براساس آمارهای رسمی و منابع مختلف، بین ۳۹ تا ۴۴هزار آزاده ایرانی در عراق بودند که به تدریج و بهصورت دستهدسته به میهن بازگشتند. بسیاری از خانوادهها بهدلیل نبود دسترسی، امیدوار بودند عزیزشان میان آزادگان باشد. صحنههای بازگشت آزادگان و خوف و رجای آنها برای رسیدن به رد و اثری از عزیزانشان به قدری زیبا بود که تابهحال آثار هنری و تصویری بسیاری از آن ساخته شده است. در سالهای آغازین دهه ۶۰، مهمترین ژانر فیلمهای ما، جنگ بود و بعضی از خلاقانهترین آثار در این دوره ساخته شد. ساخت فیلمهایی از این دست در تمام سالهایی که کشورمان درگیر دفاع بود، ادامه داشت و البته تعدادی از این فیلمها به موضوع اسارت پرداختند. در آن زمان اسارت به نوعی ضدارزش تلقی میشد و با شجاعت مردان رزم منافات داشت و شاید به همین دلیل تصویر کردن بسیاری از واقعیتهایی که در اردوگاههای عراق بر جوانان این سرزمین گذشت ممکن نبود. درحالحاضر نیز فقط تعداد محدودی فیلم اردوگاهی وجود دارد که بهطور مستقیم زندگی اسرای ایرانی را تصویر کردهاند. البته لازم به یادآوری است که تفاوت سینمای دفاعمقدس با فیلمهای جنگی سینمای جهان در این است که بنابر مستندات تاریخی، ما آغازگر جنگ نبودیم و برای دفاع از خاک و سرزمینمان ایستادگی کردیم. اگر جنگ در سینمای دیگر کشورها به معنای مناقشه و جدال سیاسی آنها با یکدیگر است، در بعضی فیلمها ابزاری برای تبلیغ میهنپرستی، قدرتطلبی و نشاندادن وحشیگریهای نیروهای دشمن بهشمار میرود، در کشور ما با مضمون دفاع از خاک و سرزمینی که سهم ماست، معنی میشود. در سینمای ایران آثار متعددی از رنج و ایستادگی اسرا به نمایش درآمده و دهها فیلم سینمایی و تلویزیونی درباره اسارت و بازگشت آزادگان جنگ ایران و عراق از اوایل دهه ۱۳۶۰ تابهحال ساخته شده است. در این گزارش بعضی از مهمترین آنها را با یادآوری شکل قهرمانپروری در دهههای مختلف بررسی میکنیم.
بازگشت پرافتخار آزادگان بر پرده سینما
در دهههای۶۰ و ۷۰، سینمای ایران در تصویرسازی شخصیتهای مرتبط با بازگشت آزادگان، رویکردی قهرمانمحور و احساسی و نمادین داشت. این فیلمها بیشتر بر انتظار، ایمان، وفاداری و بازگشت پرافتخار تأکید میکردند تا اینکه بخواهند پیچیدگیهای روانشناختی یا آسیبهای پس از اسارت را به تماشاگر نشان دهند. در حقیقت در دهه ۶۰، شخصیتها بیشتر عملگرا بودند و بازگشت اسیر بهعنوان پیروزی ملی و خانوادگی نمایش داده میشد. در دهه ۷۰، شخصیتپردازی فیلمها به سمت درونگرایی عاطفی و نمادین حرکت کرد و انتظار و ایمان بهعنوان محور شخصیت قرار گرفت. چند فیلم در این دهه چنین رویکردی دارند.
بازگشت قهرمان
در «بازگشت قهرمان» به کارگردانی شاپور قریب و با بازی هادی معمار تهرانی، مهری ودادیان و حسین خانیبیگ همین رویکرد دنبال میشود. داستان این فیلم درباره پدری است که در کردستان متوجه اسیر شدن پسرش شده که برای آزادیش باج میخواهند اما داستان به گونه دیگری رقم میخورد.
بوی پیراهن یوسف
«بوی پیراهن یوسف» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا یکی از نامآشناترین فیلمها در گونه فیلم جنگی و اسارت است. علاوه بر بازی منحصربهفرد علی نصیریان، موسیقی درخشان مجید انتظامی موجب شده این فیلم بیش از پیش برای اقشار مختلف مخاطبان ماندگار شود. دایی غفور (علی نصیریان)، راننده تاکسی فرودگاه با وجود مدارک شهادت پسرش یوسف، هنوز منتظر بازگشت اوست. او در فرودگاه با شیرین (نیکی کریمی) آشنا میشود که به دنبال برادر گمشدهاش در جنگ است.
پرواز از اردوگاه
حسن کاربخش در فیلم «پرواز از اردوگاه» ماجرای فرار گروهی از اسیران ایرانی از اردوگاه عراقی و بازگشت پرمخاطره آنها را به میهن روایت میکند. این کارگردان در فیلم خود روی همبستگی، ابتکار و مقاومت جمعی مقابل نیروهای بعث عراق تأکید دارد. جمشید هاشمپور، میرمحمد تجدد، فریدون مالکی و ... جزو بازیگران این فیلم هستند. داستان این فیلم درباره سرگرد خلبان عباس حلمی است که پس از دستیافتن به اطلاعات مهمی در عملیات شناسایی به اسارت نیروهای عراقی درمیآید. عباس حلمی با همکاری سایر اسرای ایرانی، نقشه فرار از اردوگاه را برای رساندن اطلاعات خود به نیروهای ایرانی طرحریزی میکند و ... .
نگاهی نقادانه به تبعات اسارت در دهه ۸۰
در دهه ۸۰، سینمای ایران در تصویرسازی شخصیت آزادگان و بازگشت آنها، از قهرمانسازی که در دهه ۶۰ و ۷۰ شکل گرفته بود، گذر کرد و رویکرد بیشتر فیلمها نقد اجتماعی و روانشناختی بود. این فیلمها دیگر تنها روی ایثار و بازگشت پرافتخار آزادگان تمرکز نداشتند، بلکه تبعات اسارت، گسست خانوادگی، بحران هویت و حتی بیاعتمادی سیستم به او را بهصورت صریحتر و تلختر برای مخاطبان روایت میکردند. این رویکرد بازتابی از تغییر دیدگاه اجتماعی و سیاسی در دهه ۸۰ بود؛ در آن دهه جامعه جنگ را به شکل تکبعدی نمیدید و به همین دلیل روایتها درباره جنگ پیچیدهتر و چندلایهتر شدند. در همان دوره فضایی در جامعه حاکم بود که بهدنبال درک هزینههای انسانی، پیچیدگیهای اخلاقی و تبعات بلندمدت جنگ روی افراد ازجمله آزادگان میگشت.
کیمیا
در فیلم «کیمیا» به کارگردانی احمدرضا درویش تبعات اسارت شخصیت اصلی فیلم یعنی رضا، با بازی خسرو شکیبایی بررسی میشود. رضا پس از بازگشت از ۹ سال اسارت با خانوادهای تغییریافته و از دست رفته روبهرو میشود و دنبال دخترش میگردد و در نهایت برای آینده دخترش فداکاری میکند و از حق پدری خود میگذرد. بهجز شکیبایی، بیتا فرهی و رضا کیانیان جزو بازیگران اصلی این فیلم هستند.
نفوذی
در فیلم «نفوذی» به کارگردانی مشترک احمد کاوری و مهدی فیوضی، بحث بیاعتمادی سیستم به آزادهای که پس از ۲۰ سال اسارت در سال ۱۳۸۲ به ایران بازمیگردد، مطرح میشود. داستان این فیلم درباره فریدون کیانفر (امیر جعفری) است که بلافاصله به اتهام جاسوسی دستگیر و زندانی و در نهایت نیز از این اتهام مبرا میشود. فیلمنامه نفوذی براساس خاطرات یک آزاده و با نگاهی به کتاب حکایت زمستان از سعید عاکف است. امیر جعفری، جمشید هاشمپور، نسرین مقانلو و قاسم زارع جزو بازیگران اصلی این فیلم هستند.
بیداری رویاها
«بیداری رویاها» به کارگردانی محمدعلی باشهآهنگر بر اختلالات پس از اسارت، انزوا، خشم فروخورده و ناتوانی در بازگشت به زندگی عادی شخصیت داوود با بازی امین حیایی تکیه دارد. در این فیلم به نسبت آثاری با همین زمینه مشترک در دهه ۷۰، شخصیتها چندلایه و پیچیدهترند. داستان این فیلم درباره آزادهای است که پس از سالها مفقودالاثری پیدا میشود، اما بازگشت او بهجای شادی، کابوس و گسست عاطفی برای خانوادهاش میآورد.
دوئل
«خرس» به کارگردانی خسرو معصومی، «جایی دیگر» به کارگردانی و نویسندگی مهدی کرمپور و «دوئل» به کارگردانی احمدرضا درویش رویکرد جدیدی را دنبال میکردند. یکی از معروفترین فیلمها با این رویکرد، «دوئل» است که برنده هفت جایزه در بخشهای مختلف در جشنواره فیلم فجر شد. مجید انتظامی با امضای ویژه خود به موسیقی و کل فیلم اعتبار ویژهای بخشیده است. این فیلم بهدلیل شخصیتپردازی خاکستری و پایانبندی ضدقهرمانانه با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است. زمینه اصلی دوئل، نمادی از یک «جریان سوم» است که همه چیز را در کوران جنگ مصادره میکند. این جریان سوم، نه ایران است و نه عراق، بلکه منافع پنهان و قدرتطلبی است که در سایه جنگ، همه چیز را به نفع خود تغییر میدهد. سعید راد، پژمان بازغی، پریوش نظریه، انوشیروان ارجمند، پرویز پرستویی و ... ازجمله بازیگران اصلی این فیلم هستند. داستان این فیلم درباره زینال است که پس از ۲۰ سال از اسارت آزاد میشود و گذشته تلخ خود را به یاد میآورد. او که در آغاز جنگ همسرش هانیه را از دست داده بود، به همراه یحیی گروه مقاومت محلی تشکیل میدهد. در حملات هوایی و زمینی دشمن، مسئولیت انتقال گاوصندوقی به او سپرده میشود که تصور میرود اسناد مهمی در آن است و ... .
روایت مستند و واقعگرا در دهه ۹۰
برخلاف دهه ۸۰ که شخصیتها خاکستری یا شکستخورده بودند، در دهه ۹۰ ویژگیهای قهرمانانه اسرا در فیلمها دوباره ستایش شدند که به نسبت قبل چهرهای انسانیتر و نوجوانانه داشتند. در این دهه فیلمسازان بهجای درامهای پیچیده از شیوه مستندگونه، روایت خطی و تمرکز بر اتفاقات واقعی استفاده کردند. در این بازه زمانی، رویکرد نقادانه کمرنگ و حماسهسازی و ثبت خاطرات اصل قرار میگیرد.
۲۳ نفر
یکی از مهمترین فیلمها با رویکرد تصویرسازی از اتفاقات واقعی فیلم «۲۳ نفر» است. در این فیلم بهجای تمرکز بر آسیبهای پس از اسارت، بر فرآیند بلوغ، مرد شدن و گذار از نوجوانی به جوانی در اسارت تأکید میشود. ۲۳ نفر به کارگردانی مهدی جعفری روایت گروهی از ۲۳ رزمنده نوجوان ۱۳ تا ۱۷ ساله از تیپ ثارالله کرمان است که در عملیات بیتالمقدس (۱۳۶۱) به اسارت نیروهای عراقی درمیآیند. آنها بهجای اعزام به اردوگاههای اسرا در زندانهای عراق نگهداری میشوند و در طول هشت سال اسارت چالشهای روانی، جسمی و نوعی جهانبینی جدید را تجربه میکنند. جعفری بهجای شخصیتپردازی تکتک ۲۳ نفر، آنها را بهعنوان یک شخصیت واحد نشان میدهد که در تصمیمها و کارهایشان با یکدیگر اتفاق نظر دارند. مجید پتکی، سعید آلبوعبادی، رضا نوری و ... ازجمله بازیگران این فیلم هستند.
شماره ۱۰
یکی از فیلمهای دیگری که ماجرای واقعی اسرا را روایت میکند، «شماره ۱۰» به کارگردانی حمید زرگرنژاد است. این فیلم براساس ماجرای واقعی فرار محمدرضا عبدی و زاگرس میلانی در اول فروردین ۱۳۶۲ از اردوگاه موصل عراق ساخته شده است. فیلم به ماجرای اسرای ثبتنشده در صلیب سرخ میپردازد که در گذشته کمتر روی آن تمرکز شده است. داستان این فیلم درباره استوار اکبری (با نام مستعار «شماره ۱۰» و بازی مجید صالحی) است که در سالهای پایانی جنگ به اسارت نیروهای عراقی درآمده و چندین فرار ناموفق را تجربه کرده است. او به زندانی با نام «قفس» منتقل و در آنجا با احمد (حسام منظور) و محمود رادیو آشنا میشود. شماره ۱۰ خود را جوشکار زیر آب معرفی میکند و تواناییهای بالایی برای ساختن راه فرار دارد.
تحول دیدگاهها درباره اسرا در سینما
در پایان باید یادآوری کنیم که به تناسب تغییر در جامعه، دیدگاهها نیز درباره سینمای اسرای ایرانی در طول چهار دهه تغییر کرده و تحولاتی در گفتمان سینمایی و روایتها ایجاد شده است؛ در دهههای ۶۰ و ۷۰ قهرمانسازی جنبه نمادین داشت، در دهه ۸۰ به نقد اجتماعی و روانشناختی رسید و درنهایت در دهه ۹۰ به روایتهای واقعی و مستندگونه مطابق با ذائقه مخاطبان امروز دست یافت.