رژیم صهیونی با تأیید مواضع تاریخی ارامنه وارد فصل جدیدی از رویاروی با آنکارا و باکو شد

خط و نشان اسرائیل‌؛ این‌بار برای ترکیه

نتانیاهو
کابینه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی در نشست ۲۸ ژوئن (۷ تیر) با پیشنهاد گیدعون سعار، وزیر امور خارجه تل‌آویو برای شناسایی مواضع تاریخی ایروان درباره وقایع دوره عثمانی در خلال جنگ جهانی اول موافقت کرد. تل‌آویو با به جریان انداختن این پرونده، می خواهد تقابل سیاسی و اقتصادی ترکیه با رژیم صهیونی را تلافی کند .
کد خبر: ۱۵۵۷۷۱۳
 
وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان از نزدیکان آنکارا و تل‌آویو نیز با انتقاد از تصمیم رژیم اسرائیل برای به رسمیت شناختن مواضع تاریخی ارمنستان، این اقدام را سیاسی‌سازی تاریخ دانست و نسبت به پیامدهای آن برای ثبات منطقه هشدار داد. 
پیش‎تر  رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه در بخشی از سخنان خود که بازتاب گسترده‌ای در محافل سیاسی و رسانه‌ای داشت، صهیونیسم را یک «ایدئولوژی نسل‌کش، اشغالگر و توسعه‌طلب» توصیف کرد و گفت: «این ایدئولوژی نه فقط من، نه فقط حزب ما، نه فقط ائتلاف ما، بلکه همه را تهدید می‌کند. مرزهای جغرافیایی نمی‌شناسد و دامنه خطرات آن فراتر از فلسطین و خاورمیانه است.»
   
اهداف نتانیاهو در بازی بزرگ
تمایل تل‌آویو به استفاده از کارت ارامنه پیش از هر چیز یک واکنش مستقیم و تلافی‌جویانه به مواضع بی‌سابقه آنکارا پس از هفتم اکتبر است. کابینه نتانیاهو با درک این واقعیت که بهبود روابط با ترکیه در کوتاه‌مدت غیرممکن است، دیگر دلیلی برای رعایت حساسیت‌های تاریخی این کشور نمی‌بیند. به رسمیت شناختن مواضع تاریخی ایروان به‌عنوان یک اهرم فشار کارآمد، ابزاری برای افزایش هزینه‌های دیپلماتیک و حیثیتی دولت اردوغان در مجامع بین‌المللی است. 
در وهله دوم، اسرائیل تلاش می‌کند از طریق همسویی با مواضع غرب در قبال پرونده ارمنستان، از شدت انزوای دیپلماتیک کنونی خود در سطح جهانی بکاهد. با توجه به تصویب قطعنامه‌های مشابه در کنگره آمریکا و پارلمان‌های اروپایی، تل‌آویو این اقدام را گامی برای همگرایی بیشتر با متحدان غربی خود می‌داند. فعال‌سازی این پرونده همچنین می‌تواند توجه لابی‌های قدرتمند ارمنی در غرب را جلب کرده و پتانسیل‌های جدیدی برای حمایت سیاسی از تل‌آویو ایجاد کند. علاوه بر این، ورود به این حوزه ابزاری برای چانه‌زنی حقوقی و سیاسی در برابر هجمه‌های بین‌المللی است که اکنون علیه ساختار کابینه جریان دارد. 
صدور بیانیه محکومیت از سوی جمهوری آذربایجان، ابعاد پیچیده این قمار را فاش می‌کند. آذربایجان هم‌پیمان استراتژیک، تأمین‌کننده اصلی نفت و شریک امنیتی ــ نظامی کلیدی اسرائیل در مرزهای ایران است. این‌که تل‌آویو تن به اقدامی داده که می‌دانسته خشم شدید باکو را برمی‌انگیزد، دو حالت دارد‌؛ کابینه رادیکال نتانیاهو دچار یک خطای محاسباتی فاحش در قبال واکنش آذربایجان شده یا تل‌آویو تصور می‌کند وابستگی نظامی و پهپادی باکو به رژیم‌صهیونیستی به قدری حیاتی است که این رابطه با یک بیانیه محکومیت دیپلماتیک دچار فروپاشی ساختاری نخواهد شد و باکو در نهایت این هزینه را هضم می‌کند. 
   
موازنه جدید در شامات
دکترین «اسرائیل بزرگ» کابینه رادیکال تل‌آویو به‎ سرکردگی نتانیاهو از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ علیه همسایگان، زمینه ورود چشمگیر آنکارا به شطرنج خاورمیانه با هدف تحدید رژیم‌صهیونیستی را فراهم کرده است. درهمین راستا، علی فیاض، نماینده پارلمان نزدیک به‎جنبش حزب‎الله طی گفت‎وگو با اصحاب رسانه لبنانی گفت: «سفیر ترکیه به من اطمینان داد که ترکیه از نقش حزب‌الله در لبنان حمایت می‌کند‌؛ ترکیه می‌گوید سوریه در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل برای رویارویی با حزب‌الله تسلیم نخواهد شد.»
همچنین اردوغان دیروز در سخنرانی شدیداللحنی ضد صهیونیست‎ها تصریح کرد: «قتل عام‌هایی که اخیرا شاهد آن بوده‌ایم، به‌ویژه در غزه و لبنان، زخم‌های عمیقی بر وجدان بشریت وارد کرده و اعتبار نهادها و سازمان‌های بین‌المللی را نیز خدشه‌دار کرده است، ما حملاتی را که لبنان را هدف قرار می‌دهند از نزدیک زیر نظر داریم، زیرا آنها روند صلح در منطقه را تضعیف می‌کنند.»
مخالفت آنکارا با ورود سوریه به بحران لبنان در کنار حمایت دیپلماتیک این کشور از مقاومت حزب‎الله خشم مقامات صهیونی را برانگیخت. آمیخای چیکلی، وزیر امور دیاسپورای اسرائیل با حضور در اجلاس سیاست بین‌المللی (JNS) خاطرنشان کرد: «ترکیه اردوغان و سوریه الشرع اکنون خیلی نگران‌کننده‌تر از ایران هستند‌؛ محور جدید، محور اخوان‌المسلمین ترکیه، سوریه و قطر است.» 

۳ ‌ضلع استراتژی آنکارا
دستگاه امنیتی و دیپلماسی ترکیه راهبرد چندلایه‌ای را علیه توسعه‎‏طلبی‌های رژیم‌صهیونیستی تدوین کرده که اولویت آن توسعه لایه‌های پدافندی و آمادگی نظامی بالاست. این استراتژی ضمن افزایش بازدارندگی، تعمدا مجاری دیپلماتیک را باز نگه می‌دارد تا مانع از تبدیل این رقابت به یک برخورد نظامی مستقیم شود. بخش دوم این راهبرد بر کنترل حوزه‌های ژئوپلیتیکی مشترک در سوریه، مدیترانه شرقی و مدیریت نفوذ اسرائیل در منطقه قفقاز جنوبی تمرکز دارد. آنکارا با تقویت موقعیت خود در جغرافیای پسا‌تحولات سوریه تلاش می‌کند، از بسط مرزهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل به سمت مرزهای شمالی جلوگیری کند. در حوزه انرژی، حضور نیروی دریایی ترکیه در مدیترانه شرقی با هدف به چالش کشیدن خطوط انحصاری گازی اسرائیل و متحدانش بازتعریف شده است. هدف نهایی این پویایی‌ها، تثبیت موقعیت ترکیه به‌عنوان هاب انرژی منطقه و ایجاد اهرم‌های فشار ژئوپلیتیک اقتصادی علیه تل‌آویو است. محور سوم بر اهرم‌های اقتصادی و موازنه دیپلماتیک از طریق ائتلاف‌سازی با بازیگرانی چون قطر و فعال‌سازی دیپلماسی عمومی استوار است. ترکیه با تداوم و تشدید تحریم‌های تجاری و ممانعت از زنجیره‌های تأمین، درصدد تحمیل هزینه‌های اقتصادی سنگین بر ساختار مالی رژیم‌صهیونیستی است. اصرار آنکارا بر رهبری فرآیند بازسازی غزه و طرح دو دولتی، تلاشی برای کسب مشروعیت معنوی و هژمونی سیاسی در جهان اسلام است.

ائتلاف برباد رفته
برخلاف وضعیت متشنج فعلی، در دهه ۱۹۹۰، روابط تل‌آویو و آنکارا تحت هدایت نخبگان سکولار و ارتش ترکیه، به‌عنوان یک ائتلاف استراتژیک و نظامی بی‌سابقه برای مهار تهدیدات مشترک منطقه‌ای نظیر سوریه و عراق بعثی شکوفا شد. این ماه عسل دیپلماتیک واجد ابعاد عمیق اطلاعاتی، آموزش‌های هوایی و دریایی مشترک، قراردادهای تسلیحاتی میلیارد دلاری و توسعه پیوندهای اقتصادی بود که دو طرف را به ستون‌های امنیتی غرب در خاورمیانه بدل کرد. با این حال، صعود حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه در ابتدای قرن جدید و چرخش دکترین خارجی اردوغان به سمت کسب هژمونی در جهان اسلام زیربنای ژئواستراتژیک این اتحاد سنتی را دچار چالش ساخت.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها