نزدیک به ششماه است که ملت ایران، از زن و مرد، پیر و جوان، شهری و روستایی، کارمند و کارگر، پیشهور و کشاورز، از طبقات اجتماعی و سطوح تحصیلی مختلف، همه شب در میادین مهم و چهارراههای بزرگ شهرها و حتی در روستاها جمع میشوند و به نفع استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی و علیه امپریالیسم غرب و صهیونیسم جهانی و همصدا با همه مستضعفین جهان بهویژه مردم مظلوم فلسطین و غزه و مردم شجاع و آزادیخواه لبنان شعار میدهند. رسانههای صهیونیستی و پایگاههای خبری اینترنتی آنها این تجمعات را «تجمعات حامیان حکومت ایران» مینامند و بدینوسیله میخواهند کوچکنمایی کنند و مدعی شوند که این تجمعات فقط مربوط به حامیان حکومت ایران است، درحالیکه غافلند از این حقیقت که ناخواسته اعتراف کردهاند که ملت ایران هر شب در تجمعات شبانه خود، حمایت صریح و صحیح و صمیمی خود از نظام جمهوری اسلامی را اعلام میکند. نظامی که نهتنها موجب افتخار ملت ایران است که به دلیل ایستادگی و استقامت و شجاعتی که در مقابل امپریالیسم و صهیونیسم جهانی از خود نشان میدهد، موجب افتخار بشریت شده است. این تجمعات انسان را یاد تجمعات یک گروه اقلیت و کمشمار که از حمایت حداکثری امپریالیسم غرب و صهیونیسم جهانی و پایگاههای خبری وابسته به آنها برخوردار بود نیز میتواند بیندازد که در دیماه ۱۴۰۴ و به دنبال حملات گسترده اردوگاه نظامی غرب با رهبری آمریکا و رژیم اشغالگر قدس و با فرماندهی دو چهره شاخص یعنی بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ صورت گرفت. حمایت غرب از آن تجمعات کوچک و پرسروصدا به قدری صریح و شدید بود که شخص رئیس حکومت آمریکا با شفافیت کامل گفت: «ما به آنها تسلیحات و مهمات لازم را دادیم، چرا بهدرستی از آنها استفاده نشد؟» او انتظار داشت با آن همه تسلیحات و مهماتی که به وطنفروشان داده شد باید حکومت قانونی ایران که از حمایت اکثریت مطلق مردم ایران برخوردار است، از پای درمیآمد. او قطعا نیمنگاهی نیز به کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ داشت که طی آن با حرکت یک ژنرال و یک، دو و یا سه تانک و چندین لات و اوباش و بیکار [به قول کیم روزولت در کتابش ۳۰۰۰ لات و اوباش و بیکار که بهوسیله سفارت آمریکا اجیر شده بودند]دولت مصدق سقوط کرد، درحالیکه توجه ندارد علت سقوط مصدق خوشبینیاش به آمریکا و امیدش به آن و جداییاش در روزهای آخر حکومتش از متن مردم و روحانیت متعهد و مسئول بود. این حقیقت را قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ به رهبری آیتالله کاشانی نشان داده بود که ملت ایران که جزء تفکیکناپذیر امت حضرت محمد رسولالله (ص) است هنگامی که احساس وظیفه کند تا مرز بذل جان پای وطن ایستاده است. از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا امروز تاریخ حرکت کرده و زمان به مرحله بلوغ تاریخی و جهان به زمینههای سیاسی و اجتماعی لازم برای بیداری خلقها و آزادی تودههای بینامونشان و پیروزی مستضعفین نزدیکتر شده است. شاخصهایی وجود دارد که به ما برای رسیدن به این قضاوت کمک میکند. در کودتای ۲۸ مرداد اکثریت مردم از دولت وقت ناامید شده بودند و به همین دلیل در مقابل حرکت اوباش از خود حرکتی نشان ندادند و میدان برای عرضاندام طرفداران شعبان بیمخها خالی شد ولی امروز اکثریت مطلق مردم به مسئولیت تاریخی خود توجه دارند و برای جلوگیری از خطر افرادی که به دام رسانههای دشمن افتادهاند و یا اوباش و الوات فریبخورده و یا برخی افراد وطنفروش میدانهای بزرگ در شهرها را ترک نمیکنند تا دشمن مجددا ستونپنجم خود را به حرکت درنیاورد. در ۲۸ مرداد رهبری نهضت بر عهده فقیهی شجاع بهنام آیتالله کاشانی بود که تصور میکرد میشود با حفظ ساختارهای غلط موجود یعنی نظام سلطنتی به نتیجه درستی به نفع ملت رسید و به این دلیل شعار «شاه باید برود» از زبان او شنیده نشد، ولی در انقلاب اسلامی ایران رهبر فقید و کبیر انقلاب امامخمینی (ره)، پرچم انقلاب را با شعار «شاه باید برود» به اهتزاز درآورد و ساختار نوینی را بهوجود آورد که بتواند در مقابل حملات استکبار مقاومت داشته باشد و دیدیم که در جنگ رمضان رهبر معظم و شهید انقلاب را، فرماندهان جانبرکف نیروهای مسلح را دانشمندان بهویژه دانشمندان هستهای را، سران سه قوه را هدف قرار دادند ولی ساختار مبتنی بر فلسفه سیاسی امامت در مقابل دشمن مقاومت کرد و خود را بهسرعت ترمیم نمود. در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بین دو قوه مقننه و مجریه شکاف افتاده بود ولی امروز در رأس سه قوه عزیزانی هستند که دست در دست هم از اسلام و ایران دفاع میکنند و ارابه انقلاب اسلامی را به پیش میبرند. بهروشنی واضح است که شرایط کاملا به نفع آزادی و آگاهی مردم تغییر کرده است ولی باید توجه داشته باشیم که هنوز خطر برطرف نشده و امپریالیسم برای به بند کشیدن ملت ایران هنوز کاملا دچار ناامیدی و یأس نشده است. ابعاد درگیری در دو جبهه «مردم» و «دشمنان مردم» بسیار بزرگتر از دوران قیام ملیشدن صنعت نفت شده است. از نظر نظامی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ زاهدی با مقدار کمی نیرو وارد عمل شد و بساط دولت مصدق را جمع کرد، ولی اینک ارتش آمریکا با تمام توان نظامیش و با همدستی رژیم اشغالگر قدس و رژیمهای مرتجع عرب و ارتشهای عضو پیمان ناتو به ایران حمله کرد و شکست خورد. در کودتای ۲۸ مرداد گفته میشود در حدود ۳۰۰۰ نفر از الوات و اوباش با چوب و چماق برای شرکت در کودتا سازماندهی شدند درحالیکه در اغتشاشات خیابانی و کودتای دیماه گذشته، ابعاد ستونپنجم توسعه یافت و اغتشاشگران مجهز به سلاح گرم از انواع متعدد شدند. آنچه تغییر نکرده ماهیت دو نوع انسان با دو جهانبینی متفاوت و عملکردهای متمایز است. برای روشن شدن مسأله بهتر است دو نوع تجمع را با هم مقایسه کنیم تا به یک تصدیق دقیق برسیم. در تجمع اغتشاشگران چه دیدیم؟ و در تجمع طرفداران انقلاب اسلامی چه میبینیم؟ آرمانها و روشها و عملکردها چگونه بوده است؟ در اغتشاشات آنچه در رابطه با انسان و انسانیت دیده شد بهراستی دلهرهآور بود: سربریدنها، بر بدن قربانیان که هیچ جرمی جز فعالیت به نفع آزادی و استقلال ایران نداشتند، نفت ریختنها و آتشزدنها، آتشزدن مساجد، بیمارستانها، درمانگاهها، مدارس، بانکها و کشتار جوانان و دانشآموزان بسیجی و حمله به دختران و زنان با حجاب و حتی در کمال ناامیدی حمله غافلگیرانه به همراهان خودشان برای کشتهسازی و تبلیغ علیه نیروهای حافظ امنیت مردم و ... ارائه دورنمایی از ایران آینده مورد نظرشان که مانند لیبی و افغانستان و سوریه گرفتار هرجومرج و قتلعامهای پیدرپی شده باشد. ولی در تجمعات مردم در ۱۷۰ شب اخیر آنچه دیدهایم چنین است: مهربانی، وحدت، کمک به همنوعان، تقدیم چای و شیرینی و میوه به یکدیگر، سرودهای انقلابی، حتی ویزیت مجانی بیماران بهوسیله پزشکان انقلابی و ارائه مشاورههای مجانی حقوقی و آموزشی به هموطنان و ... و ارائه گوشهای از یک جامعه تراز قرآن به همه. باید تصدیق کنیم دو نوع انسان در مقابل هم قرار دارند. یک طرف انسانی است که آرمانش در حد نیازهای جسمی و جنسی همراه با حسادت و کینهورزی است و طرف دیگر انسانی است که به آزادی به معنی واقعی کلمه و عدالت و کرامت انسانی میاندیشد و به همه انسانهای جهان عشق میورزد و در اندیشه ساختن جهان جدیدی است. تصدیق باید بکنیم در طول ۷۳ سال گذشته ایران بیش از صدها سال پیش، به افق پیروزی نهایی نزدیک شده و دارد یک نقش بیبدیل را در تاریخ ایفا میکند و در صورت پایداری و مقاومت در مقابل دسیسههای دشمنان خارجی و وسوسههای سازشکاران و غربگرایان داخلی میتواند عصر جدیدی را در تاریخ ایران و جهان آغاز کند. غرب با بزرگنمایی ناکامیهایش و دور نشان دادن خطر جنگ مجدد و تشدید محاصره اقتصادی و توسعه جنگ روانی میخواهد یک بار دیگر با افزایش مشکلات اقتصادی، مسئولان را مقصر جلوه دهد، درحالیکه اگر نبود کاردانی و استعداد کشورداری و نبوغ مدیریت مدیران ارشد کشور، ایران به یک سوریه جدید با صدها هزار قربانی و شهید و معلول تبدیل شده بود. ما بهعنوان ملت ایران، به انقلابمان و دینمان و مذهبمان و رهبرمان و نیروهای مسلحمان و رئیسجمهورمان و رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه کشورمان و فرد فرد مردم کشورمان افتخار میکنیم و با چشم باز دسیسههای خارجی و وسوسههای داخلی را زیر نظر داشته و خواهیم داشت.
تهیهکننده برنامه شبکه نسیم از دغدغههای تولید برنامهاش گفت:
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد