به گزارش جام جم آنلاین؛ با این حال، پرسش اساسی این است که آیا سریال کوری پس از گذشت سه قسمت، توانسته قلاب ذهنی خود را به درستی در ذهن مخاطب بیندازد و او را با خود همراه سازد یا خیر؟
ویترین جذاب بازیگران و کنایههای تند و تیز به ساختار قضایی
به واسطه حضور کاظم دانشی در مقام تهیهکننده، طبیعی است که در تیم بازیگری این سریال با چهرههای آشنا و با سابقهای روبهرو شویم که پیش از این در پروژههای پیشین این گروه همکاری داشتهاند. سریال با یک صحنه جرم تکاندهنده آغاز میشود؛ جایی که متوجه میشویم چند پزشک بر اثر مصرف مشروبات الکلی تقلبی جان خود را از دست دادهاند. بازپرس پرونده (با بازی امیر جعفری) تحت فشار شدید قرار میگیرد تا هرچه زودتر غائله را ختم به خیر کند، چرا که مرگ این پزشکان، پرونده را به ابعادی ملی کشانده و قوه قضاییه را در کانون توجه و فشار رسانهای قرار داده است.
در این میان، فیلمنامه متلکها و کنایههای گزنده به دستگاه قضا کم ندارد؛ کنایههایی با این مضمون که تا زمان مرگ چند پزشک و چهره سرشناس، کسی به این بحران واکنش جدی نشان نداده بود. در ادامه، داستان ما را به شب عروسی پسر یکی از متمولین و بانفوذان شهر به نام «عزتالله شمس» (با بازی محسن قصابیان) میبرد. جایی که داماد، عروس و برادر داماد پیش از ورود به تالار از همان مشروبات الکلی تقلبی مصرف میکنند و فاجعه رقم میخورد: مرگ برادر داماد، نابینایی عروس و دیالیزی شدن پسر بزرگ خانواده شمس.

انحراف از بحران اجتماعی به سمت درامهای خانوادگی
با وجود آغاز سریال که متمرکز بر ابعاد هولناک یک بحران اجتماعی واقعی (مصرف نوشیدنیهای مرگبار تقلبی) است، متاسفانه این ایده در حد ادعا باقی میماند. آنچه پس از تماشای سه قسمت نخست عیان میشود، این است که بحران اجتماعی یادشده، بر خلاف انتظار، سوژه محوری اثر نیست. سریال کوری خیلی زود تغییر مسیر میدهد و بیشتر به الگوهای رایج در سریالهای خانوادگی ترکی نزدیک میشود؛ داستانی متمرکز بر یک خانواده ثروتمند و سرشناس که با ورود بازپرس به حریم آنها، رازهای مگو و مناسبات پنهانشان یکی پس از دیگری آشکار میگردد.
در کنار این تغییر فاز، به نظر میرسد ایده محوری اثر رویارویی کاراکترها با مکافات عمل پیشین خود است. بازپرس پرونده به دلیل تصمیمات خود و پدر قاضیاش در گذشته، مانع ملاقات همسر سابقش با دخترشان شده و اکنون با بازگشت او و مرگ پدرش مجازات میشود. عزتالله شمس نیز با تهدیدهای مرموزی روبهرو میشود که نشان میدهد ماجرای مسمومیت خانوادگی آنها نه یک اتفاق تصادفی در قالب یک پرونده عمومی، بلکه ناشی از خصومتی شخصی و انتقامجویانه است.

قلاب ذهنی دیرهنگام و خردهروایتهای مزاحم
در اصول فیلمنامهنویسی، ایجاد سریع قلاب ذهنی برای درگیر کردن مخاطب یک ضرورت است. با این حال در سریال کوری قسمت اول عملا به یک تیتراژ طولانی تبدیل شده است که به معرفی کاراکترها و جایگاه آنها در داستان میپردازد و شروع داستان را تا اواخر قسمت اول به تاخیر میاندازد. در قسمت دوم نیز کشمکشها انسجام کافی ندارند و در نهایت در قسمت سوم است که قلاب اصلی داستان رها میشود؛ زمانی که بسیار دیر است و ممکن است بخشی از مخاطبان را در مسیر خسته کرده باشد.
این ضعف ساختاری زمانی آشکارتر میشود که در کل قسمت دوم، هیچ تلاش جدی از سوی بازپرس برای پیگیری پرونده تولیدکنندگان مشروبات تقلبی دیده نمیشود و تنها در ابتدای این قسمت شاهد پلمب یک کارگاه هستیم. حتی در قسمت سوم رسماً اعلام میشود که پرونده بسته شده است و بازپرس تمام تمرکز خود را روی خاندان شمس میگذارد؛ امری که نشان میدهد پرونده ملی اجتماعی تنها بهانهای برای ورود به حریم این خاندان متمول بوده است.
از سوی دیگر، نویسنده برای عمقبخشی به شخصیتها دست به دامن داستانهای جانبی (مانند ماجرای همسر سابق بازپرس) شده است که نه تنها به عنوان خردهروایت تنفسدهنده عمل نمیکنند، بلکه خود قابلیت تبدیل شدن به یک مینیسریال مجزا را دارند و تا این جا کمکی به درک عمیقتر شخصیت بازپرس نکردهاند.
ردپای کاظم دانشی در مقام تهیهکننده مؤلف
یکی از نکات جالب توجه سریال کوری، بررسی نقش کاظم دانشی در مقام تهیهکننده است. آیا او صرفاً تهیهکنندهای است که سرمایه را در اختیار دارد یا یک تهیهکننده اجرایی مداخلهگر در درام؟ نشانههای موجود در اثر، فرضیه دوم را تایید میکنند. به عنوان نمونه، در سکانسی از سریال، بازپرس به جوانی از طبقه ضعیف جامعه که در حین مستی تصادف کرده، راه گریزی قانونی نشان میدهد و به او میگوید ادعا کند لیدوکائین مصرف کرده تا اثر الکل در آزمایش او توجیه شود. این صحنه، شباهت آشکاری به سکانسهای معروف فیلم علفزار (به کارگردانی و نویسندگی دانشی) دارد؛ مانند سکانسی که در آن بازپرس به زوج کارتنخواب راهکار قانونی ارائه میدهد. این همپوشانیهای مضمونی نشان میدهد که با یک تهیهکننده مؤلف روبهرو هستیم که ردپای سبک شخصیاش در نگارش و پرداخت دیالوگها کاملاً مشهود است؛ رویکردی که در استانداردهای جهانی سینما نیز مرسوم بوده و لزوماً نقطه ضعف اثر به شمار نمیرود و باید منتظر ماند و دید که آیا این ترکیب در قسمتهای آینده میتواند مخاطب را با خود همراه نگه دارد یا خیر.
در گفت و گو با جام جم آنلاین عنوان شد
ملکی در گفتوگو با جامجم آنلاین: