در نخستین پرونده، کارآگاهان پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران با شکایت یک زن میانسال درباره سرقت طلا، سکه و ارز از خانهاش، تحقیقات خود را آغاز کردند.
شاکی در توضیح ماجرا به کارآگاهان گفت: «چند روز یکبار محل نگهداری طلا، سکه و ارزها را بررسی میکردم، اما امروز وقتی سراغ آنها رفتم متوجه شدم همه اموال به سرقت رفته است.»
با ثبت شکایت، کارآگاهان راهی خانه زن میانسال شدند. بررسیهای اولیه نشان داد سارقان برای ورود به خانه هیچ تخریب یا زورگیری انجام ندادهاند و به همین دلیل احتمال میرفت سرقت از سوی فردی آشنا با خانه و محل نگهداری اموال انجام شده باشد.
با کشف این سرنخ، تحقیقات را روی اهالی خانه متمرکز کردند. در جریان بررسیها مشخص شد پسر خانواده با مشکلات مالی زیادی روبهروست. همین موضوع باعث شد کارآگاهان به او ظنین شوند و پسر جوان را بازداشت کنند.
متهم ابتدا منکر سرقت بود، اما در جریان بازجوییهای فنی لب به اعتراف گشود و به سرقت از خانه پدریاش اقرار کرد.
او در اعترافاتش گفت: «وضعیت مالی خوبی نداشتم. دوستانم میدانستند مادرم مقدار زیادی طلا، ارز و سکه دارد. پیشنهاد دادند آنها را سرقت کنیم. روز سرقت، دوستانم بهعنوان مهمان به خانهام آمدند و با نشان دادن محل نگهداری طلا و ارز، سرقت را انجام دادند.» با اعتراف پسر جوان، همدستان او نیز دستگیر شدند و بخشی از اموال مسروقه کشف شد.
دزد موتورسیکلتهای غرب تهران دستگیر شد
در پرونده دوم، ماموران کلانتری شهرزیبا هنگام گشتزنی در خیابان ورزی شمالی به راکب یک موتورسیکلت که به شکل مخاطرهآمیزی در حال حرکت بود، مشکوک شدند و به او دستور توقف دادند.
مرد موتورسوار بدون توجه به هشدار پلیس، به فرار خود ادامه داد و عملیات تعقیب و گریز آغاز شد. گشت کلانتری با شلیک اخطار هوایی از موتورسوار خواست متوقف شود، اما متوقف نشد. دقایقی بعد ماموران با بستن مسیر، موتورسیکلت را متوقف کردند. مرد جوان موتورسیکلت را رها کرد و با پای پیاده گریخت، اما ماموران او را دستگیر و به کلانتری منتقل کردند.
متهم در بازجوییها به سرقت موتورسیکلت از پارکینگ یک مجتمع مسکونی اعتراف کرد و گفت: «از پارکینگ که بیرون آمدم ماموران مشکوک شدند و دستور توقف دادند. فرار کردم، اما چند خیابان آنطرفتر دستگیر شدم.»
بررسی سوابق متهم نشان داد او از سارقان حرفهای است. متهم در بازجوییهای تخصصی به ۲۵ فقره سرقت موتورسیکلت اعتراف کرد.
کلینیک جعلی در شمال تهران لو رفت
در پرونده سوم، چندی قبل کارآگاهان پلیس آگاهی تهران با ارجاع پروندهای از دادسرای جرائم پزشکی، تحقیقات خود را برای شناسایی یک کلینیک جعلی و دستگیری پزشک قلابی آغاز کردند. شاکی پرونده در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: «از طریق تبلیغات فضای مجازی با یک کلینیک زیبایی در محله اندرزگو آشنا شدم. برای تزریق فیلر ران به آنجا رفتم و پزشک با مهر و سربرگ رسمی اقدام به تزریق کرد، اما چند روز بعد پاهایم دچار عفونت شدید در محل تزریق شد. به بیمارستان مراجعه کردم و چند بار بستری و عمل جراحی شدم. بافتهای آلوده ران پایم تخلیه شد و بعد از عمل، شکل ظاهری آن قسمت از بدنم را از دست دادم.»
با ثبت شکایت، کارآگاهان راهی کلینیک شدند، اما مشخص شد متهمان محل را تخلیه کردهاند. با توجه به احتمال آسیب دیدن سایر شهروندان، تحقیقات ویژه برای شناسایی متهمان آغاز شد.
در ادامه تحقیقات، کارآگاهان دو مطب جدید متهمان را در اندرزگو و بلوار کاوه شمالی شناسایی کردند و به همراه نماینده دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، شاکی و وکیل او راهی این دو محل شدند. بررسی نخستین مطب نشان داد متهمان آنجا را تخلیه کرده و محل به دندانپزشکی تبدیل شده است. ماموران در ادامه سراغ مطب دوم رفتند. در این محل فردی که خود را مسئول کلینیک و پزشک معرفی میکرد، شناسایی شد. در بازرسی از کلینیک مشخص شد صاحبان آن همان متهمان فراری هستند که به صورت غیرقانونی از مهر و سربرگ یک پزشک استفاده میکنند.
با دستگیری دو برادر و انتقال آنها به پلیس آگاهی، متهمان در تحقیقات اعلام کردند با هماهنگی پزشک، از مهر و سربرگ او استفاده میکردند و هیچ سررشتهای در علم پزشکی ندارند.
در ادامه پزشک متخلف نیز احضار شد و با تکمیل پرونده، متهمان برای رسیدگی قضایی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفتند.
در گفتوگو با کارگردان «افسانه سپهر» مطرح شد:
نگاهی به سه قسمت نخست سریال کوری