تجمعات شبانه نیز در ماههای گذشته، با تداومی کمسابقه، بخشی از فضای عمومی شهرها را تحت تاثیر قرار داده است. برای بازخوانی این ۱۸۰ شب؛ از چرایی حضور مردم و کارکردهای اجتماعی تجمعات گرفته تا دستاوردهای آن و چشماندازی که برای آینده میتوان ترسیم کرد، با دکتر علی انتظاری، جامعهشناس و عضو هیات علمی دانشگاه، به گفتوگو نشستهایم.
حضور مردم به ۱۸۰ شب رسید. این میدانداری را چگونه تحلیل میکنید؟
تجمعات مردمی را باید میدان دانست. در واقع، در جنگهای اخیر ما چند میدان داشتیم. نخست میدان نظامی بود؛ جایی که رزمندگان و مجاهدان ما در عرصه نظامی مستقیما با دشمنمان درگیر بودند و میدان مهمی است که در آن واقعا قهرمانانه و با رشادت ظاهر شدیم و توانستیم به توفیقات متعددی هم دست پیدا کنیم. اما علاوه بر این میدان دیگری هم داشتیم و آن، دیپلماسی است. این میدان هم خوشبختانه با هدایت رهبر معظم انقلاب و توصیههای پیشین امام شهید تاکنون بهخوبی اداره شده و توانسته نقش مهمی ایفا کند. تجمعات مردمی هم در واقع، از این جهت یک میدان محسوب میشود. افرادی که در این تجمعات شرکت میکنند، خودشان را برای مواجهه با انواع آسیبهایی که ممکن بود دشمن در آنجا به آنها وارد کند، آماده کرده بودند. ما دیدیم که بعضی اوقات دشمن حتی به خود این تجمعات نیز حمله میکرد و در این میدان آسیب نیز دیدیم و شهید دادیم.
دستاورهای این حضور را چه میدانید؟
این تجمعات نقش مهمی در کنترل و مدیریت فریبخوردگان و کارگزاران دشمن و همه کسانی داشت که میتوانستند در درون جامعه ما، به نمایندگی از دشمن، تحرکاتی داشته باشند؛ مانند آنچه در دیماه سال گذشته اتفاق افتاد. اگر پیش از آن در دیماه چنین تجمعاتی داشتیم، شاید هیچگاه آن اتفاقات رخ نمیداد. از طرفی تجمعات یک نوع رجزخوانی است؛ هم رجزخوانی برای دشمن بیرونی و هم رجزخوانی برای دشمن درونی. این موضوع در شعارهای مردم کاملا هویداست؛ مردم هم دشمن بیرونی و هم وطنفروش و خائن را خطاب قرار میدهند.
چه ابعادی از این حضور کمتر به چشم آمده است؟
تجمعات، خود یک «استیج و صحنه نمایش» است؛ مانند یک کنسرت که یک هنرمند یا مجموعهای از هنرمندان در قالب یک ارکسترسمفونیک برگزار میکنند. شرکتکنندگان در این صحنه نمایش، تنها کسانی نیستند که به محل تجمع میروند و پرچم به دست میگیرند؛ بلکه آنانی که برای تماشا میآیند، از مقابل این افراد عبور میکنند و میبینند که آیا مردم همچنان در میدان حضور دارند یا نه نیز بخشی از همین صحنه بهشمار میروند. گاهی کسانی که درباره آمار شرکتکنندگان در این تجمعات صحبت میکردند، این واقعیت را نادیده میگرفتند. درحالیکه تجمعات فقط شامل کسانی نیست که پرچم در دست داشته و روی استیج حضور دارند؛ بلکه افرادی که به پای استیج میآیند نیز جزو شرکتکنندگان هستند. همان افرادی که در خیابانها کاروانهای خودرویی راه میاندازند نیز در واقع همین نقش «استیج سیار» را ایفا میکنند. در نهایت، رهگذرانی که با آنها تعامل دارند، علامت پیروزی نشان میدهند و به شیوههای مختلف با مردم در تجمعات ارتباط برقرار میکنند نیز بخشی از این صحنه هستند. یک اتفاق مهم اجتماعی در اینجا رخ داده است؛ مردم مجری نمایشی شدند که خودشان توانستند در آن نقشآفرینی کنند. به همین دلیل، من این تجمعات را یک رسانه هم تلقی میکنم. در واقع این تجمعات بهعنوان یک رسانه نیز عمل میکند.
و این رسانه مردمی چه وظیفهای دارد؟
خلأهای کارکردی در جامعه وجود دارد که این تجمعات آنها را جبران میکند. در شرایطی که ما با خلأ رسانهای مواجه هستیم و رسانههای دشمن توانستهاند از این آن سوءاستفاده کنند، تجمعات به کمک آمدهاند. از این جهت میتوان گفت تجمعات نقش مهمی در خنثی و باطلکردن پیامهای انحرافی و کذب رسانههای بیگانه و دشمن دارند. خود افرادی هم که در این تجمعات شرکت میکنند، این تصور و احساس را دارند که در حال انتقال پیامی به دیگران هستند؛ پیامی که احساس میکنند دیگران نیاز دارند آن را دریافت کنند. این تجمعات افزون بر کارکردهای دیگر، به تقویت همبستگی اجتماعی یاری میرسانند. مهرورزیهایی که در دل این گردهماییها جاری است و موکبهایی که از آیین اربعین الگو گرفتهاند، پیوندهای مهربانانهای میان خود مردم برقرار میکنند؛ پیوندی که شرکتکنندگان، رهگذران و حتی همسایگان را در بر میگیرد.
چه عواملی باعث شده تجمعات در این مدت طولانی با استقبال مردم مواجه شود؟
تجمعات در واقع نوعی مشارکت در جنگ هم محسوب میشد. مردم احساس میکردند وقتی در این تجمعات حضور دارند، میتوانند به نوبه خود سهمی در این جنگ ایفا کنند و مطالبات خود را مطرح و مدیریت کنند. اینکه امام شهید فرمودند «مردم مبعوث شدند»، این بعثت را مردم با تمام وجود درک کردند و به این نتیجه رسیدند که از طریق همین تجمعات، بهصورت جمعی میتوانند در مدیریت جنگ نقش داشته باشند. کارکرد دیگر این تجمعات را میتوان در نقش آن بهعنوان یک مأمن برای مردم دانست؛ بهویژه برای کسانی که در جریان جنگ آسیب دیده بودند. برخی از افراد عزیزان خود را از دست دادند، عدهای خانه یا محل کارشان آسیب دید و بعضیها هم بیکار شدند. این تجمعات مانند یک بیمارستان عمل میکرد؛ نوعی آرامشدهنده جامعه بود. حضور در این تجمعات به نوعی این آسیبها را ترمیم و مرمت میکرد. مهمتر از همه اینکه مردم امر امام جامعه را اجابت میکنند. امام جامعه درخواست کرده بود که مردم در تجمعات حضور داشته باشند و مردم نیز گوش به فرمان امام جامعه هستند. ضمن اینکه خود مردم هم به این درک رسیدند که حتی اگر امام دستور هم نمیداد، چنین وظیفهای را بر عهده خود احساس میکنند.
اگر همه این کارکردها را کنار هم بگذاریم، مهمترین دستاورد اجتماعی این تجربه و این حضور جمعی چیست؟
یکی از مهمترین دستاوردهای اجتماعی این تجمعات، به نمایش گذاشتن ظرفیت مردمی برای حکمرانی است. ما به حکمرانی مردمی نیاز داریم؛ حکمرانیای که در عرصههای اقتصاد، فرهنگ و سیاست، مردمپایه باشد. یعنی مردم گرداننده امور باشند. این با یک حکمرانی متمرکز که مردم در آن صرفا مشارکت میکنند، متفاوت است و با حکمرانی مشارکتی هم فرق دارد. حکمرانی مردمی، همان الگویی است که ما در همین تجمعات شاهد آن بودیم. اگر بتوانیم همین الگو را در اقتصاد، فرهنگ و سیاست نیز داشته باشیم، یعنی مردم نقشآفرین باشند و مسیر را تعیین کنند و مسئولان خود را موظف به حمایت و فراهم کردن زمینه برای پیمودن راهی بدانند که مردم مشخص کردهاند. از دیگر دستاوردهای این تجمعات میتوان به عقبنشینی کارگزاران دشمن و فریبخوردگان اشاره کرد. بسیاری از آنها بیدار و متوجه شدند که این نظام، پایهای مردمی و گسترده دارد. همین موضوع باعث شد بسیاری از کسانی که نقشههایی کشیده بودند و دچار توهماتی شده بودند و تصور میکردند میتوانند اقداماتی انجام دهند، در واقع دچار بهتزدگی شوند. خود دشمن نیز دچار خطای محاسباتی شده بود. این تجمعات نشان داد که محاسبات آنها درباره میزان پشتوانه مردمی نظام، دقیق نبوده است.
و در نهایت نمود عینی این سرمایه اجتماعی را کجا باید دید؟
تشییع پیکر رهبر شهید نیز، بهنوعی، یکی از دستاوردهای مهم همین تجمعات بود. این تجمعات بود که مردم را به صحنه آورد و همچنان نیز میتواند آنها را به صحنه بیاورد. این حضور، نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی نظام داشت و در واقع، آن را به رخ کشید.