از این رو، این دست تهدیدها، مصرفی کاملا کوتاهمدت دارند. در این میان، اگر جمهوری اسلامی ایران مساله را با دقت و جدیت پیگیری کند، میتواند از ظرفیتهای موجود بهره برده و پیامدها و نتایج این رفتارهای سیاسی را متوجه خودِ آمریکا سازد. این رویکرد همچنین میتواند موجب دلگرمی و تقویتی برای کشورهایی شود که نسبت به رفتارهای یکجانبهگرایانه آمریکا عدم رضایت دارند و این نوع رفتارهای سیاسی را برنمیتابند. اما تجربه نشان داده است که معمولا به فاصله کوتاهی پس از طرح این تهدیدات بیاساس، ادعاهای خلاف واقع دیگری مطرح میشود؛ مبنی بر اینکه تهدیدات مزبور مؤثر واقع شده و ایران برای مذاکره آماده گردیده یا پیشنهاد مذاکره را پذیرفته است. این ادعاها در حالی مطرح میشوند که پیش از این نیز بارها تکرار شدهاند، بدون آنکه هیچگونه مذاکرهای میان ایران و آمریکا در جریان بوده باشد.
شایان ذکر است اگرچه ایران گفتوگوها و مناسباتی با کشورهایی نظیر عمان یا برخی دیگر از بازیگران منطقه دارد، اما این تبادلات به هیچ عنوان به معنای مذاکره با آمریکا نیست. هدف اصلی از بهکارگیری این سناریوها و روشهای تبلیغاتی، سرپوش گذاشتن بر نقاط ضعف آمریکا و جلوگیری از رسمیت یافتن شرایط غیرعادی در منطقه است تا در نهایت اینگونه القا شود که واشنگتن بر اوضاع مسلط است و اجازه نخواهد داد چالشها و مسائل اقتصادی در سطح جهان به نقطه بحرانی و فروپاشی برسد. این رفتارها درواقع بخشی از یک روند مشخص است که طی آن، طرف آمریکایی بلافاصله پس از طرح تهدیدات اولیه، شرایط را با مطرح کردن ادعایی خلاف واقع مهار میکند تا مانع از آن شود که تهدیدات بیریشهاش، وضعیت منطقه را دچار بحران کامل کند. زیرا ورود به یک تقابل و درگیری گسترده با ایران امری بسیار پرهزینه است و بدون طراحی و داشتن برنامهای جامع و دقیق، ورود به چنین مسالهای اقدامی عاقلانه محسوب نمیشود. شواهد موجود نشان میدهد که آمریکا فاقد برنامهای دقیق برای مواجهه و ایجاد تنش گسترده با ایران است. بنابراین، واشنگتن از یکسو میکوشد با طرح تهدیدات زبانی، اقتدار ادعایی خود را به نمایش بگذارد، اما از سوی دیگر به دلیل نداشتن برنامهای مشخص برای مدیریت تنشهای پرهزینه، بلافاصله سعی میکند با مطرح کردن ادعاهای نادرست، تنش ایجادشده را خنثی و کنترل نماید.
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد