؛ به‌عنوان مثال کمال‌الدین ابوالفتح بندار رازی، یکی از این مترجمان است که شاهنامه را به عربی برمی‌گرداند؛ این ترجمه را می‌توان یکی از جامع‌ترین و بی‌نقص‌ترین ترجمه‌هایی دانست که از شاهنامه صورت گرفته است. هرچند در این سال‌ها شاهنامه مورد تحریف هم قرارگرفته و نسخه‌هایی از آن به بازار آمده که بعضی از ابیات‌شان واقعا متعلق به فردوسی نیست بلکه به‌اشتباه به او منسوب شده است.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها