دو نگاه، دو راه حل متضاد 

احمد میر احسان
 مشکل بزرگ  آن است که مدام مشکلات موجود در زندگی ما که محصول کنش غلط خودما یا غلطکاری های وحشیانه  دشمن  است به این ایده بر می گردد که تنها راه حل آنها همان غربی سازی و نگرش غربگرایانه و توسعه  متکی به پذیرش مسیر  غرب است.  چنین است آنچه که منفور قرآن  و عترت است، ممدوح می شود و بر عکس  عوامل معروف و ارکان و آرمان های  بزرگ رستاخیز امام خمینی  ره و قیام استقلال طلبانه و همه دستاوردهای سربلند استقامت و پیشرفت باور نکردنی، گام به گام به منکر بدل می شود  .  پیروی و دست یاری به سوی منفورترین شخصیت های نوکر شیطان بزرگ مایه افتخار و پشت کردن و خیانت به یاران مقاومت الهی تحسین  می گردد.  
کد خبر: ۱۵۶۲۴۰۰
نویسنده احمد میراحسان 
یکی از راه های فشار بر امام خمینی ره و امام شهید،  همین ابزار بود: بدون توافق  با امریکا و دوستی و جلب رضایت شیطان  بزرگ امکان توسعه وجود ندارد.  هر دو امام اما راه دیگری را نشان دادند و تاکید کردند بجای چشم دوختن به مرحمت وهمی حاصل از تسلیم به شیطان، کمر همت ببندید و راه رشد مستقل  در صنعت  و کشاورزی و فرهنگ را پیدا کنید.  مستقل  رشدکنید و نیازهای کشور را در داخل برطرف نمایید و خود به قدرت نظامی و اقتصادی و دارای سیاست مستقل بدل شوید. 
اکثر دولت ها تا امروز به طورکامل به این هدایت تن ندادند.  پاره ای از دولت ها تا حد نابودکردن جان مردم از این حکم سربرتافتند که باید محاکمه میشدند مثل ماجرای واکسن کرونا  و یا سیاست های ارزی و بانکی ومالیاتی  و گرانی و.....  آنان حتی زمانی که اثبات شد اگر سد تفکر مرعوب شکسته شود در همه زمینه ها در علم و تکنولوژی و ابزار نظامی و..... امکان رشد داریم و نبوغ ایرانی بر مشکلات فایق می آید باز بجای پذیرش راه  اسلام،  راه ولی فقیه شروع کردند به پافشاری روی موضوعی که در عمل خلاف تصورشان، مایه شکست شده و نتیجه نداده بود. آنان با وجود آنکه عمل و رویداد های واقعی  نگرش انقلابی و صحت آن را اثبات می کرد  باز راهی را ادامه دادند که دشمن مایل بود . دشمن بزرگترین ضربات نظامی،  تروریستی، امنیتی اقتصادی وسیاسی را بر ما وارد آورد اما حضرات همچون جادو شده ها و بدون مجازات و بدون  کمترین جبران خسارات ما را خواهان  جنگ معرفی کردند!!!!  رئیس قوه مجریه می فرماید:« هی می خوایم بگیم  بجنگیم و همان کاری  که اسراییل می خواد....» 
در تاریخ بشریت بی سابقه است که دشمنی با کشوری ۴۷ سال در جنگ ترکیبی باشد و ملت و رهبر مردم با جانشان برای برده نشدن مقاومت و جنگ دفاعی را سرفرازانه به نتیجه عزتمند برساند  . آن وقت رئیس قوه مجریه  کشور مظلوم  خود را متهم به جنگ طلبی کند.  حتی خلاف اصول رهبری  با وجود تجربه مکرر مجوز تکرار تجربه شکست خورده مذاکره را باز تجربه کند و باز شکست بخورد  ولی ذره ای مسئولیت پذیر نباشد تا نزد مردم اعتراف کند که توهمات صلح او و نجنگیدنش به تلخ ترین شکلی شکست خورده و باز دست بردار نیست.  اگر شما آمریکا باشید در برابر چنین نگاهی به طمع نمی افتید که جنگ باخته را با علف سبز صلح به جنگ برده ی خود بدل سازید  ؟ این نگاه تنها نگاه نیست  بلکه نگاه دیگری هم در نفی آن وجود دارد. نگاه دیگر معتقد است اسراییل همدست آمریکا است.  آمریکا برای تخریب مقاومت  که پیروزی غیر قابل انکاری بدست آورده،  بهترین راه را وانمود کردن موافقت اسراییل با ایستادگی است.  در نتیجه غربگرایان مخالف پیروزی خط انقلاب بهانه ای برای فریب مردم و ایجاد اختلال در مقاومت پیدا کنند و بگویند اسراییل موافق جنگ دفاعی است!!!!
این وانموده مضحک در عمل نتیجه اش چیست؟  پذیرش فریب صلح آمریکایی و در واقع باختی که آمریکا باجنگ نتوانست به ما تحمیل کند.  اسرائیل چرا باید موافق  جنگ دفاعی باشدکه تمام دنیا می گوید از آن ایران نیرومندتر سر برآورده است.  اصلا  فرض کنیم اسراییل واقعا خواهان تشدید جنگ بین آمریکا و ایران است. بدیهی است او انتظار شکست ایران از این جنگ را دارد،حال که ایران پیروز میدان است و آمریکا وامانده، اسراییل چه نفعی از پیروزی ایران می برد و شما چرا بجای فشار بیشتر به ترامپ و فروپاشاندن این دشمن وحشی مدام به یاریش برای تجدید قوا برمی خیزید  ؟ آیا نمیتوان گفت این مخالفت با جنگ دفاعی تا بزانو در امدن امریکا محصول مشاوره تفکری است  که ماهوا خواهان قدرت جمهوری اسلامی نیست و به سبب سنخیت  دیدگاهی با آمریکا مطلقا احساس و خواست پیروزی بر آمریکا ندارد. و وقتی می بیند دنیا ارزش فراوانی برای پیروزی جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه  قائل است،  این امر سکولارهای ضد ولایت فقیه را ناراحت می کند. مقاومت امکان مغازله با آمریکا را نابود می کند.  پس انان با دفاع میانه ای ندارند، این فضای گفتگو  ، و بده بره است که رویای فروشی  دروغین صلح به سود غربگرایان و غربگرایی را و هژمونی انان را تضمین می کند. این نگاه با نگاه قبلی ۱۸٠  درجه فرق دارد.
 
کدام نگاه راه سربلندی  ماست؟ می بینیم  در خصوص هریک ازمشکلات و مسائل کشور که امروز در گیر آن هستیم دو نگاه و راه حل داریم نه یکی. و آن هم باب میل شیطان: مثلا تامین معیشت مردم با یک نگاه همان  پرکردن بازار  از گوشت و مواد غذایی و میوه و همه کالاهاست  که تا اینجا به راه انداختن کار تجار و وارد کنندگان و..... مربوط می  شود. اگردر همین  حال با انواع سیاست های غلط فشار فراوان بر دوش ۵٠ میلیون ایرانی بیاوریم، فرضا با حذف ارز ترجیحی و سوء استفاده  از جنگ با هر نفر کالابرگ به ارزش یک مرغ سرشان کلاه بگذاریم،  سیاست ما ضد مردمی است ـ و راه حل ما مردم را له ولورده می کند. همین طور در همه موارد اساسی راه حل ها ی متفاوت وجود ودو تصویر وجود دارد،  از شرایط جنگ تحمیلی سوم گرفته تا تحولات حوزه نظامی،  از راه تامین نیازهای مردم  ،  گرفته تا تامین منابع ارزی و ریالی برای مصارف ضروری،  رابطه با طرف های خارجی،  و آینده پیشرو و..... می توان در باره هریک دست کم دو راه حل مختلف ارائه داد. از دیدگاهی آینده پیشرو همان توسعه از طریق صلح با آمریکاست و دیدگاهی با صد تجربه و برهان اثبات می کند این راهی فریبناک است وحتی یک کشور چنین توسعه نیافته است. 
پس حداقل شرافتمندانه آن است راه حل غربگرایانه را به  دروغ تنها راه وانمود  نکنیم و پافشاری بر جنگ دفاعی  را بدروغ خواست اسرائیل نخوانیم  و امکان نقد فراهم  آوریم و اگر در عمل اثبات شد این راه یک توهم بود درس حاصل راپشت گوش نیندازیم و تکرار نکنیم و راه دوم را با جدیت به انجام برسانیم! 
☆☆☆☆
یکی از ابزارهای غربگرایان تبدیل کردن نظریه پردازان و اساتید غربگرای دانشگاه ها به بت های مطلق راه حل علمی  است اما حقیقت آن است که چنین تصویری دروغین و فریبناک و اغراق آمیز است.  رها از تعارفات و رها از اطلاعات،  وقتی این اقایان از سریع القلم تا فلاحت پیشه از نیلی تا هادیان از غنی نژاد تا زیبا کلام.... زبان که  بازمی کنند چنان در برابر بینش دو  امام  سطحی  و مبتذل و مرعوب غربند که باورکردنی نیست. انسان هرگز نمی پنداشت این مشاوران با نام های پر طمطراق  این همه  درباره  سازوکار  عمل قدرت جهانی و اهداف و خواست های ضروری و ماهوی شان بیگانه و نادان باشند. اصطلاحات خارجیشان  فرد کم سواد را مرعوب  می کند اما حجاب اغوای لفاظی که پرده برداری شود و پای حجت های قوی به میان آید، آنگاه همه مشاهده می کنند که نگاه اینان هيچ سنخیتی  با ایمان و باور توحیدی و جهاد ومقاومت برابر کفر و واقعیات نظام متفرعن موجود جهانی  و حقیقت انقلاب اسلامی ندارد. چرا افرادی که هیچ سنخیتی با روح و تفکر و مبانی و آرمان های انقلاب اسلامی ندارند باید پشت پرده بیخبر ی مردم،درحساس  تربن نهاده ها نقش رهبری فکری به عهده داشته باشند. این حماقت از هیچ کشوری  قابل پذیرش نیست و چنان است که یک کمونیست مشاور ترامپ باشد. چه کس باید جواب دهد چنین نامحرمانی چرا باید وزارت خارجه را بچرخانند و از رشد نیروهای مومن انقلابی ۴۷ سال جلوگیری کنند و یکنفر هم که از سد سیطره غربگرایان عبور میکند، اوهم  ترور می شود؟ 
ببینید برای فریب افکار عمومی ازچه شعبده الفاظ بهره می گیرند تا تنگه را بدلخواه آمریکا بازکنند. میگویند ما بر تنگه هرمز حاکمیت داریم چون  این تنگه جزیی از سرزمین ماست. این سخن  به معنای آن است همین که بر روی کاغذ و در حرف بگویند تنگه هرمز  متعلق به ایران است کافی است.پس دردسر بوجود نیاورید و نخواهید از ملک خود بهره مند شوید و بهره مشروع ببرید و تنگه را مدیریت کنید و دنیا را علیه خود بشورانید!!! اما همه حاکمیتی که قدرت اعمال حکم خود را نداشته باشد یک مالکیت صوری است و پشیزی ارزش ندارد.  می گویند اگر مثل  ابراهه های دیگر از کشتی ها پول دریافت کنید دنیا را علیه خود بر می انگیزید.  می گوییم  آیا منظورتان از دنیا آمریکا و اروپا است. دنیایی که همدست کثیف ترین جنایت صهیونیستی است؟ اگر برای حقوق مسجل مان واهمه کنیم که زورگویان جهان مبادا خوش شان نیاید یعنی ذهنی داریم از پیش مرعوب  قدرت سلطه که باور دارد چون هر مقاومتی سبب ناخشنودی مستکبران  می شود پس دست از پا خطا نکنیم و طبق خواست شیطان بزرگ عمل  کنیم.  با این اوصاف نباید انقلاب می کردیم. نباید در جنگ هشت ساله دفاع می کردیم،  نباید موشک می ساختیم و دانش هسته ای می پرداختیم و امریکا هر جنایتی که توانست کرد و ما فکر مقاومت را هم نباید به سر راه می دادیم.  از پایگاه آمریکایی در قطر ، بحرین.  کویت به ما حمله کنند و ما حق پاسخ  متقابل نباید می داشتیم  زیرا این پاسخ جنگ است و ما نباید جنگ کنیم.  در پشت داعیه تخصص و استادی و امریکا شناسی این نگاه چیست  جز نگاه رعیت به ارباب!
 
من کاری به عواقب این نگاه و خواست های پایان ناپذیری استعماری و پذیرش های پایان ناپذیر بردگی در آن ندارم.  فقط به یک نکته کار دارم این آقایان با این تفکر مطمئنند  نباید به پهلوی بگروند؟  چرا مشاور جمهوری اسلامی شدند؟ چه ربطی به انقلاب اسلامی دارند؟ بجای کمک به انقلاب کارشان شبیه  نفوذی هایی است که از درون  می خواهند انقلاب را به سود ضدانقلاب تسخیر کنند.  با این اساتید باید چه کرد؟ بیاد داشته باشیم  تنها یک نگاه در برابر مسایل انقلاب وجود ندارد.  علیه نگرش ضد انقلابی نگرش انقلابی راه حل تخصصی دیگری با براهین و حجت هایش  عرضه  می کند  .  آیا  عاقلانه نیست  مسئولان انقلاب از مشاوره ضد انقلاب پیروی نکنند!
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها