ایفای بهینه چنین نقش منحصر بفردی اقتضائاتی دارد که از جملهی آنها فرا قوهای بودن است؛ به گونهای که بتواند بدون فرمان پذیری از هر یک از قوای کشوری و لشکری، در تولید و انتشار محتواهای رسانهای تنها یک چیز را در نظر بگیرد، پیشگیری از شلیک اشتباهی گلوله به سوی مواضع جبهه خودی، نقطه زنی در شلیک گلولههای رسانهای به سوی مواضع راهبردی و سرمایههای فکری دشمن و پدافند مناسب برای محافظت از داراییهای معنوی و فکری و اجتماعی جبهه خودی و در نهایت تاثیر گذاری مثبت در ذهن و روان نیروهای دشمن به نفع جبهه خودی و خنثی سازی عملیات روانی و فکری دشمن در ذهن نیروهای خودی در جبهه و پشت جبهه.
اگر فراقوهای بودن را از رسانه ملی بگیریم، اصل وحدت فرماندهی به عنوان یک اصل بدیهی و شناخته شده در عرصهی همه هماوردیهای رزمی و رسانهای، را در این قرارگاه راهبردی از بین بردهایم.
از این رو سهم خواهی، نگاه خودخواهانه، جزیرهای و فروبخشی، به موضوع انعکاس محتواها در رسانه ملی اعم از فیلم، مصاحبه، سخنرانی، گزارش، خبر و ... حتی اگر این محتواها به خودی خود ایرادی نداشته باشند و حتی مفید هم باشند ولی اولویت در زمان و موقعیت رسانهای خاصی نداشته باشند، در خوش بینانهترین حالت میتواند حاکی از عدم شناخت و آگاهی نسبت به ضرورت وحدت فرمان در آوردگاه رسانهای با دشمن باشد، که پیامد عملیش شلیکی به مواضع و باورها و روحیه نیروهای خودی به صورت سهوی باشد، اگر نگوییم با توجه به بدیهی بودن اصول یاد شده، عدم رعایت آن میتواند توطئه نفوذیهای ستون پنجم دشمن در میان مسئولان از طریق نفوذ فردی یا نفوذ گفتمانی باشد.
از این بدتر زمانی است که کسی، اصرار بر انتشار محتواهایی داشته باشد که یا بی اعتبار بودن آن محرز است و یا این که اعتبار آن قابل اثبات نیست.
در مورد چنین محتواهایی ناگفته پیداست که پخش و انتشار آن از طریق رسانه ملی چه ضربهای به جبهه خودی میزند و چه عقب نشینی زیانباری برای پیشروی دشمن برای تاثیر گذاری در ذهن و فکر و روحیات مخاطبان فراهم میکند.
همهی این مقدمه را چیدم تا به این نقطه برسم که رسانه ملی ما، چه بخواهیم و چه نخواهیم، رسانه ملی است، قرارگاه عملیات رسانهای است و نهادی فراقوهای است که نباید از هیچ کس خارج از سلسله مراتب خود فرمان ببرد و مکلف است وظیفه خود را در چارچوب قوانین و مقررات و سلسله مراتب مشخص خود انجام دهد.
این رسانه در انجام رسالت سنگین خود مصون از خطا نبوده و در دورههای مختلف نیز فراز و نشیبهایی داشته است؛ لکن همه میدانیم که برآیند عملکرد این رسانه، به ویژه در طول جنگهای اخیر که جنگ روایتها بخش عمده و موثرتر آن بوده، به قدری موفق بوده که گاهی حیرت و البته خشم دشمن را نیز برانگیخته است.
در چنین شرایطی، همصدایی افرادی از جبهه داخلی با دشمن در ابراز خشم و انزجار نسبت به رسانه ملی، پیش و بیش از آن که گویای دلسوزی و صداقت آنها باشد، نشانگر مخرج مشترک عمدی یا سهوی پیدا کردن با دشمن در قبال عملکرد رسانه ملی است.
این نکته در شرایط فعلی اهمیتی ویژه برای توجه و عنایت نهادهای امنیتی و چشمان تیزبین مراقبت و مصون سازی کشور از توطئههای دشمنان میطلبد؛ از آن رو که همزمان با جنگ زمینی، هوایی و دریایی، شاهد کودتاهای مسلحانه خونین در داخل توسط عوامل دشمن، به ویژه با همراهی رسانههای داخلی و خارجی فارسی زبان تهیه کننده آتش عقبه کودتاها و رسانهها و افرادی هستیم که «سانسور» و «تحریف» حقایق و «تقطیع» آنها در راستای تامین منافع حزبی، گروهی یا شخصی و حتی در مواردی در راستای کمک به روایت دشمن، بخشی جدایی ناپذیر از حیات اجتماعی آنها بوده، واتفاقا همین رسانهها و انسان رسانه ها، در هجمه هماهنگ علیه رسانه ملی نقش آفرینی پررنگی داشتهاند و بخشی از آنها در برخی مجموعههای رسمی هم نفوذ کردهاند!
رئیس مرکز میراث ناملموس ایران در گفتوگو با جام جم آنلاین:
در گفتوگو با دکتر عنادی مطرح شد: