مبانی غلط، نتایج غلط

میراحسان
کد خبر: ۱۵۶۲۴۹۶
نویسنده احمد میراحسان
شنیدم وقتی امام خمینی بزرگوار ماجرای سکوت‌ناپذیری در برابر طرح هولناک شیاطین و خصوصا شیطان بزرگ و در برابر پادویی محمد‌رضا، شاه مفلوک را مطرح کردند و امر قیامش را با سید‌احمد خوانساری در میان نهادند و آن مرد صالح پرسیدند چهل نفر چون خود دارید؟ امام (ره) فرمودند: چهار نفر هم در این حد‌و‌حدود ندارم، من تنها مکلفم کار را آغاز کنم و مامور به نتیجه نیستم. البته آقا‌سید‌احمد به نتیجه می‌اندیشید و منتظرِ منتظَر بود. شاید چنین گفت‌وگویی را هم با حضرت بهجت (قده) جایی خوانده باشم یا شنیدم که ضمنا آقای بهجت فرموده بودند من قادرم و کس دارم در کاخش شر شاه را کم کند و تا جانشینش به‌ حد تجری و گستاخی و استبدادش برسد، سال‌ها مردم مصون از سختی خواهند بود. امام فرمود تکلیفم بیداری و حرکت و قیام خود مردم است نه این برود و آن بیاید. 
امروز هم دولت جمهوری اسلامی در ایران باید اصل انجام‌دادن تکلیف را اصل بشمرند و تفکر ضد توحیدی و اکتفا به آن‌که شاه رفته و خودشان آمده‌اند را دور بریزند. عدم انجام‌دادن تکلیف و فرو‌رفتن در محاسبات غلط به‌سبب مبانی غلط عواقب سیاهی برای ما در دو دنیا به‌بار می‌آورد که بدتر از سرنوشت ذلت‌بار شاه ذلیل خواهد بود. خدا با هیچ دروغی نمی‌سازد و سرش کلاه نمی‌رود؛ گیرم اغوای شیطان در آنان کارگر افتد و بپندارند در آشوب و آشفته‌بازار رژیم‌چنج شیطانی؛ نه چک زدیم، نه چونه، عروس قبضه‌کردن قدرت اومد به خونه!!! که باید گفت شتر در خواب بیند پنبه‌دانه و این مردم پشتیبان ولایت فقیه هستند که کار را تمام خواهندکرد. هنوز عده‌ای اصلا نفهمیدند طبق همان نظر امام، چه اتفاق بزرگی در این جهاد بزرگ برای بلوغ مردم و دفاع‌شان از حقوق مسلم افتاده است. این مردم، دیگر با افکار قاصر رفرمیسم و غربگرایی قابل فریب نیسند. 
 
پس اول این که هر صبح‌و‌شام مکرر به قلب سلیم و به عقل دلیل، خویشتن را دلالت کنیم: خدا هست! و تکلیف توحیدی که جز خدا از هیچ شیطانی حساب نمی‌برد کدام است، امر مبرمی است. آری بی‌شک خدا هست، نه به عادت و در کلمات تهی و باد هوا، بلکه حقیقتی احد و واحد، مطلق، حی و متعال، عالم، شاهد، قادر و قیوم و رحمان و رحیم و قاضی و.... و با هزار و یک نام! و خدا هست. 
دوم آن‌که ایران، امروز آینه شفاف عالم غیب و جاری‌بودن آن در دنیاست. یک هستی نهان که با شدت انکار‌نکردنی هردم و دم‌به‌دم خود را عیان می‌کند و نشان، سیطره و حضور خدا در دمادم لحظات جلوه‌گر است. چه در دل به آن اذعان کنیم و چه مشرکانه و منافقانه به زبان آن را ابراز و در عمل بدان پشت کنند و چه بدان کافر باشند. 
سوم این که وضع وجودی‌ای که ملتی بیدار در برهه‌ای دارد، او را آگاه می‌کند هر کس‌و‌ناکس چه‌کاره است. شاید با انواع نیرنگ‌ها و اغوا و فشارها ملتی را خسته و منفعل کنند و بفریبند و حتی به شکست و تسلیم بکشانند اما نه خدای بزرگ دمی اشتباه می‌کند و نه ملت خیانت‌شده، فراموش می‌کند بر او چه رفت؛ در سقیفه چه گذشت و چگونه منبر پیامبر اعظم‌(ص) به اریکه سیاه‌بازی میمون‌ها بدل شد. امام زمان (عج) هست و امام خمینی (ره) منادی عدل جهانی آن وجود ذیجود راه نموده و نرفتن زیر بار ذلت کفر و شرک و نفاق و عدم خوف از غیر خدا را شرط عبودیت دانسته که خدای او چنین خواسته است. او از رابطه گرگ‌ومیش سخن گفت و پست‌ترین جاهلان فاقد عقل در این کلام ساده، یک جهان پیام انبیا و یک تاریخ تجربه زنده و یک قرآن، فرقان و یک کتاب تعقل را به‌سبب کوردلی ندیده گرفته و همچون آن مردک که پیشه‌‌اش دروغ و دغل به‌سود الیگارشی منفور است، حقیقت عیان را ابوجهل‌وار نفی و پنهان کردند که بصیرت الهی امام شهید درست دید که اگر در سوریه برابر جنایتکاران شیطانی و طرح اسرائیل بزرگ نجنگیم، فردا آنان که نوامیس سرشان می‌شود باید در ایران شاهد و شریک ریختن خون مردم باشند که شدند و آن‌قدر شیطنت و وقاحت اینان بی‌مرز است که با وجود اثبات صحت نظر دو امام الهی دست از افکار خیانت‌بارشان برنداشتند و بی‌آزرم به استهزای دو بنده مخلص خدا پرداختند و دشنام دادند و قوای سه‌گانه لام‌تا‌کام دم فرو بستند. 
 
باید در این دفاع مرگ و زندگی، به ارزیابی دقیق ارزش‌های انقلاب اسلامی و علیه آرای غربی‌سازی مخالفان راه امام (ره) پرداخت و با برهان و مستندات برای مردم حقایق را وضوح بخشید و انکار نکرد که چگونه با تخطی و زیر پا نهادن قانون اساسی و پیمان با ولی فقیه و عدم پایبندی به سیاست کلی و... از حقیقت این رویداد الهی دور شده و به دام شیطان گرفتار می‌آیند. 
رها از تهمت و افترا و دروغ که تردیدی در سرشت دوزخی چنین برخوردهایی در زندگی حزبی و سیاسی و رقابت جناحی وجود ندارد. و نیز رها از ساده‌لوحی که طرح پیچیده نفوذ و اغوا و تأثیر شیاطین و عملیات جاسوسی را نفی می‌کند، خرد انسان اهل ایمان حکم می‌کند بدون کاهلی ذهنی و افکار و تصورات واهی رخدادها را خردمندانه چنان که هستند، ببیند و تکلیفش را ادا کند. 
بیایید بدون فریب خود و مردم، با صراحت و بدون پرده‌پوشی مفاهیم درگیر را در زندگی سیاسی‌مان روشن کنیم. 
۱. مردم ریشه‌دار ایران هرگاه رهبر درخور عظمت روحی و حقیقت درونی خود را یافتند، در مسیر دفاع ازحق هیچ کم نگذاشتند و هروقت نااهلان حکومت را در دست گرفتند، همین مردم دچار ذلت شدند. تمام تاریخ ایران گواه این سنت است. پس اگر رهبری الهی و مردمی بنا به سرشت فروتنش تنها از عظمت ملت حرف می‌زند، بدیهی است که قصد او تخفیف جایگاه بی‌بدیل و تحریف‌ناپذیر‌ امام (ره) نیست. 
۲. اما اگر مسئولان، احزاب و نیروهای سیاسی، به قصد و غرض تخفیف جایگاه مؤثر و نفی گوش‌به‌فرمانی در ساحت فقه جعفری، طمع غصب جایگاه ولایت به سرشان زده و فقط مردم‌مردم کنند و اوامر ولی فقیه را به‌اجرا در نیاورند، بی‌شک این وسوسه‌ای شیطانی در نابودی همان اقتدار مردم و به ذلت کشاندن‌شان و محروم‌کردن‌شان از رهبری فقیهانه و شایسته و جانشین‌کردن نا‌اهلان است. این مبانی ضدانقلاب اسلامی به خیانت به میراث خمینی بزرگ (ره) ختم خواهد شد. مسلما انقلاب اسلامی تنها با فقه حکومتی اثبات ضرورت قیام، زمینه‌سازی آن بیداری مردم و برانگیختگی همگانی در دفاع از نظام اسلامی، کسب قدرت و تلاش برای تحقق آرمان‌های الهی یک جامعه مستقل رها ازسلطه، عدالتخواه و خدمتگزار مستضعفان، نظام ضد الیگارشی و ضد استکبار و قشر ممتاز رانت‌خوار معنادار است نه با اجرای مرجعیت فقهی مثلا حضرات در خدمت انگلیس و حتی مرجعیت بزرگوار مخالف تشکیل حکومت. یاوه‌بودن این روش ناصادقانه محرز است. زیرا راه‌های فقهای معظم مخالف تشکیل حکومت به‌درد اداره حکومت نمی‌خورد بلکه ناظر بر حفظ اسلام در شرایط حکومت غاصب است. و هواداران این دیدگاه مخالف حکمرانی ولی فقیه و سرپیچی از حاکم اسلامی و عدم اجرای منویات او در حقیقت نفاق به‌خرج داده و مستوجب عذاب الهی و خدعه و پیمان‌شکنی و خودرأیی هستند. 
۳.حقیقت آن است که مبانی متفاوت نسبت به یک مساله به راه‌حل‌ها و نتایج مختلف ختم خواهند شد. فرض کنید شما معتقدید کفر جهانی بدون قدرت ایستادگی ملتی و اقتدار نظامی، قابلیت تسلیم به حقوق حقه او را دارد و برعکس عدم اعتماد به دشمن و باور به رابطه صلح‌آمیز با او و بالابردن استعداد نظامی، سبب مشکلات بزرگ و هزینه بیهوده و شکست می‌شود. مسلما این دیدگاه همان‌طور که در ارتباط با مدیریت حلقه نیاوران، الیگارش‌های سازندگی و پیروان آقایان هاشمی و خاتمی و احزاب مختلف غربگرا و.... دیدیم به نفی مقاومت، رهاکردن تقویت استطاعت نظامی و اقدامات اقتصادی خود‌پو و مستقل و سیاست تسلیم و تعلیق مقاومت ختم می‌گردد. 
۴.چرا یک نظام عالی اسلامی به‌جای ارزیابی سیاست‌های مرکز‌گریز غربگرایان و زیان‌های جانی و مالی وارده به‌سبب عدم پایبندی به هدایت ولی فقیه همین‌طور کشور را رها می‌کند و هیچ بررسی جدی‌ای در ارتباط با مدیریت غلط صورت نمی‌گیرد و نتایج دردباری که به‌سبب نفوذ این نااهلان راه انقلاب اسلامی نصیب ملت شد صورت نمی‌گیرد و با سند و مدرکی اثبات نمی‌شود که اگر نبود ولی فقیه خردمند اهل ایمان و تقوی وشجاع و مدبر و رها از اهوا و.... حضرات ثمرات یک قیام بزرگ را به مفت تقدیم شیطان بزرگ کرده بودند و پیشنهاد آنان در صورت اجرا آشکار مرگبار بود. و ولایت فقیه مملکت را نجات داد. 
۵.از مبانی سراپا اشتباه حضرات تسلیم‌طلب آن است که تصور می‌کنند سران اجرایی دست‌اندر‌کار واقعیات هستند و آنان بیشتر از هر‌کس صلاحیت تعیین تکلیف و تصمیم‌سازی دارند و فراتر از ولی فقیه به اوضاع اشراف بیشتری دارند اما این یک غلط محض است. اولا سران قوا، در جایگاه فقیه و رهبر حاکم نیستند. آنان قدرت اجتهاد درست ندارند ثانیا تفکر ماهوی اینان ممکن است کاملا تسلیم‌طلبانه باشد. مثلا هر سه رئیس قوه‌ها معتقد باشند ما بدون تبعیت از آمریکا نمی‌توانیم هیچ گامی در توسعه برداریم. در‌حالی‌که ولی فقیه بر مبنای قرآن و عترت و اجتهاد صحیح براساس مبانی متقن و شناخت درست قدرت‌های جهان و تحولات عینی و رهایی از نگاه آمریکا محور، بر توهمات غربگرایی افسار زده و از مبانی غلط آنان رهاست برای همین اسیر نتایج فاجعه بار غربگرایان نمی‌شود و واقعگرایانه به زندگی نگاه می‌کند. 
 ۶.امت و امام با مقاومت و تحمل مصائب، پیروزی مسجلی به‌دست آورد. این پیروزی، به‌سبب درست‌بودن نگاه ولی فقیه به دشمن و واقعیات جهانی و رهایی از اغوای شیطان به‌دست آمد. اگر مبانی غربگرایان پیش می‌رفت، از همان دوران مرحوم هاشمی و حلقه نیاوران و کارگزاران ما گرفتار مصری‌شدن ایران می‌شدیم و شکست قطعی بود. نگاه درست ولی فقیه ما را از دامچال بازی صهیونی نجات داد. ابزارهای تحت فرمان ولی فقیه مایه قدرت ایران شد. امروزی با این پیروزی باید ساختار تازه قدرت ایرانی را محقق سازیم حق ندارید از پیروزی، شکست و بازگشت به وضعیت پیشاپیروزی بسازیم. قدرت جدید، مناسبات جدید می‌طلبد. و این مناسبات را باید تثبیت کرد، نه آن‌که فشار بر ترامپ را به‌بهانه مذاکره خنثی کرده و به او تنفس مصنوعی داد. مبانی غلط غربگرایان و عدم توان استقامت و ترس و میل به نوکری ارباب و روح رعیت‌گونه سبب می‌شود مدام فضایی برای تجدید تنفس برای ترامپ به‌وجود آورند و تو را از وضعیت ناگزیر و تسلیم نجات دهند. 
 
newsQrCode
برچسب ها: احمد میراحسان‌
ارسال نظرات

نیازمندی ها