
به گزارش جام جم آنلاین، غلامرضا حسنی درمیان با اشاره به افزایش گرایش به نگهداری حیوانات خانگی، اظهار کرد: این پدیده امروز بیش از آنکه یک سبک زندگی معمولی باشد، به نوعی سبک زندگی نمایشی تبدیل شده و از تغییر در رفتار و الگوهای زندگی حکایت دارد. به اعتقاد من، بخشی از این گرایش ناشی از خلأهای عاطفی است که افراد آن را از طریق نگهداری از حیوانات خانگی، بهویژه سگ و گربه، بروز میدهند. این موضوع با گذشته تفاوت دارد؛ زیرا در گذشته حیوانات در خانههای ایرانی عمدتاً کارکرد اقتصادی داشتند و برای تأمین بخشی از معیشت خانواده، مانند نگهداری مرغ و مرغابی، مورد استفاده قرار میگرفتند.
وی با اشاره به الگوگیری از سبک زندگی غربی در نگهداری حیوانات خانگی، ادامه داد: این سبک زندگی بیشتر در میان خانوادههایی دیده میشود که از الگوهای جوامع غربی تأثیر پذیرفتهاند. در کنار این مسئله، پیامدهای فرهنگی و اجتماعی نیز به همراه دارد؛ زیرا تفاوت نگرش میان خانوادههای دارای حیوان خانگی و افرادی که این سبک زندگی را نمیپذیرند، بهویژه در مجتمعهای آپارتمانی، زمینه بروز چالشهای اجتماعی را فراهم کرده است.
عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به پیامدهای اجتماعی نگهداری حیوانات خانگی، بیان کرد: حضور حیوانات خانگی در فضاهای عمومی و پدیده سگگردانی نیز گاهی موجب ایجاد مزاحمت برای دیگران میشود. به همین دلیل، این شیوه زیست را نمیتوان یک الگوی اجتماعی اصیل ایرانی دانست؛ زیرا در فرهنگ ایرانی، چنین جایگاهی برای حیوانات خانگی در محیط خانه وجود نداشته است.
حسنی درمیان با اشاره به جنبههای نمایشی این سبک زندگی، گفت: نگهداری از حیوانات خانگی علاوه بر جنبه عاطفی، گاهی به نمادی از طبقه اجتماعی و سبک زندگی تبدیل میشود. برخی افراد با این کار تلاش میکنند خود را متعلق به طبقهای خاص یا افرادی مدرن و بهروز نشان دهند. در کنار این مسئله، احساس تنهایی و ضعف در ارتباطات اجتماعی نیز میتواند افراد را به سمت این رفتار سوق دهد تا از این طریق توجه دیگران را جلب کرده و بخشی از خلاء عاطفی خود را جبران کنند. رابطه انسان با حیوان هرگز نمیتواند جایگزین رابطه انسان با انسان شود. در بسیاری از موارد، افرادی که تنها زندگی میکنند یا دچار خلأهای عاطفی هستند، با حیوانات خانگی انس میگیرند، اما این به معنای تقویت روابط انسانی آنان نیست. حتی گاهی مشاهده میشود که فرد از حیوان خود بیش از انسانها مراقبت میکند.
وی با اشاره به هزینههای اقتصادی نگهداری حیوانات خانگی، خاطرنشان کرد: امروز در برخی کشورها هزینههایی که برای نگهداری حیوانات خانگی صرف میشود، بسیار سنگین است؛ در حالی که همین منابع میتواند بخشی از مشکلات انسانهای نیازمند را برطرف کند. هزینههای درمان و نگهداری حیوانات خانگی در جهان به ارقام بسیار بالایی رسیده است و این موضوع نشان میدهد که بخش قابل توجهی از منابع مالی در این حوزه هزینه میشود. مخالفت من به معنای مخالفت با حیواندوستی یا محیطزیست نیست، بلکه انتقاد من متوجه افراط در این الگوی رفتاری است. به نظر میرسد توجه بیش از اندازه به حیوانات خانگی، زمان و انرژی افراد را از روابط انسانی و خانوادگی دور میکند و در نتیجه، کیفیت ارتباطات میان اعضای خانواده کاهش مییابد.
این استاد دانشگاه با اشاره به پیامدهای روانی وابستگی شدید به حیوانات خانگی، مطرح کرد: وابستگی عاطفی افراطی به حیوانات، علاوه بر هزینههای اقتصادی، پیامدهای روانی نیز به همراه دارد. گاهی با مرگ حیوان، فرد دچار آسیبهای روحی شدید میشود که ناشی از وابستگی بیش از حد است. از این رو، چنین وابستگی با ارزشهای فرهنگی جامعه ایرانی و باورهای رایج آن همخوانی ندارد و بیشتر میتوان آن را فرهنگی وارداتی دانست که از طریق گسترش ارتباطات فرهنگی و رسانهای رواج یافته است. در گذشته نیز وجود داشت، اما امروز به شکل چشمگیری گسترش یافته است. در برخی موارد حتی افرادی که توان مالی کافی برای نگهداری از حیوانات ندارند، صرفاً برای نمایش جایگاه اجتماعی خود اقدام به نگهداری حیوان خانگی میکنند؛ در حالی که این رفتار بیش از آنکه نشانه علاقه واقعی به حیوانات یا محیطزیست باشد، نوعی نمایش طبقاتی است.
حسنی درمیان با اشاره به شکلگیری بازار اقتصادی پیرامون حیوانات خانگی، اضافه کرد: توسعه مراکز درمانی و خدمات مرتبط با حیوانات خانگی، بازاری اقتصادی ایجاد کرده است که طبیعتاً برای تداوم فعالیت خود، به گسترش این سبک زندگی نیز نیاز دارد و همین مسئله میتواند در افزایش تبلیغ و ترویج این الگوی رفتاری مؤثر باشد.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛