تشییع قائد؛ رخداد رسانه‌ای از اقتدار 

دکتر ابراهیم فتحی
آیین‌های سوگواری و مناسک تشییع رهبران الهی صرفا تجلیات عاطفی یا واکنش‌های توده‌ای نیستند بلکه کنش‌هایی نمادین و ساختاریافته‌اند که واجد کارکردهای بنیادین در نظم اجتماعی و سیاسی امت اسلامی هستند. در بافتار جوامعی همچون ایران و عراق که دین، هویت جمعی و زیست ‌جهان عمومی پیوندی ناگسستنی با مقام ولایت دارند، مراسم تشییع شخصیتی در تراز قائد اعظم مسلمانان و جهان پدیده‌ای است که از مرزهای آیین‌های متعارف فراتر می‌رود. در این بستر، مناسک سوگواری فراملی، فضایی قدسی برای بازتولید همبستگی، انسجام امت و بازنمایی اقتدار نمادین جهان اسلام عمل می‌کند. 
کد خبر: ۱۵۵۹۶۲۳
نویسنده دکتر ابراهیم فتحی/ عضو هیأت علمی دانشگاه صداوسیما 
از منظر جامعه‌شناسی، این مناسک در تلاقی نظریه‌های «جوشش جمعی یا وجدان جمعی» دورکیم و «سرمایه نمادین» بوردیو قابل تبیین است. همچنین رویکرد ارتباطی نشان می‌دهد بازنمایی رسانه‌ای این آیین، نقشی کلیدی در صورت‌بندی افکار عمومی امت و تثبیت نظام‌های معنایی واحد دارد. این نوشتار به واکاوی کارکردهای انسجام‌بخش این رخداد عظیم در پهنه جغرافیای فرهنگی ایران و عراق می‌پردازد. 
۱. تشییع قائد اعظم به‌مثابه «جوشش جمعی» و تجدید بیعت امت: بر‌اساس نظریه ساختارگرایی دورکیم، مناسک جمعی، ارکان بازتولید وجدان جمعی هستند. هنگامی که توده‌های وسیع امت پیرامون شخصیت مرجع جهان اسلام یعنی قائد اعظم گرد می‌آیند، پدیده‌ «جوشش یا هیجان قدسی» رخ می‌دهد. این فرآیند فراتر از احساسات فردی، نوعی همبستگی ارگانیک نوین را بازتولید می‌کند. در یک آیین تشییع باشکوه، مجاورت فیزیکی کارگزاران اجتماعی، مرزهای تمایزدهنده را تعلیق کرده و مقوله‌ «امت واحده» را تثبیت می‌کند. 
در پهنه‌ جغرافیایی ایران و عراق، اشتراک در سنن مذهبی و حافظه جمعی شیعی، ظرفیت تبدیل این رویداد را به یک رخداد تمدن‌ساز فراهم آورده است. حضور کنشگران دو کشور در اتمسفر مناسکی واحد، همبستگی فرامرزی جهان اسلام را قوام بخشیده و شبکه‌ای از وفاداری‌های نمادین را در مقیاس جهانی بازنمایی می‌کند. 
۲. بازتولید و مفصل‌بندی هویت تمدنی امت: آیین سوگواری قائد اعظم مسلمانان، بستری برای بازتولید هویت تمدنی حاکم است. هنگامی که رهبری در تراز جهانی در کانون این مناسک قرار می‌گیرد، دال‌های شناور هویتی، آرمان‌های آزادی‌خواهانه و نمادهای مقاومت مجددا حول محور او مفصل‌بندی می‌شوند. در این راستا، آیین تشییع به مثابه یک میدان نمادین عمل می‌کند که در آن ارزش‌های اصیل اسلام ناب، بازتعریف و تثبیت می‌گردند. 
مشارکت توده‌ای در این تشییع، نوعی تجدید بیعت نمادین با آرمان‌های جهانی قائد اعظم تلقی می‌شود. این فرآیند_ به‌ویژه در جوامعی که دین منبع اصلی هنجارفرستی است_ کارکردی دوچندان یافته و به تثبیت گفتمان واحد امت اسلامی در برابر جریان‌های معارض کمک شایانی می‌نماید. 
۳. رخداد رسانه‌ای و برساخت اقتدار جهانی: رسانه‌های جمعی در مواجهه با مناسک تشییع قائد اعظم، به‌عنوان کارگزاران «برساخت واقعیت اقتدار» عمل می‌کنند. در یک تشییع فراملی، رسانه‌ها با تکنیک‌های قاب‌بندی، معنای مسلط از واقعه را صورت‌بندی می‌کنند. تمرکز بر المان‌هایی نظیر وسعت جغرافیایی حضور مردم از ملیت‌های مختلف و هارمونی مناسک، پیام محوری ثبات امت و نفوذ جهانی قائد اعظم را به مخاطب جهانی القا می‌کند. 
چنین رخدادی یک آیین رسانه‌ای تمام‌عیار است که هدفی جز یکپارچه‌سازی جهان اسلام حول ارزش‌های بنیادین رهبری ندارد. رسانه با تثبیت تصاویر باشکوه این همبستگی در حافظه جمعی، سرمایه نمادین قائد اعظم را بازتولید کرده و پایدار می‌سازد. 
۴. کارکرد آرام‌ساز در دوره گذار و تداوم راهبری: در جامعه‌شناسی سیاسی، فقدان رهبری کاریزماتیک با مخاطرات آنومی همراه است. براساس تئوری «آیین‌های گذار» مرگ قائد اعظم جامعه را وارد فاز آستانه‌ای می‌کند. در این میان، آیین تشییع به‌عنوان مناسکی برای عبور ایمن از این دوره عمل می‌نماید. 
برگزاری باشکوه و ساختاریافته‌ی مراسم، پیام برقراری نظم نمادین و تداوم آرمان‌های رهبری جهانی ایشان را صادر می‌کند. این پیام از اضطراب عمومی امت کاسته و با ایفای کارکردی آرام‌ساز، استمرار مسیر و ثبات سیستمیک جوامع اسلامی را در دوران پس از عروج ایشان تضمین می‌نماید. 
۵. سرمایه نمادین و دیپلماسی فراملی سوگ: برگزاری مراسم تشییع قائد اعظم در محور ایران و عراق، واجد دلالت‌های فراملی در حوزه قدرت نرم جهان اسلام است. این رخداد نشان می‌دهد چگونه ساختارهای هویتی دینی، توانایی گذر از مرزهای سرزمینی و تشکیل یک حوزه عمومی جهانی را دارا هستند. در این سطح، تشییع به‌عنوان زبانی مشترک، بستر دیپلماسی عمومی و همدلی فراملی امت را تقویت می‌کند. 
این کنش نمادین، توانایی بسیج اجتماعی و ظرفیت هماهنگی راهبردی میان نیروهای مومن و متعهد دو کشور را به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد سوگواری برای قائد اعظم، رویدادی استراتژیک در جهت تحکیم پیوند میان لایه‌های هویتی و سیاسی جهان اسلام است. 
 
 
 
کلام آخر 
برآیند تحلیل جامعه‌شناختی و رسانه‌ای نشان می‌دهد آیین تشییع قائد اعظم مسلمانان و جهان، پدیده‌ای فراتر از مناسک سوگواری است. این آیین با فعال‌سازی متغیرهای همبستگی، ایجاد جوشش جمعی و بازنمایی رسانه‌ای سازمان‌یافته، به‌عنوان یک کنش جمعی انسجام‌آفرین عمل می‌کند. این مناسک بحران‌های گذار را مدیریت نموده و نظم نمادین امت اسلامی را تثبیت می‌نماید. از این رو خوانش روش‌مند این‌گونه آیین‌ها، ابزار نظری ارزشمندی برای فهم مکانیسم‌های پایداری و همبستگی اجتماعی در جهان اسلام به‌دست می‌دهد.
 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها