تفاوت جنگ نرم وجنگ سخت درهمین است. نتایج جنگ سخت ملموس وعینی است. شما نقاط آماج را معرفی میکنی. پس از اصابت هم تخریب شدن آنها را رسانهای میکنی. مخاطب میبیند وقانع میشود.
اما درجنگ نرم، امپراتوری رسانهای وتیمهای عملیات روانی دشمن با روایت سازیهای وارونه وجعلی، حق را باطل وباطل را حق نشان میدهند.
موفقیت شمارا شکست وشکست خود را پیروزی جا میزنند.
درطول مذاکرات وانجام تعهدات انواع حاشیه سازیها ودبه کردن ها، فریبکاریها وطرح موضوعات خارج از چارچوب تفاهم اولیه سعی در گمراه کردن وفریب دادن شما میکنند.
دراین میان فقط صداقت، اخلاص، نیت پاک وتقوا هست که عنایت وهدایت الهی را متوجه انسان میکند وبه او بینش وبصیرت میدهد تا حق را از باطل تشخیص دهد.
بندهای مختلف تفاهم نامه درحال نقض شدن ودرمقام اجرا با انواع، اما واگر مواجه است.
دراین شرایط؛ یا باید خاتمهی مذاکرات را اعلام واز آن خارج شد.
یا باید ایستاد ومبارزه کردودرجنگ نرم هم پیروز شد ویا مانند انسانهای مسخ شده ایستاد ومحو شیطنتهای دشمن شد وبه خواستههای شیطانی او تن داد.
ظاهرا ما ایستادهایم تا مبارزه کنیم ودشمن را مقهور ارادهی پولادین وکیاست ایمانی وانقلابی خود کنیم.اما، برخی دوستان الزامات این سبک جنگیدن را یا نمیدانند ویا رعایت نمیکنند.
خیلیها هنوز در فضای جنگ نظامی تنفس میکنند وبا قواعد جنگ سخت مطالبات خود را از سرداران جنگ نرم مطالبه میکنند! وهمانند دشمن ازچپ، وراست این مجاهدان خاموش را مورد تهام وتخریب وتضیف قرارمی دهند.
یعنی نه تنها هیچ کمکی نمیکنند بلکه با مطالبات وانتقادهای ناصواب خود عملا در زمین دشمن وبا قواعد او بازی میکنند.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛