آمریکا و اسرائیل منطقه را به جنگی تمام‌عیار کشاندند
سفیر و نمایند دائم جمهوری اسلامی ایران در ژنو:

آمریکا و اسرائیل منطقه را به جنگی تمام‌عیار کشاندند

همزمان با برکناری دو مقام ارشد موساد به‌دلیل شکست طرح تغییر نظام در ایران، گزارش‌ها از عصبانیت ترامپ به‌دلیل افشای کاهش ذخایر مهمات آمریکا حکایت دارد

آوار شکست بر سر موساد و پنتاگون

تر
مجموعه‌ای از تحولات همزمان در تل‌آویو و واشنگتن تصویری از فشار بر دو ستون اصلی پروژه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ارائه می‌دهد؛ موساد در جبهه اطلاعاتی و پنتاگون در جبهه نظامی به‌شدت شکست خورده و دچار سردرگمی هستند. 
کد خبر: ۱۵۶۲۰۹۴
نویسنده عبدالرضا هادی‌زاده نائینی - دبیر گروه سیاسی
 
شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل گزارش داده است که رئیس موساد دو مقام برجسته این سازمان از جمله رئیس اداره اطلاعات و رئیس اداره ایران را پس از شکست طرحی با هدف تغییر نظام در ایران برکنار کرده. طبق این گزارش، این طرح به مقامات آمریکایی و شخص دونالد ترامپ ارائه شده و بر همکاری با برخی گروه‌های داخلی برای ایجاد تغییر سیاسی و روی کار آوردن رهبری جدید در ایران استوار بوده است. 
همزمان در آمریکا، گزارش سی‌ان‌ان درباره کاهش شدید ذخایر مهمات و موشک‌های کلیدی ارتش آمریکا، کاخ سفید و پنتاگون را در موقعیتی دفاعی قرار داده است. ترامپ نه‌تنها اصل گزارش را رد کرده بلکه افشای اطلاعات مربوط به ذخایر تسلیحاتی را خیانت‌آمیز خوانده و از پیگرد قضایی افشاکنندگان سخن گفته است.  قرار گرفتن این دو مسأله در کنار یکدیگر، پرسشی جدی ایجاد می‌کند: آیا پروژه فشار همه‌جانبه علیه ایران همزمان در دو سطح اطلاعاتی و نظامی با شکست و فرسایش روبه‌رو شده است؟  
   موساد؛ شکست در قلب پروژه تغییر نظام 
برکناری دو مقام ارشد موساد صرفا یک جابه‌جایی اداری نیست. اهمیت این تحول در آن است که دلیل اعلام ‌شده برای آن، ناکامی طرحی است که هدفش تغییر نظام در ایران عنوان شده. رسانه عبری گزارش داده مقامات برکنار شده مستقیما در طراحی و آماده‌سازی این پروژه نقش داشته‌اند و رئیس موساد معتقد بوده طراحان چنین عملیاتی باید مسئولیت شکست آن را نیز بپذیرند. 
بر این اساس تل‌آویو عملا پذیرفته یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اطلاعاتی خود علیه ایران به شکست انجامیده است. این موضوع نشان می‌دهد فاصله میان سناریوهای طراحی ‌شده در اتاق‌های فکر امنیتی و واقعیت میدان بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که طراحان تصور می‌کردند. 
سال‌هاست دستگاه‌های اطلاعاتی غربی و رژیم صهیونیستی بر مدل‌هایی از جنگ ترکیبی تکیه دارند که در آن فشار خارجی، عملیات روانی، شبکه‌سازی داخلی و جنگ اطلاعاتی در کنار هم قرار می‌گیرند اما تجربه اخیر نشان داد تبدیل این سناریوها به نتیجه سیاسی در ایران، با دیوار سخت واقعیت روبه‌روست. 
   وقتی تحلیل اطلاعاتی فرو می‌ریزد 
کارویژه اصلی یک سرویس اطلاعاتی، شناخت درست میدان پیش از آغاز عملیات است. اگر برآورد از میزان انسجام اجتماعی، توان دفاعی، ظرفیت پاسخگویی و عمق راهبردی طرف مقابل نادرست باشد، کل عملیات بر پایه تصویری غلط طراحی می‌شود. 
از همین زاویه، شکست پروژه موساد علیه ایران نشانه‌ای از خطا در فهم واقعیت ایران است. این‌که چنین طرحی تا سطح ارائه به رئیس‌جمهور آمریکا پیش رفته، اهمیت موضوع را دوچندان می‌کند. وقتی پروژه‌ای با این سطح از حمایت سیاسی شکست می‌خورد، طبیعی است نخستین واکنش، جست‌وجوی مسئولان شکست در داخل ساختار اطلاعاتی باشد. به همین دلیل، برکناری دو مقام ارشد موساد را باید بخشی از تلاش تل‌آویو برای مدیریت تبعات یک شکست راهبردی دانست. 
   پنتاگون؛ نگرانی از فرسایش زرادخانه 
در سوی دیگر، گزارش سی‌ان‌ان از وضعیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تصویری متفاوت اما مرتبط ارائه می‌دهد. این شبکه به نقل از دو منبع مطلع افشاکرده که فرماندهان ارشد نظامی آمریکا درباره کاهش شدید ذخایر برخی مهمات هشدار داده‌اند. براساس این گزارش، ارتش آمریکا بخش بزرگی از موشک‌های سامانه «تاد» و رهگیرهای پاتریوت خود را مصرف کرده و ذخایر موشک‌های تاماهاوک نیز کاهش یافته است. با این حال ترامپ سراسیمه مدعی شده آمریکا ذخایر عظیم مهمات در اختیار دارد. او همچنین از افزایش ظرفیت تولید صنایع دفاعی سخن گفته است اما بخش مهم‌تر واکنش ترامپ، تهدید افشاکنندگان اطلاعات به تعقیب قضایی بود. رئیس‌جمهور آمریکا انتشار این اطلاعات را خیانت‌آمیز توصیف کرد و وعده مجازات‌های سنگین برای عاملان آن داد. 
همین واکنش نشان می‌دهد موضوع ذخایر مهمات، صرف‌نظر از درستی یا نادرستی ارقام منتشرشده، برای واشنگتن مسأله‌ای امنیتی و حساس است.  
   تناقضی که در واشنگتن دیده می‌شود  
اگر وضعیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا کاملا عادی است، چرا افشای اطلاعات مربوط به آن تا این اندازه برای کاخ سفید حساسیت‌برانگیز شده؟ دولت آمریکا می‌تواند استدلال کند انتشار جزئیات مربوط به مهمات و رهگیرها اطلاعاتی درباره ظرفیت عملیاتی ارتش در اختیار دشمن قرار می‌دهد؛ استدلالی که از منظر امنیتی قابل فهم است اما همین استدلال ناخواسته اهمیت مسأله را برجسته می‌کند. هنگامی که دولت همزمان گزارش را تکذیب می‌کند و افشاگران را تهدید به زندان می‌کند، موضوع از سطح یک اختلاف رسانه‌ای فراتر رفته و به مسأله‌ای مرتبط با آمادگی نظامی و امنیت اطلاعات تبدیل می‌شود. 
به بیان دیگر، حتی اگر ادعای کمبود خطرناک پذیرفته نشود، اصل نگرانی درباره فشار بر ذخایر و سرعت جایگزینی مهمات همچنان پابرجاست. جنگ‌های طولانی‌مدت می‌توانند حتی بزرگ‌ترین زرادخانه‌ها را نیز تحت فشار قرار دهند. 
   دو بحران در دو اتاق فرماندهی 
اکنون موساد با بحران ارزیابی اطلاعاتی روبه‌روست و پنتاگون با بحران مدیریت هزینه‌های جنگ. یکی درباره توان دیدن واقعیت میدان است و دیگری درباره توان ادامه دادن جنگ. 
به همین دلیل، این دو خبر را نمی‌توان کاملا مستقل از یکدیگر دید. هر دو نشانه شکست پروژه‌ای هستند که قرار بود ایران را در برابر فشارهای همزمان امنیتی، سیاسی و نظامی به فروپاشی برساند.  
طرح موساد بر این فرض بنا شده بود که می‌توان از شکاف‌های داخلی برای ایجاد تغییر سیاسی استفاده کرد. ناکامی این پروژه نشان می‌دهد محاسبه تل‌آویو درباره ظرفیت داخلی ایران با واقعیت فاصله داشته است. در آمریکا نیز مسأله مهمات، نشان می‌دهد جنگ فقط با شمار هواپیماها و موشک‌ها سنجیده نمی‌شود. توان تداوم عملیات و ظرفیت تولید مجدد مهمات نیز بخشی از قدرت واقعی نظامی است. سی‌ان‌ان حتی می‌گوید نگرانی درباره ذخایر مهمات یکی از عواملی بوده که در ارزیابی آمریکا درباره گسترش جنگ علیه ایران مورد توجه قرار گرفته است. در کنار آن، نگرانی از تلفات غیرنظامیان و تهدید زیرساخت‌های انرژی منطقه نیز مطرح بوده است. 
   ایران؛ هدفی که محاسبات دشمن را به هم می‌زند 
آنچه از مجموع این تحولات برمی‌آید، دشواری مواجهه با ایران است. ایران برای آمریکا و رژیم صهیونیستی یک هدف ساده نیست که بتوان با یک عملیات محدود، معادلات سیاسی آن را تغییر داد. هرگونه محاسبه درباره ایران باید توان موشکی، ظرفیت پاسخگویی، عمق جغرافیایی، زیرساخت‌های دفاعی و توان تاب‌آوری کشور را در نظر بگیرد. براساس گزارش شبکه ۱۲ اسرائیل بخشی از این محاسبات در تل‌آویو فرو ریخته است. همچنین طبق گزارش سی‌ان‌ان بخش دیگر از محاسبات واشنگتن نیز تحت فشار قرار گرفته است. 
آوار شکست زمانی سنگین‌تر می‌شود که یک طرف جنگ ناچار باشد هم طراحان عملیات اطلاعاتی خود را کنار بگذارد و هم درباره توان ادامه عملیات نظامی خود توضیح بدهد؛ و امروز تل‌آویو و واشنگتن دقیقا در چنین نقطه‌ای قرار گرفته‌اند.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها