به گزارش خبرنگار جامجم، روز دوازدهم شهریور امسال، یکی از مأموران کلانتری ستارخان در تماس تلفنی با بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران اطلاع داد زنی میانسال در خانه اش به قتل رسیده است. بعداز آن با دستور قضایی تیمی از مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران به محل فوق اعزام شدند. جسد در یکی از اتاقهای خانه در حالی افتاده بود که آثار ضربات چاقو روی بدن و گردنش دیده میشد و ساعاتی از مرگش میگذشت. مأموران در تحقیق از همسایهها متوجه شدند مقتول دو پسر دارد که در خارج از کشور زندگی میکنند. از مدتی قبل یکی از آنها که مقیم هلند بوده نزد مادرش بازگشته و با هم زندگی زندگی میکردند و دعوا و درگیری داشتند. آن روز هم صدای دعوایشان را شنیدندو بعد از ساعاتی مرد جوان از ساختمان فرارکرد. چون از مادرش خبری نشده به پلیس خبر دادند. معلوم شد مرد جوان مقیم هلند به دلیل ارتکاب برخی تخلفات از این کشور اخراج شده و به ایران بازگشته است. روز حادثه زن میانسال مشغول رنگ کردن موهایش بوده که مورد حمله فرزندش قرار گرفته و به قتل رسیده است. پلیس درکمتر از یک ماه میشد دنبال متهم فراری بود تا اینکه مردی با پلیس تماس گرفت و اطلاع داد جوانی به مهمانپذیر او آمده که رفتارهای مشکوکی دارد، انگار مدارکش جعلی است. مدام چهره اش را با شال و ماسک میپوشاند. درادامه ماموران به این مهمانپذیر در یکی از محلههای تهران رفتندو مرد ۳۳ ساله ظهر شنبه یازدهم مهر امسال بازداشت و معلوم شد همان قاتل فراری است. متهم ابتدا منکر جنایت بود، اما در ادامه تحقیقات اعتراف کرد و گفت: برادرم در استرالیا زندگی میکند و من هم از هشت سال قبل به کشور هلند رفتم. در آنجا کوهنوردی میکردم و مربی یوگا بودم. در زمینه آهنگری و نجاری نیز در هلند فعالیت کاری داشتم، اما از آنجا به ایران و نزد مادرم بازگشتم. از کودکی همیشه مادرم میان من و برادرم تفاوت میگذاشت و به من توجه نمیکرد. بزرگتر هم که شدیم مادرم همچنان مثل همان دوران کودکی با ما برخورد میکرد و مرا جدی نمیگرفت.
وی افزود: در هلند گیاهخوار شده بودم و حتی بوی گوشت مرا اذیت میکرد و اصلا گوشت نمیخوردم. ایران آمدم هم گیاهخواری میکردم. اما مادرم توجهی نمیکرد و غذاهای گوشتی درست میکرد. شیوه زندگیام و گیاهخواریام را دوست نداشت. ایراد میگرفت که اصلا چرا گیاهخوار شدهام و مثل همه باید غذای گوشتی بخورم. روز حادثه مادرم قورمه سبزی درست کرده و در خورشت گوشت ریخته بود. ناراحت شدم و گفتم با اینکه میدانی من گیاهخوارم در غذایم از گوشت استفاده کردی. سر همین موضوع دعوایمان شد. با ادامه درگیری لفظی چاقویی برداشتم تا او را تهدید کنم، اما از شدت خشم و عصبانیت ضربههایی به مادرم زدم و فرار کردم. فکر نمیکردم او فوت کند.
متهم به قتل ادامه داد: چند روز در بوستان چیتگر خوابیدم و بعد، چون کوهنوردی بلد بودم به کوهستانهای غرب تهران رفتم و در این مدت آنجا بودم. از گیاهان برای غذا استفاده میکردم و از آب چشمه هم مینوشیدم. دو شب فقط آب چشمه را خوردم. چند مرتبه چهرهام را پوشاندم و به دامنه کوهستان آمدم و سیب زمینی و نان خریدم و بازگشتم به کوهستان. نزدیک به یک ماه در کوهستان بودم. تا اینکه هوای آنجاسرد شد و میترسیدم یخ بزنم، تصمیم گرفتم با مدارک جعلی به یک مهمانپذیر بروم و مدتی بمانم تا از کشور فرار کنم. از دو روز پیش در این مهمانپذیر هستم تا این که مخفیگاهم لو رفت و دستگیر شدم و فهمیدم مادرم مرده است.
سرهنگ مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با تأیید این خبر به جامجم گفت: با اعتراف اولیه، متهم در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از وی ادامه دارد.
بازگشت باشکوه اسطوره طنز