مردم ایران، هویت‌بخش رهبران‌شان شدند

نجفی
سال‌ها پیش در صفحه اول روزنامه‌ای قدیمی نوشته بود که هفته آینده عکس رهبر اصلی مشروطه را چاپ می‌کنیم، در حالی که برای دیدن وی کنجکاو شده بودم، هفته بعد دیدم فقط تصویر یک قاب عکس خالی چاپ شده است و این پاسخ عجیب بود، مردم و جامعه ایران مهم‌ترین جهت دهنده انقلاب مشروطه بودند که به رهبران هویت دادند.
کد خبر: ۱۵۶۲۳۸۲
نویسنده دکتر موسی نجفی - استاد تمام علوم سیاسی

در دوران مشروطه برای نخستین بار در تاریخ ایران رهبران با مردم هویت پیدا کردند، در صورتی که قبل از این برعکس بود و در اکثر مقاطع مردم با رهبران‌شان یا رؤسای ایل‌ها و طوایف امثال قزلباش‌ها و... شناخته می‌شدند. دستاورد اصلی مشروطه این بوده که هر کسی بعد از این انقلاب در دولت و مجلس روی کار آمد، موظف بود عملکرد خود را برای مردم توضیح دهد یا توجیه کند. میراث مشروطه همان انرژی آزاد شده‌ای بوده که شرایطی را فراهم کرد تا در آن همه بزرگان و رهبران بتوانند حرکت کرده و اظهار نظر کنند؛ بنابراین می‌توان گفت جامعه‌ای که اصلا حرکتی نداشته و ندارد و به اصطلاح مرده است رهبران واقعی و مؤثری هم نداشته و نخواهد داشت. جالب است بدانیم در زمان مشروطه نشاط در جامعه در سطح بالایی در جریان بوده است. ما می‌توانیم با آگاهی و درس‌هایی که از این انقلاب و عصر و آن دوران مهم گرفتیم باز هم بعد از ۱۰۰ سال و چند دهه یک بار دیگر تاریخ را دوباره مرور و بازاندیشی کنیم و بنویسیم و همچون شاخص و قطب‌نما به تصحیح خود بپردازیم. البته این را هم به خوبی می‌دانیم که ملتی که از تاریخ خود درست عبرت نگیرد، مجبور به تکرار همان تاریخ می‌شود و صد البته اگر در ملتی احساس ناامیدی پیدا شود شاید مجددا نوکری وابسته که ثمره ناامیدی و ضعف و بی‌بصیرتی دوره‌ای خاص از تاریخ بوده دوباره نمایان شود. می‌دانیم استعمار مکار غرب از این مهره‌ها در سایز‌های مختلف در زیر آستین زیاد ذخیره کرده است. موجی که در مشروطه آزاد شد، هنوز هم آزاد است. در مشروطه تحولاتی عمیق در فرهنگ سیاسی ایرانیان اتفاق افتاده است، مشروطه به ما درک مدنی مهمی داد، این درک مدنی شعار سیاسی جناح‌ها و بازیگران سیاست نبوده و نیست، بلکه به معنای «ضرورت قانونمندی» در کل جامعه بوده است. 
از این رو باید برای تکمیل این روند درک مدنی، جهت قانونی و حقوقی و ملی داد تا از مسیر خود خارج نشود و از آن صیانت شود. این نکته هم قابل تأمل است که تاریخ همیشه پشت‌سر ما قرار ندارد بلکه گاهی از زمان ما هم جلوتر است؛ زیرا یک وجه تحولات تاریخی محصور در زمان بودن و یک وجه دیگر آن نظری و اندیشه‌ای بودن آن است. وقتی یک انقلاب انرژی بالایی را در سطح اجتماعی آزاد می‌کند، مردم نسبت به مشکلات احساس بد و ناخوشایند کمتر داشته و این در حالی است که اگر این انرژی برنامه‌ریزی و مدیریت درست شود، کشور را ساخته و تاب‌آوری ملی را در شرایط سخت بالا می‌برد؛ در غیر این صورت این انرژی هدر می‌رود و منشا اثرات بزرگ نمی‌شود. موجی که در مشروطه ایرانی آزاد شد، هنوز هم آزاد است، حتی از موج مشروطه، انقلاب اسلامی پدید آمد، اما یکی از آسیب‌های انقلاب‌ها نداشتن برنامه برای آینده است. اگر انقلاب برای آینده برنامه نداشته باشد، نیرو‌های آن هدر می‌رود و دیگران برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند. نداشتن برنامه برای آینده، توده‌های مردم را دچار عارضه گریز از مرکز می‌کند، چنان‌که در تاریخ دیدیم انقلاب مشروطه‌ای که قرار بود برای ایران تحولات عظیم ایجادکند و پربارتر از دستاورد‌های اولیه اش دفاع کند در اثر استحاله به دست نامحرم اجنبی به قزاق وابسته مثل رضاخانی تبدیل شد. مشروطه هرگز شکست نخورد، اساسا نهضت‌ها هیچ گاه شکست نمی‌خورند و همیشه اثرگذار هستند، انرژی که مشروطه در بین نیرو‌های اجتماعی ایران آزاد کرد، تأثیرگذاری خود را داشته و هنوز هم دارد؛ بنابراین نباید اصل را بر مرگ نهضت‌ها گذاشت، بلکه اصل بر تداوم و زنده بودن آنهاست و در هر حالتی عبرت گرفتن از گذشته، هموار کردن راه آینده است.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها