به گزارش جام جم آنلاین؛ این تئاتر فاخر قرار است ساعت ۲۰:۳۰ از شبکه چهار سیما روی آنتن برود؛ فرصتی مغتنم برای دوستداران هنرهای نمایشی تا نظارهگر یکی از خاصترین هملتهای معاصر باشند. در این گزارش بنا داریم با تلفیق دیدگاههای انتقادی، روایی و روانشناختی به بررسی این اثر برجسته میپردازیم.
درام السینور؛ وقتی خیانت سایه بر تاج و تخت میافکند
داستان هملت با مرگ ناگهانی و مشکوک پادشاهِ محبوبِ سرزمین السینور آغاز میشود. غمِ از دست دادن پدر، شالوده روانی شاهزاده هملت جوان را فرو میریزد؛ اندوهی که بلافاصله با ضربه سهمگینتری همراه میشود: ازدواج عجولانه مادرش، ملکه گرترود، با عمویش کلادیوس، آن هم تنها یک ماه پس از مرگ پادشاه. این تصمیم نابخشودنی، هملت را در برزخی از ناباوری و انزجار رها میکند.
اما نقطه عطف درام زمانی شکل میگیرد که نگهبانان قلعه از رویت شبانه روحی شبیه به پادشاه درگذشته خبر میدهند. ملاقات هملت با این سایه هولناک، پرده از حقیقتی تاریک برمیدارد؛ پادشاه به مرگ طبیعی نمرده، بلکه توسط برادر خود کلادیوس به قتل رسیده است. فرمان انتقامی که روح صادر میکند، آغازگر سفری جنونآمیز، روانپریشانه و فلسفی برای شاهزاده دانمارکی است که مرز میان عقل و جنون مصلحتی را در مینوردد.

درخشش بندیکت کامبربچ در چنبره جلوههای بصری غولآسا
بخش عمدهای از جذابیت این تولید، متکی بر بازیگری کاریزماتیک و همهجانبهی بندیکت کامبربچ در نقش شاهزادهی دانمارک است. کامبربچ با چهرهای متفکر، صدایی طنینانداز و استعدادی شگرف در نمایش دردهای درونی، سیمای یک هملت دوستداشتنی با رگههایی از طنز خودکمبینانه را به تصویر میکشد. او بهویژه در تکگوییهای معروف شکسپیر از جمله خطابه مشهور «بودن یا نبودن» و «چه شاهکاری است انسان»، با شدتی مسحورکننده ظاهر میشود.
با این حال، برخی از منتقدان سرسخت تئاتر معتقدند که لیندزی ترنر (کارگردان) با اتکا به ایدههای خام و کارگردانی آشفته، بازیگر توانمند خود را در یک اثر روشنفکرنما گرفتار کرده است. طراحی صحنه عظیم «اس دولین» که السینور را به شکل یک قصر باروکِ رو به زوال با تپههایی از زباله و صندلیهای واژگون نشان میدهد، اگرچه چشمنواز است، اما گاه تمرکز تماشاگر را از عمقِ متن منحرف میسازد. رفتارهای بیرونی هملت نظیر پوشیدن سرپوش سرخپوستی یا بازی با یک قلعه مینیاتوری در جهت نمایاندن جنون، مرز ظریف میان تردید وجودی هملت و فانتزیهای پوچ را مخدوش کرده است.
بازخوانی روانشناختی؛ تجسم فیزیکی سوگ و نشانهشناسی ابزارها
از منظری دیگر، این تولید در به تصویر کشیدن «سوگ فیزیکی» بسیار موفق عمل کرده است. کارگردانی اثر به شیوهای هوشمندانه اندوه ویرانگر و آسیبپذیری عمیق هملت را به ابزارهای فیزیکی پیوند میزند. در ابتدای نمایش، هملت در حال جمعآوری وسایل پدرش و بو کردن ژاکت قدیمی او تصویر میشود؛ ژاکتی که به نماد انزوای بصری او تبدیل شده و موتور محرکِ اندوه دراماتیک داستان است.
علاوه بر این، انتخاب لباسها و آکسسوار به عنوان نمادهای روانشناختی عمل میکنند. لباس پیادهنظام قرمزی که هملت بر تن میکند، گویای غرق شدن او در باتلاق انتقام است؛ جایی که رفتارهای کودکانه و پرانرژی او، در واقع نقابی بر فرسودگی شدید عاطفیاش هستند. در این میان، استفاده از ابزار «پیانو» برای روایت زوال عقلانی افلیا (با بازی سیان بروک) فوقالعاده تاثیرگذار طراحی شده است. ملودیهای پیانو ابتدا در فضایی صمیمی نواخته میشوند، اما در نهایت به همراهی تلخ و ویرانگر برای فروپاشی روانی افلیا در آستانه خودکشی تبدیل میگردند.
چرا باید تئاتر هملت را امشب از شبکه چهار سیما تماشا کنیم؟
تئاتر ملی بریتانیا با همکاری آمازون پرایم توانسته است با مدرنسازی لباسها (نظیر استفاده از شلوار جین و پوششهای امروزی) و وفاداری به پویایی کلمات شکسپیر، اثری خلق کند که برای مخاطب معاصر کاملاً قابل درک و ملموس باشد. بازیگران چنان جان تازهای به اشعار هزارتویی و پیچیده شکسپیر بخشیدهاند که گویی شخصیتها به زبان انگلیسی امروزی سخن میگویند. این ویژگی سبب شده تا پیچیدگیهای ادبی اثر مانع ارتباط تماشاگر عام با هسته مرکزی درام نشود.
تماشای این تئاتر تلویزیونی برجسته که آمیزهای از بازیگری درخشان، طراحی صحنه شگفتانگیز و نگاه روانشناختی به مفاهیمی، چون مرگ، انتقام و سوگ است را نباید از دست داد. این اثر فاخر نمایشی، امشب ساعت ۲۰:۳۰ از شبکه چهار سیما پخش خواهد شد و تماشای آن فرصت بینظیری برای مخاطبان علاقهمند به ادبیات است تا چالش میان متن کلاسیک و رویکرد کارگردانی مدرن را از نزدیک به قضاوت بنشینند.
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد