این سند شامل طرحی آزمایشی است تا نظامیان لبنانی کنترل برخی مناطق کوچک ادعایی تحت تصرف نیروهای اسرائیلی (نظیر دو روستای زوطر غربی و فرون) را برعهده بگیرند. تفاهمنامه مذکور همچنین سازوکاری را با هدف خلع سلاح جنبش حزبالله پیشبینی کرده اما تشکل مذکور توافق یادشده را بهشکل قاطع رد کرده است. نخستوزیر اسرائیل مدعی شد این پیمان به ارتش اشغالگر اجازه میدهد منطقه حائل خود را در آن سامان تا زمان نیاز حفظ کند. بهرغم اظهارات سرکرده حزب لیکود، مماشات دولت جوزف عون با تلآویو مخالفان زیادی در کشور لبنان دارد. در جدیدترین موضعگیری، ولید جنبلاط، رئیس سابق حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس خاطر نشان کرد که آنچه در این توافق سهگانه، هم در شکل و هم در محتوا، قابل توجه و در عین حال عجیب جلوه میکند، غیبت کامل توافق آتشبس است.
پشتپرده توافق لوانت
در نگاه نخست، این توافق نوعی از پایان مخاصمه را در کرانه شرقی مدیترانه به ارمغان آورده اما هدف اصلی کاهش شدت جنگ ضمن استمرار فشار بر مقاومت اسلامی لبنان توسط دوگانه بیروت و تلآویو ارزیابی میشود. نتانیاهو در نشست شامگاه شنبه تأیید کرد اسرائیل در قالب یک طرح آزمایشی برای خلع سلاح حزبالله و واگذاری قلمرو مذکور به ارتش لبنان، از دو منطقه کوچک تحت تصرف خود عقبنشینی خواهد کرد. او هنگام نشان دادن این بخشها روی نقشه، اظهار داشت یکی از این نواحی کاملا خارج از منطقه امنیتی قرار دارد و دیگری در لبه همان محدوده و در بخشی واقع شده است که صهیونیستها دیگر نیازی به حفظ آن ندارد. نخستوزیر بر همین اساس توضیح داد تلآویو کل محدوده امنیتی لازم برای محافظت از شمال فلسطین اشغالی را حفظ میکند. وی همچنین به گفتوگوهای متعدد خود در روزهای اخیر با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اشاره کرد. او از قول مشاور امنیت ملی ترامپ ادامه داد: «واشنگتن در عمل حمایت خود را از طرح ایجاد محدوده امنیتی برای جلوگیری از حملات ایران و حزبالله به ما، اعلام کرده است.» باتوجه به مخالفت قاطع جنبش حزبالله، بسیار بعید به نظر میرسد که روند اجرایی این تفاهم برای اشغالگران به آسانی امضای آن در واشنگتن باشد. بن کاسپیت، نویسنده اسرائیلی در روزنامه معاریو نیز نوشت: «توافق با لبنان مانند ازدواج بدون عروس است. این توافق تعدادی دستاورد برای اسرائیل به همراه دارد اما روی یخ نوشته شده است. تلاش بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل برای تبلیغ توافق لبنان در جناح راست دیوانگی محض بود.»
استمرار مقاومت مسلحانه
حسن فضلالله، عضو فراکسیون حزبالله در پارلمان لبنان، درباره بروز «منازعه داخلی» در این کشور بر سر توافق با رژیمصهیونیستی هشدار داد. فضلالله همچنین پیشبینی کرد این پیمان هرگز به مرحله اجرا نخواهد رسید. درهمین راستا رزمندگان مقاومت به پیکار با اشغالگران صهیونی مستقر در سراسر خط زرد ادامه میدهند. در واپسین تحولات میدانی، ارتش اسرائیل دیروز اعلام کرد در جریان درگیری شبانه با حزبالله، یکی از افسران این رژیم به نام سروان دیوید هازوت کشته شده است. به ادعای منابع عبری، نظامیان تیپ گولانی حوالی ساعت دو بامداد و هنگام ورود به خانهای در روستای «دیرسریان»، با یکی از رزمندگان نخبه حزبالله مواجه شدند. در جریان این رویارویی، هازوت کشته و یک سرباز دیگر صهیونی نیز بهطور سطحی زخمی شد. بهمانند دفعات پیشین، فرماندهان صهیونی عدم موفقیت رزمی را با بمباران کور شهروندان لبنانی پاسخ دادند. رسانههای لبنانی بامداد دیروز از هجوم هوایی ارتش اسرائیل به مناطق جنوبی این کشور یعنی در نزدیکی شهرکهای «دیرسریان» و «طیبه» خبر دادند. این دو آبادی در داخل منطقه اشغالی رژیم صهیونی موسوم به خط زرد واقع شدهاند.
سودای تکرار سناریوی غزه
بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی رادیکال کابینه رژیمصهیونیستی تاکید کرد که این توافق به تلآویو مشروعیت حضور در جنوب لبنان را داده است. این سخنان، رمز اشغالگری با روکش حقوقی است. نخستوزیر رژیم صهیونی حتی در عقبنشینی از نقاط مذکور نیز دروغ گفته است، چراکه شورای شهرداری فرون رسما اعلام کرد: «منطقه ما اشغال نشده است و در خارج از خط زرد قرار دارد؛ اینکه منطقه ما به مناطق آزمایشی ملحق شده باشد، امری بیپایهواساس است.» درواقع، واشنگتن و تلآویو با اصرار بر ایجاد یک «منطقه حائل» همیشگی در جنوب لبنان و حفظ آزادی عمل ارتش اسرائیل برای سرکوب تهدیدها، رویکرد تخریبی خود در نوار غزه را بازآفرینی میکنند. این راهبرد نظامی بر پایه پاکسازی جمعیتی، نابودی زیرساختهای حیاتی و تبدیل مناطق مرزی به زمین سوخته استوار است تا امکان زیست مداوم را از بومیان سلب کند. حملات هوایی پیاپی به روستاهای منطقه، تلاشی نظاممند برای تحمیل یک جغرافیای امنیتی جدید به شمار میرود. صهیونیستها با این اقدام میکوشند تا الگوی زمینگیر کردن مقاومت را از مرز شمالی فلسطین اشغالی به فرای رودخانه لیتانی منتقل سازند. بخش دیگری از این سناریو به مهندسی سیاسی و ایجاد گسست در حاکمیت ملی لبنان اختصاص دارد که نمونه آن در تلاش برای جایگزینی نیروهای محلی در غزه دیده شد. ایالات متحده با گنجاندن بندهای مربوط به خلع سلاح مقاومت و واگذاری فرمایشی کنترل مرزها به ارتش لبنان، بستر یک منازعه داخلی فرساینده را در بیروت فراهم میسازد. این تدبیر نئواستعماری به دنبال تقابلآفرینی میان نهادهای رسمی کشور و جریانهای مبارز مردمی است تا توان دفاعی جامعه لبنانی را از درون مستهلک کند. طراحان غربی میخواهند بدون پرداخت هزینههای سنگین اشغالگری، وظیفه مهار بازوان دفاعی منطقه را به دوش ساختارهای داخلی بیروت بیندازند؛ چتر حمایتی واشنگتن و تفاهمنامههای دیپلماتیک اخیر نیز نقش کاتالیزور را برای مشروعیتبخشی به این تهاجمات پیوسته در کرانه شرقی مدیترانه ایفا میکنند. مقامات آمریکایی با اعطای آزادی عمل مطلق به تلآویو و نادیده گرفتن حاکمیت بیروت، دقیقا همان مصونیت دیپلماتیکی را بازتولید میکنند که پیش از این در بحران غزه به کار بستند. این همپیمانی راهبردی قصد دارد با جداسازی پرونده لبنان از تحولات منطقهای، مقاومت را در انزوای کامل ژئوپلیتیکی قرار داده و وادار به تسلیم کند. سرانجام تمکین کورکورانه مسئولان بیروت از این روند، تبدیل جنوب لبنان به منطقهای محروم از حق حاکمیت خواهد بود.