این آمارها نشان میدهند که نهتنها کشورهای آسیایی و خاورمیانه در حال تبدیلشدن به قطبهای اصلی فارغالتحصیلان فنی هستند بلکه زنان در این جغرافیا، با سرعتی خیرهکننده در حال فتح سنگرهایی هستند که پیشتر مردانه تلقی میشد. نگاهی به آمارهای کل فارغالتحصیلان رشتههای علوم و مهندسی، نشاندهنده یک «چرخش بزرگ» بهسمت شرق است. در صدر این فهرست، چین با اقتدار ایستاده است؛ جایی که ۴۱ درصد از کل فارغالتحصیلان دانشگاهی آن در رشتههای فنیومهندسی تحصیل کردهاند. این عدد نشاندهنده استراتژی کلان پکن برای تسلط بر بازارهای فناوری و زیرساختهای جهانی در دهههای پیشروست. پس از چین، روسیه با ۳۷ درصد و آلمان با ۳۶ درصد در رتبههای بعدی قرار دارند. ایران نیز با سهم ۳۳ درصدی، یکی از کشورهای پیشرو در تربیت نیروی متخصص فنی محسوب میشود. این ارقام نشان میدهند که در کشورهای درحالتوسعه یا قدرتهای نوظهور اقتصادی، تمایل به تحصیل در رشتههای مهندسی بهعنوان ابزاری برای رشد ملی و فردی، بسیار بالاتر از میانگینهای جهانی است اما جالبترین بخش گزارش یونسکو، به سهم زنان از این پیشرفت علمی مربوط میشود. در حالی که رسانههای غربی اغلب تصویری محدود از حضور اجتماعی زنان در خاورمیانه ارائه میدهند، آمارهای آموزشی واقعیتی کاملا متفاوت را عیان میکنند. در کشورهای حاشیه خلیجفارس، شاهد یک پدیده بینظیر هستیم. ایران نیز در این ماراتن علمی، جایگاهی قابلتوجه و تاملبرانگیز دارد. براساس دادههای رسمی، ۳/۳۳ درصد از فارغالتحصیلان علوم و مهندسی در ایران را زنان تشکیل میدهند. اهمیت این عدد زمانی روشن میشود که آن را با کشورهای پیشرفته اروپایی مقایسه کنیم. آمارهای یونسکو نشان میدهد که ایران در جذب و تربیت زنان در رشتههای فنی، بالاتر از قدرتهایی چون فرانسه، آلمان و سوئیس قرار گرفته است.
تحلیلگران معتقدند چندین عامل در شکلگیری این پیشتازی نقش داشته است. نخست، در بسیاری از کشورهای آسیایی و خاورمیانه، تحصیل در رشتههای مهندسی و علوم پایه بهعنوان معتبرترین راه برای تحرک طبقاتی و دستیابی به امنیت شغلی شناخته میشود. خانوادهها در این مناطق، فرزندان خود را فارغ از جنسیت، بهسمت رشتههایی سوق میدهند که «بازار کار تضمینشده» دارند.
دوم، در کشورهای غربی، تنوع انتخاب در رشتههای علوم انسانی، هنر و خدمات اجتماعی بهقدری بالاست که بخشی از جمعیت دانشجویی (بهویژه زنان) جذب این حوزهها میشوند اما در شرق، تمرکز بر تولید، زیرساخت و فناوری باعث شده رشتههای مهندسی همچنان جذابترین گزینه باقی بمانند.
این تغییر توازن در نقشه دانش جهانی، پیامدهای عمیقی برای آینده اقتصاد بینالملل خواهد داشت. حضور گسترده زنان تحصیلکرده در رشتههای فنی در آسیا و خاورمیانه، بهمعنای ورود نسل جدیدی از متخصصان، پژوهشگران و مدیران به بازار کار است که میتوانند ساختارهای سنتی را تغییر دهند. اگرچه هنوز در بسیاری از این کشورها، نرخ اشتغال زنان با نرخ تحصیلات آنها همخوانی ندارد اما این ذخیره عظیم نیروی متخصص انسانی، پتانسیلی است که میتواند در صورت مدیریت صحیح، جهشهای اقتصادی بزرگی را در منطقه رقم بزند. جهان اکنون باید خود را برای دوران جدیدی آماده کند؛ دورانی که در آن پیچیدهترین مسائل علمی و مهندسی توسط زنانی حل میشود که از قلب آسیا و خاورمیانه برخاستهاند.
