برخورد، حاشیه و هیجان

در آستانه پایان نیم فصل اول لیگ برتر فوتبال ایران و در حالی که بازی های هفته هفدهم
کد خبر: ۱۵۵۹۹۶
از 22 آذر تا 8 دی به طور جسته و گریخته و به تناوب و فاصله دار برگزار می شود و 6 دیدار آن پنجشنبه و جمعه این هفته (22 و 23 آذر) رقم می خورد، متاسفانه سطح کیفی لیگ ، پیشرفت قابل ملاحظه ای را نسبت به گذشته نشان نمی دهد و اوضاع در این خصوص همانی است که قبلا بود.

در لیگی که به سبب 18 تیمی شدن 4 هفته بر مسابقاتش افزوده شده و 30 به 34 هفته بالغ گشته است. آنچه در پایان 16 هفته نخست و در آستانه پایان نیم فصل اول بیشتر به چشم خورده برخورد، حاشیه و حساسیت هاست و تیم ها از زمانی به بازی های تدافعی و احتیاطی روی آورده اند که در دیگر لیگ ها احتیاطی از این دست فقط در 10تا 15 هفته پایانی لیگ رویت می شود. حال آن که نزد ما از همان هفته های نخست رایج و جاری شده است و چه بسیار تیم ها که از هفته پنجم به بعد بسته و دفاعی و دست به عصا به میدان آمده اند تا مبادا در هفته سی و چهارم به دسته ای پایین تر سقوط کنند!
زمین های نامساعد، داوری های پر ایراد، سیستم های بازی نه چندان موزون و حاکم شدن روش ها و بازی های فیزیکی بر لیگ و غالب شدن این وجه از قضیه بر فن و مهارت و ظرافت ، به لحاظ فنی چیز مثبت و زیادی از لیگ برتر هفتم به جای نگذارده و هرچند تردیدی نیست که برخی بازی ها زیبا بوده و تعدادی گل های فوق العاده هم دیده ایم ، اما این «روال حاکم» نبوده و وجه غالب ، نمایش هایی بوده است که وصف آن را آوردیم.

از توهین تا...

البته هیجان نیز بالا بوده ، زیرا هواداران تیم های بزرگ و مدعیان قهرمانی برای رسیدن به مقصود از هیچ چیز فروگذاری نکرده اند، از توهین به داوران گرفته تا تشکیل جناح با مربی سابق یا مربی فعلی برای کمرنگ کردن رقیب. مگر ممکن است مساله جایگزینی ناصر حجازی با فیروز کریمی و بهتر بگوییم انتقال حجازی به پست ناشناخته و نیمه تشریفاتی مدیریت فنی و رئیس سازمان فوتبال استقلال پس از انتصاب فیروز کریمی به پست سرمربیگری ، بیشترین توجه و نیز چند هفته کش و قوس ناب را بر نینگیخته باشد؛ متاسفانه فوتبال ما تابع برخی قواعد و عرف ها نیست ، انتقال مالکیت یک تیم از تهران به شهرستان ها و همچنین از چنگ درآوردن مربی تیم رقیب از دستش چنان عادی تلقی می شود که گویی در فوتبال جهان هر روز از این اتفاقات روی می دهد، حال آن که در کشورهای صاحب فوتبال نیز صحبت با مربیان و بازیکنان دیگر تیم ها، فقط زمانی میسر می شود که روسای باشگاه طرف قرارداد وی ، اجازه بدهند؛ اما در نیم فصل اول لیگ ما، مدیرعامل استقلال تهران فقط وقتی یاد این قانون افتاد که صدای همتای اهوازی اش که کریمی را رفتنی می دید، درآمد و به او در تهران تلفن زد و پرسید: چه خبر؛!

لب خط

«حاشیه»هایی از همین دست ، متاسفانه در نیم فصل اول لیگ بر «متن » می چربید و در برخی روزها «برخورد» حرف اول را می زد و این برخوردها هرچند هیجان ساز بود؛ اما مثل هیجان کاذبی می ماند که ارتقای فنی را دربر ندارد و فقط موجب عقبگرد و دردسر می شود. به بازی اخیر صباباتری پرسپولیس و اعتراضاتی که سران صبا در لب خط صورت دادند، توجه کنید. آنها به هر مساله ای اعتراض داشتند و ضعف داور وسط (سعید مظفری زاده) در کنترل میدان که بال و پر بیشتری به افراد معترض می داد، به آنجا کشیده شد که حتی نتیجه نهایی مسابقه را تغییر داد. داوری هایی از این دست که متاسفانه تعداد آن در نیم فصل اول لیگ اصلا کم نبود، به کیفیت این مسابقات لطمه ای اساسی زد و متاسفانه از سوی داوران و افرادی مشاهده شد که بعضی طی ادوار اخیر لیگ ، عنوان بهترین داوران را نیز مال خود کرده اند.

موارد مثبت

وقتی شرایط این گونه است ، نمی توانید انتظار بازی هایی زیبا را داشته باشید و اصولا هدف این نیست . وقتی این همه برخورد و کلمات تند را می بینید و می شنوید، مطمئن می شوید که هدف فقط کسب نتیجه است ، نه زیباسازی لیگ . با این حال برای راضی کردن خودمان بد نیست به برخی وجوه مثبت لیگ در پایان نیم فصل اول نگاهی کوتاه و فهرست وار داشته باشیم!
ملوان در عین مشکلات متعدد هم تا حدودی خوب بازی کرد و هم خوب نتیجه گرفت و قرارگرفتنش در رتبه سوم جدول لیگ در پایان هفته شانزدهم با وجود شکستی که در این هفته در برابر مقاومت سپاسی داشت ، نشانگر همین نکته بود. این تیمی است که مربی اش (محمد احمدزاده) به سرمایه ها و داشته های خود کاملا مطلع و با نحوه کار شاگردانش آشناست و همین آشنایی دوطرفه ، عامل موفقیت تیم گیلانی شده است.
برق شیراز با وجود نزولش در هفته های دوازدهم تا شانزدهم ، در هفته های قبلی چنان خوب کار کرد که باعث غرور مردم فارس شد و با این که در سال های اخیر اغلب تحت الشعاع تیم پیروانی (مقاومت سپاسی) قرار می گرفت ، این بار بر آن سایه انداخت. محمود یاوری در 67 سالگی طوری مربیگری کرد که همگان مطمئن بودند خلاف آن عمل خواهد کرد.
صبا باتری هم خوب یار گرفت و هم به نتایجی خوب رسید. قبول فقط 2 باخت در 16 هفته اول لیگ پس از «پرسپولیس بدون باخت» و «سپاهان یک باختی» بهترین حاصل کار در این زمینه به نظر می رسید؛ اما ضعف در گلزنی با وجود حضور امثال ادویچ و عباسفرد در خط حمله صبا باعث شد این تیم بیش از این اوج نگیرد.پاس ، معمای فصل بوده است.
تیمی که قادر است در تهران استقلال را ببرد، اما در همدان از عهده رقبای به مراتب ضعیف تر برنیاید. با این حال تیمی که با انتقال پاس نامدار از تهران به همدان و در کمترین فرصت شکل گرفته ، با روال و روندی از همین دست و داشتن چند بازیکن خوب (مثل علوی ، چترآبگون ، اکبری و حیدری) تا رتبه ششم لیگ بالا آمده است و اگر بگوویچ برخلاف رسم و سیاق همیشگی اش ، استحکام بیشتری در کارش داشت ، شاید بالاتر هم می آمد.
پیکان نیز مشکل پاس را داشته و آن نوسان داشتن در کار است. با این اوصاف 6 برد و 6 تساوی در 16 بازی هم برای صعود موقتی این تیم تا رده پنجم جدول لیگ کفایت کرده است.
ساموئل دارابینیان حالا از کهنه کاران لیگ شده است ، ولی او امسال یاورانی مانند ابراهیم توره داشته است که برخلاف روند رایج در میان مهاجمان ایرانی بیشتر فرصت ها را گل می کند.

وظیفه آنهاست

از پرسپولیس و سپاهان چیزی در این ستون نمی نویسیم ، چون هم قبلا نوشته ایم و هم درخشش وظیفه آنهاست ؛ اما متاسفانه باید یادآور شویم که احتیاط بر دست و پای آنان نیز همچون زنجیر شده و از زیبایی بازی آنان از هفته های هشتم و نهم به بعد به طرز قابل ملاحظه ای کاسته است.
لیگ با این اوصاف پس از 2 هفته استراحت که شاید پس از بازی 8 دی ماه سپاهان پرسپولیس اعمال و اجرا خواهد شد، قدم به نیم فصل دوم خود خواهد گذاشت ، اما متاسفیم که بگوییم در صورت تکرار، روند فعلی در آن زمان نیز چندان تماشایی نخواهد بود و چون حساسیت ها بیشتر می شود، حاشیه های آن نیز فزونی خواهد گرفت. درسی که از یک نیم فصل اول پر سر و صدا و «کم کیفیت» گرفتیم ، متاسفانه همین را به ما متذکر می شود.

وصال روحانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها