شاید در سراسر جهان نتوان ملتی همچون ملت لبنان، بهویژه شیعیان این کشور یافت که چنین احترام، ارادت و دلبستگی عمیقی نسبت به رهبری جمهوری اسلامی ایران داشته باشند؛ تا جایی که در بسیاری از مقاطع، این ملت مبارز گوی سبقت را در وفاداری از دیگران ربوده است. این تجلی شگفتانگیز عشق و علاقه، ریشهای چندصدساله دارد و به پیوندهای دیرین علمای گرآنقدر «جبل عامل» در دوران صفویه بازمیگردد؛ بزرگانی که نقشی تاریخی و سرنوشتساز در تثبیت و گسترش تشیع در ایران ایفا کردند و امروز نیز تاثیرات شگرف تربیت فکری و عملی آنان در نسل حاضر لبنان کاملا مشهود و قابل مشاهده است.
این پیوند وثیق مادی و معنوی زمانی به اوج خود رسید که شیعیان لبنان بهعنوان گروهی که پیش از آن در ضعف مفرط نگاه داشته شده و مورد بیتوجهی شدید حاکمان و ساختار حکومتی لبنان قرار داشتند، به اهمیت جایگاه بیبدیل رهبری و ولایت پیبردند و این حقیقت را با گوشت، پوست و خون خود لمس کردند. تبعیت از رهبران انقلاب اسلامی، قدرتی شگرف به آنان بخشید؛ اقتداری که در طول پنج دهه گذشته بهوضوح نشان داد چگونه اجرای منویات رهبری میتواند یک جامعه مستضعف را از لایههای زیرین و منزوی، به بالاترین سطوح اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ارتقا دهد.
در این مسیر تحول، نقش امام موسی صدر و دیگر علمای برجسته پیشگام انکارناپذیر است، اما آنچه امروز در عالیترین سطح خود مشاهده میکنیم، تبلور عینی تبعیت از ولایت فقیه است. دوران رهبری حضرت آیتالله خامنهای، امام و رهبر شهید، در طول نزدیک به ۳۷ سال، دقیقا مصادف با این رشد خیرهکننده معنوی و مادی شیعه در لبنان بود. از همین رو، این عشق و ارادت به وجود مبارک ایشان ابعادی بسیار بارزتر به خود گرفت و جامعه مقاومت در سایه این هدایت، به پایگاههای بینظیری از قدرت و جایگاههای حساس ساختاری دست یافت.
در بخش دوم این رویداد تاریخی، نقش شهید سیدحسن نصرالله در تثبیت و نهادینهسازی این باور، نقشی حیاتی و سرنوشتساز بود. او شخصا در پذیرش و عمل به این باور پیشقدم شد و مجدانه تلاش کرد تا این تفکر راهبردی را نه تنها به شیعیان، بلکه به تمامی گروههای سیاسی غیرشیعه لبنان نیز منتقل کند. تبیین او این بود که راه رسیدن به اقتدار مادی و معنوی و خروج از سیطره استعمارگرانی که همواره بهدنبال تضعیف لبنان و کماهمیت جلوه دادن نقش شیعه بودند، تنها و تنها در این مسیر کارآمد نهفته است.
آنچه امروز در برخی جوامع بهعنوان یک خلاء بزرگ و آسیبزا مشاهده میشود، فقدان رهبری مخلص است؛ رهبری که فارغ از منیتها، نفسانیات و تلاش برای انحصار قدرت، به این آیه شریفه قرآن کریم عمل کند: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ.»
صرفنظر از نوع نگاههای مذهبی به مساله ولایت فقیه و روحانیت، الگوگیری از این مدل برای پیشرفت، بهویژه در منطقه حساس غرب آسیا که همواره آماج غارتگری و ذلتافکنی استعمارگران بوده، یک ضرورت است. در بسیاری از کشورها، نفسانیات مانع از پیروی از الگوها و شخصیتهای برجستهای شد که میتوانستند نجاتبخش باشند، اما شهید سیدحسن نصرالله مسیر طهارت، تبعیت و پذیرش این الگوی موفق را برگزید. او چه در آغاز هدایت حزبالله و چه در اوج قدرت سیاسی و نظامی خود، عمیقا به این اصل معتقد بود که خروج از استضعاف و سیطره دشمن در گرو تبعیت از رهبری انقلاب اسلامی است. این راه نجات، راهبردی کاملا موفق بود که او پایهگذاری کرد و در تحقق لازمههای آن هرگز کوتاهی ننمود.
احساسات پاک، خالص و تحسینبرانگیز مردم لبنان در قبال شخصیت امام شهید، جلوههای نابی را به تصویر کشید. قطعا نگاه جامعه مسیحی و اهلسنت لبنان به موضوع رهبری ایران با نگاه شیعیان، حزبالله و جنبش امل متفاوت بوده و هست؛ حتی تفاوت دیدگاههای درونی نیز در میان شیعیان وجود داشت، اما فصل مشترک تمامی این اظهار علاقهها آن بود که رهبری انقلاب توانسته است یک الگوی موفق، فرامرزی و فرامحیطی از رهبری صالح معرفی کند.
مسیحیان لبنانی گرچه به مبانی کلامی ولایت فقیه معتقد نبودند، اما بسیاری از آنان منصفانه اذعان میکردند که اخلاص، شجاعت، پاکی و دلسوزی موجود در این روش مدیریت، در هیچیک از رهبران دنیا یافت نمیشود. صفات لازم برای یک رهبری جامعالشرایط در وجود امام شهید به شکل اکمل متجلی بود و این یک اعتقاد عمومی محسوب میشد. بدیهی است که در هر جامعهای موافق و مخالف وجود دارد و در لبنان نیز کسانی با جمهوری اسلامی مخالفت داشتند، اما ویژگیهای مثبت و منحصربهفرد ایشان چنان بارز بود که حتی مخالفان نیز نمیتوانستند آن را کتمان کنند یا نسبت به آن تجاهل ورزند.
ما در زمان حیات ایشان شاهد ابراز احساسات بیکرانی بودیم. پس از واقعه دردناک شهادت سیدحسن نصرالله بسیاری از مردم اندوهگین در مقام تسلیت به ما و تسکین غم خود، آرزوی طول عمر و سلامتی رهبر انقلاب را داشتند؛ و با شهادت رهبر انقلاب و امام شهید، قلوب آنان بار دیگر عزادار شد، اما در فرهنگ اصیل تشیع و مقاومت، شهادت و فقدان رهبران هرگز مایه سکون، ناامیدی و یأس نمیشود؛ بلکه نیروی محرکه جدیدی خلق میکند که اثرات وجودی آن امام شهید را در دوران پس از شهادتش بهمراتب تقویت خواهد کرد.
ملت لبنان چندی پس از شهادت سیدحسن نصرالله و فرماندهان خود، شاهد وقوع جنایاتی در همان سطح در قبال رهبری ایران بودند؛ این درآمیختگی خونها، احساس همبستگی، اتحاد و پیوستگی دو ملت را بیش از گذشته مستحکم کرد. امروز ما آثار این پیوند قلبی را در تقویت مواضع سیاسی و نظامی خود به وضوح مشاهده میکنیم. این یک دستاورد عظیم و تاریخی است؛ پیروان مکتب مقاومت اثبات کردهاند که میتوانند از بزرگترین تهدیدها، بزرگترین فرصتها را فراهم آورند. شهادت این رهبر بزرگ و تاثیرگذار در معادلات بینالمللی، ابعاد تاثیرگذاری این مکتب را فراتر برده و ملتهای ایران و لبنان با درک عمیق این دستاورد و با تبحر کامل، این مسیر اقتدار را با شدت و قوت ادامه خواهند داد.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛