
از زمین برایت نامه مینویسم برای تو که در آسمانها هستی...
با این که روزها از نبودنتان میگذرد هنوز هم هر روز موقع خواندن دعا و قرآن باز به یاد مهربانی شما می افتم.
زندگی جریان دارد اما بدون شما سخت میگذرد.
ما دلمان به شما خوش بود ، شمایی که پدری مهربان بودید ، رهبر بودید ، قهرمان بودید ، اسطوره بودید ، فرماندهی کل قوا بودید ؛ شما امام ما بودید .
آقا جان کجایید که دست پدریتان را به سر ما بکشید و بگویید: اگر میخواهید آینده ساز این مرز و بوم شوید؛ باید درس بخوانید، باید تلاش کنید .
آقا جان همهی افتخارمان این بود که سرباز شما هستیم.
کجایید که وقتی میگوییم « ما همه سرباز تو ایم خامنهای » ؛ با صدای گرمتان بگویید : من خودم هم سرباز امام زمان (عج) هستم .
آقا جان ، حالا که به آسمانها رفتید و به رزمندگان شهیدتان پیوستید باید برویم و دوباره شما را از نو بخوانیم؛ شما را از نو زندگی کنیم .
راستی آقا نگفته بودم بچههایتان از ساعت اول رفتنتان با لبانی تشنه پای لانچرها ایستادند .در دل کوه ها ؛ در کنار خروارها خاک شروع کردند به تقاص خون ریختهتان .
آنقدر مستحکم و دقیق که تا چندین ساعت دشمن خیال میکرد شما خود در اتاق فرماندهی جنگ هستید .
راستی آقا جان ! فرزندان تان به انتقام خون شهیدان منطقه دشمن را به آتش کشیدند
دیگر پایگاه و برج سالم برای دشمن نمانده ؛ باید بودید و می دیدید چه خبر است آقا ؛
امت شما روز و شب از عزای شما در خیابانها هستند و دوباره نام شما را فریاد می زنند:"لبیک یا خامنهای"
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛