نگاه اجنبی 

نگرانی امام خمینی (ره) از نفوذ اجنبی و نامحرمان در حکمرانی، بار‌ها و ازجمله در وصیتنامه آن نور روشنایی‌بخش عیان است.
کد خبر: ۱۵۶۲۹۵۳
نویسنده احمد میراحسان - نویسنده و پژوهشگر

نگاه اجنبی امروز می‌توان فهمید آن نگرانی بیهوده نبوده ـ تاثیر نگاهی که قادر به درک الهی رخداد‌ها و نسبتش با امرسیاسی دنیوی نیست، نتیجه‌اش پیروی از مشاوره‌های نابودگر حرکت حق است که عذاب آن گریبانگیر ملت می‌شود و عملکرد زبون برابر قدرت استکبار دردناک‌ترین ضربه را سبب می‌شود. مثالی می‌زنم: یکی از دوستان اسیر مدرنیت و ساختار تقلیدی و فاقد توان تفکر متکی بر قرآن و شیفته فرعون با روحیه یک ظاهربین مسحور انقلاب سفید و شهرنشینی و جهان تکنولوژیک، خبر ایرنا را درباره اظهارات پوتین تکرار می‌کند و سپس می‌نویسد: «رئیس مؤسسه شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه با محکومیت تجاوز نظامی آمریکا به ایران گفت ملت ایران با پشتوانه چندهزار ساله تمدنی، در هر جنگی پیروز خواهد بود.» (ایرنا) 
 دوست ما اضافه می‌نماید: «ما اگر قرار بود پیروز شویم در جنگ‌های دوره قاجار با روسیه پیروز می‌شدیم و استان‌های شمالی ایران را از دست نمی‌دادیم. اگر قرار بود پیروز شویم بر عثمانی پیروز می‌شدیم و بخش‌هایی از خاکمان ضمیمه عثمانی یا عراق فعلی نمی‌شد. اگر قرار بود پیروز شویم بر صدام حسین پیروز می‌شدیم و جام زهر را بالا نمی‌کشیدیم. اگر قرار بود پیروز شویم در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه پیروز می‌شدیم که نشدیم و خوشبختانه این بار هم مثل جنگ عراق، دشمن هم بر ما پیروز نشد. ما ملت ایران اکنون آگاهیم که پیروزی بر دو ارتش بزرگ تا بن‌دندان مسلح، خیالی واهی است. تنها اگر شکست نخوریم، هنر کرده‌ایم و اگر باتلاق ارتش آمریکا شویم و در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران اگر هیچ طرفی هم پیروز نشود، روسیه و چین پیروز هستند. یعنی ما می‌جنگیم تا روسیه پیروز شود، تا چین پیروز شود. 
او اضافه می‌نماید: «اصلا جز تشویق ایران به جنگ، چه ارزش خبری یا تحلیلی‌ای پشت این دو سه جمله دروغ و فریبنده قرار دارد؟! ایرنا که نباید بوق روس‌های خبیث شود.» حماقت و روح بردگی امری درمان‌ناپذیر است و بدتر از آن، بندگی نفس و بندگی شیطان است. یکی از بلایای شرک و نفاق به تصریح قرآن، کوری و کری و تعطیل عقل و سیاهی و قساوت قلب است. انسان تهی از انوار انسانیت، دیگر چهارپاست. حتی متوجه فریب خود به‌وسیله کلماتش نمی‌شود. سخنان دوستم از آن جهت حیرت‌انگیز است که حتی با داعیه دینداری متوجه ابتدایی‌ترین اوامر مبرهن خدایش نیست و ضد آن حرف می‌زند. اول آن‌که هر بنده خدا مکلف به تشخیص وظیفه واجب خود است نه آن‌که چه کسی ظاهرا پیروز می‌شود یا نمی‌شود. وقتی کسی به ناموس دیگری تجاوز می‌کند، چرتکه نمی‌اندازید از ناموس‌تان دفاع کنید یا از ترس تماشاچی باشید. امام علی (ع) در خطبه‌ای که مزدوران معاویه در مرز به دو خانه زن یهودی و مسلمان حمله کردند و خلخال پای‌شان ربودند و برابر دشمن قتال نکردند سستی آنان را لعن و خود طلب مرگ کردند. دوم آن‌که از علل قطعی عدم پیروزی در جنگ با روسیه، وجود همین نگرش تسلیم‌طلب برابر قدرت کفر متجاوز و عدم اراده مقاومت و ناتوانی از اتکال به خدا و بی‌باوری به قدرت خدا در میان مشاوران بزدل فتحعلی‌شاه یا سیاستمداران بزدل در خدمت دشمن بود. آنان از پشتیبانی میدان و عباس‌میرزا دست شستند. در صورت انجام وظیفه بندگی نتیجه فرق می‌کرد. خرابکاری بی‌ایمانی امثال نویسنده در جنگ با دشمن چرا فراموش می‌شود؟
 آیا داشتن روحیه رزمندگان مؤمن سپاه و در رأس‌شان سردار سلیمانی‌ها با افراد شبیه نویسنده در زمان قاجار دور و بر شاه فرق نمی‌کند؟ سوم آن‌که در همین جنگ اگر خط مقاومت پیش رود، پیروزی طبق وعده قرآن قطعی است، اما با نگاه دنیاپرستان سه وضع پیش می‌آید: ۱. پیروزی ما برابر ارتش شکست‌ناپذیر آمریکا واهی است. اگر ایران برابر قدرت بزرگ می‌توانست پیروز شود برابر روسیه و عثمانی و صدام پیروز می‌شد. ۲. اگرشکست نخوریم، هنر کرده‌ایم. ۳. اگر هم ایران باتلاق آمریکا شود، برنده چین و روسیه است. هر سه نگاه نویسنده، زبونانه است و گویای روحیه ضدایمانی و ضدقرآنی و ضد نگاه وجودین حاج‌قاسم و ماهوا ضد مقاومت و انجام وظیفه واجب بندگی. چرا؟ اول آن که نویسنده گویی نه دین دارد، نه چشم و نه دانش درست و نه واقع‌بینی. در جنگ ایران و روسیه اتفاقا اگر به‌جای فتحعلی‌شاه امامی، چون آقای شهید ایران حاکم بود و مردم عاشورایی فرماندهانی مالک اشتروار می‌داشتند، حتما با انواع ابتکارات جنگی و مقاومت، تکه‌پاره کردن ایران رخ نمی‌داد. 
- نابینایی و کینه‌توزی نویسنده تا آنجاست که نمی‌داند جهان و صدام به قصد بلعیدن خوزستان وارد ایران شدند و مقاومت حسینی زیباترین انسان‌های جوان، سبب شکست دشمن شد و جام زهر برای شکست نبود، برای ممانعت از تنبیه لازم به دلیل فشار افرادی که رؤسای رفیق شفیق ما هستند آن پیروزی کامل رخ نداد... و البته خدا جبران کرد و باید کور بود تا ندید! روح رعیت‌وار چنان از تلألو قدرت مادی دشمن کور می‌شود که نمی‌بیند دو ارتش زبون‌شده برای سرنگونی آمده بودند و سگ پاسوخته شدند و این خیال واهی نیست.
 بردگی قدرت آمریکا تا بدان حد است که نویسنده کور و کر است و صدا و نوشتار جمیع سیاستمداران و تحلیلگران و اساتید متخصص و رسانه‌های معتبر آمریکا، دال بر پیروزی ایران را نمی‌شنود و نمی‌بیند. گذشته از این، سخن بلاهت‌باری است که فرورفتن آمریکا در باتلاق ایران را پیروزی چین و روسیه می‌نامد؟! دشمنی به قصد نابودی حکومت و اشغال ایران به جنگ وحشیانه دست زد و مستقیما حمله کرد که نتوانست و شکست خورد و تحلیل احمقانه آن شد که برنده رقبای او شده‌اند؟! یعنی وقتی قلب مریض است، آفتاب تابان هم قابل انکار می‌شود، اما چنین نگاه و فهم و نیرو‌های کوردلی در تاریخ با نامی ننگین یادآوری می‌شوند. ستون پنجم دشمن!

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها