مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانواده‌های داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص می‌گوید

 با چشمان بسته عکس می‌گرفتم

بعضی عکس‌ها فقط یک‌لحظه را ثبت نمی‌کنند؛ بدل می‌شوند به حافظه یک فاجعه، به سندی از اندوه جمعی و به روایتی که اجازه نمی‌دهد رنج یک شهر در هیاهوی خبرها به فراموشی سپرده شود. قاب هوایی مرتضی آخوندی از مراسم تشییع شهدای دانش‌آموز میناب، از همین جنس است؛ تصویری برخاسته از سوگ، از آسمانِ سنگینِ شهری داغدار و از وداعی که وسعت اندوهش در هیچ کلمه‌ای نمی‌گنجد.
کد خبر: ۱۵۵۷۶۱۰
نویسنده   امیر گودرزی/ گروه رسانه

به گزارش جام جم آنلاین   این عکس که الهام‌بخش پوسترها و آثار گرافیکی متعددی شده بود، اکنون با کسب مقام نخست بخش عکاسی خبری در یک مسابقه بین‌المللی بار دیگر نگاه‌ها را به یکی از جان‌سوزترین رخدادهای روز نخست جنگ تحمیلی علیه ایران بازگردانده است؛ رخدادی که در آن ۱۶۸ نفر از دانش‌آموزان مدرسه «شجره طیبه» میناب در پی اصابت سه موشک به شهادت رسیدند. حالا این قاب، فقط یک موفقیت هنری نیست؛ پژواکی است از فریادی خاموش، تلاشی برای زنده نگه‌داشتن نام کودکانی که نباید در غبار روزمرگی و فراموشی گم شوند. مرتضی آخوندی، عکاس و تصویربرداری که تصاویر و فیلم‌های زیادی از حادثه میناب ثبت کرده، در گفت‌وگو با جام‌جم آنلاین، از روز حادثه، مراسم تشییع، ثبت عکس مشهور هوایی و حال‌وهوای خانواده‌ها و فضای میناب روایت می‌کند.

 

گفتگو با مرتضی آخوندی

صحبت با مرتضی آخوندی از عکس هوایی او آغاز می‌شود. این عکس بار دیگر روز خاک‌سپاری شهدای میناب را برایش یادآوری کرد تا بگوید: این تصویر در روز تشییع گرفته شده است که دو یا سه روز پس از حادثه برگزار شد. عکس لحظه را نشان می‌دهد که پیکر شهدا کنار قبر قرار دارند و آخرین لحظه وداع خانواده‌ها با فرزندانشان است.

این عکاس که پیش‌تر تجربه پوشش رویدادهای تلخی مانند سیل، زلزله و حوادث بزرگ دیگر را داشته، از همان ابتدا با نگاه حرفه‌ای برای ثبت این واقعه برنامه‌ریزی کرده بود. به گفته او، در روز مراسم اعضای گروهش را برای تصویربرداری زمینی تقسیم کرد و خودش به دلیل حساسیت کار، ثبت تصاویر هوایی را بر عهده گرفت.

او از فضایی می‌گوید که به‌شدت اندوه‌بار و تکان‌دهنده بود؛ فضایی که حتی عوامل تصویربرداری را هم به گریه انداخته بود. در روایت او، حضور ده‌ها مادر با عروسک در دست، صحنه‌ای بود که هر بیننده‌ای را منقلب می‌کرد. آخوندی می‌گوید از همان لحظه تلاش داشتند کاری کنند که تصاویر، هم ارزش هنری داشته باشد و هم ظرفیت خبری، تا سریع منتشر شود و مظلومیت بچه‌ها دیده شود. به همین دلیل، هم‌زمان با تصویربرداری، فایل‌ها آماده و برای انتشار ارسال می‌شد تا رسانه‌های محلی، سراسری و تلویزیونی بتوانند از آنها استفاده کنند.

افتخار شخصی فدای دیده‌شدن میناب

او می‌گوید در هرمزگان عموماً در همه بحران‌ها حضور داشته و خیلی‌ها او را به‌عنوان عکاس و تصویربردار بحران می‌شناسند. به گفته خودش، تنها حدود ۴۰ دقیقه پس از وقوع حادثه در محل حاضر شده و همان روز نخست، بخش مهمی از تصاویر و فیلم‌ها را ثبت کرده است؛ تصاویری که بعدتر در مستندها نیز مورداستفاده قرار گرفت.

آخوندی درباره روز تشییع توضیح می‌دهد که از نماز بر پیکرها تا انتقال تابوت‌ها و لحظات دفن، همه چیز را مرحله‌به‌مرحله ثبت کرده است. او می‌گوید هنگام تصویربرداری هوایی، با صحنه‌ای مواجه شد که در آن تابوت‌ها کنار قبرها قرار گرفته بودند و همین زاویه، قاب اصلی و تأثیرگذار آن عکس را شکل داد. به باور او، گیرایی عکس از اینجا می‌آید که همه قبرها در یک قاب دیده می‌شوند و همین، بار اندوه تصویر را دوچندان کرده است.

 

عکس مرتضی آخوندی

او در کنار این عکس، از فیلم‌های زمینی هم یاد می‌کند؛ تصاویری از وداع خانواده‌ها، انتقال پیکرها و لحظات دفن که به گفته او بسیار دیده شدند. بااین‌حال معتقد است آن عکس هوایی بیش از بقیه آثارش دیده شد، چون توانست همه ابعاد فاجعه را در یک قاب جمع کند. او این دیده‌شدن را لطف خدا به آن بچه‌ها می‌داند و می‌گوید تمام تلاش او و گروهش این بوده که این مظلومیت بیشتر دیده شود.

آخوندی می‌گوید بعد از انتشار این تصاویر، بسیاری از مستندسازان و فعالان رسانه‌ای به او گفته‌اند که آرشیوش ظرفیت ساخت آثار مهمی داشته و می‌توانسته آن را در جشنواره‌ها ارائه کند، اما او ترجیح داده در همان لحظه، آرشیو را در اختیار انتشار عمومی بگذارد تا اصل ماجرا، یعنی دیده‌شدن بچه‌ها، در اولویت باشد. او معتقد است جایزه و افتخار شخصی در برابر دیده‌شدن این فاجعه اهمیتی ندارد.

او از تلاش‌های بعدی‌اش نیز می‌گوید؛ از جمله ارتباط با سفارتخانه‌ها و ارسال گسترده عکس‌ها و فیلم‌ها برای بازتاب بین‌المللی حادثه. آخوندی بیان می‌کند: این تصاویر از طریق کانال‌ها و مسیرهای مختلف به سفارتخانه‌ها رساندم تا این جنایت را ببینند؛ بنابراین سفرای بسیاری از کشورها در ایران بعد از دیدن فیلم‌ها، در صفحات و خروجی‌های خود، این فاجعه را محکوم کردند.

وی همچنین به تجربه ارائه این تصاویر در یک رویداد بین‌المللی در باکو اشاره می‌کند؛ جایی که شهرداری میناب برای معرفی موضوعات شهری و همچنین بازتاب مظلومیت شهدای دانش‌آموز حضور داشته است. او می‌گوید: بازخوردهایی که از آن رویداد دریافت کردیم، نشان می‌دهد مخاطبان خارجی هم با دیدن این تصاویر، ماجرای میناب را به یاد آورده و به‌شدت تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اند.

زنده‌ماندن فاجعه میناب با هنر و رسانه

او در بخش دیگری از روایتش، به دشواری‌های عکاسی در بحران اشاره می‌کند؛ به لحظاتی که هنوز بچه‌ها زیر آوار بودند و خانواده‌ها در التهاب و اندوه به سر می‌بردند. در چنین شرایطی، طبیعی بوده که برخی با دیدن دوربین، واکنش تندی نشان دهند و از تصویربردار بخواهند به‌جای ثبت تصویر، به کمک برود. آخوندی می‌گوید: در همان لحظات اولیه، ثبت تصویر کار ساده‌ای نبود و بسیاری اصلاً اجازه فیلم‌برداری نمی‌دادند، اما من باور داشتم که این صحنه‌ها باید ثبت شود تا در آینده از یاد نرود.

بااین‌حال، او تأکید می‌کند که در چنین موقعیت‌هایی، مرز ظریفی میان ثبت حقیقت و آزردن خانواده‌ها وجود دارد. به گفته او، گرفتن عکس و فیلم اشکالی ندارد، اما نباید با پرسش‌ها یا رفتار نادرست، روی زخم خانواده‌ها نمک‌پاشید. او می‌گوید با بسیاری از خانواده‌ها در ارتباط بوده، کنارشان مانده و همین اعتماد باعث شده امروز راحت‌تر بتواند کار کند.

به گفته آخوندی، پس از انتشار آن عکس هوایی، خانواده‌های زیادی با او تماس گرفته و از او تشکر کرده‌اند؛ چون احساس می‌کردند آن تصویر باعث شده میناب دوباره دیده شود. او می‌گوید در مقطعی، به دلیل غلبه اخبار جنگ و توافق، موضوع میناب کم‌رنگ شده بود، اما با انتشار همان عکس، بار دیگر توجه‌ها به این فاجعه جلب شد.

او در ادامه، از صحنه‌های سخت سردخانه نیز یاد می‌کند و می‌گوید آن لحظات از دشوارترین بخش‌های تجربه‌اش بوده‌اند. به باور او، کسی که خود در آن موقعیت قرار نگرفته باشد، نمی‌تواند عمق آن اندوه را درک کند. او می‌گوید: دیدن پیکرهای کوچک و وضعیت خانواده‌ها چیزی نیست که بتوان به‌سادگی از کنارش گذشت.  من و همکارانم دقایقی را با چشمان بسته تصویربرداری می‌کردیم؛ چون تحمل دیدن این صحنه‌ها واقعاً دشوار شود.

آخوندی همچنین از ماکان، کودکی که پیکرش پیدا نشد، یاد می‌کند و می‌گوید به خانه خانواده او رفته و از نزدیک شاهد انتظار و بی‌خبری آنان بوده است؛ انتظاری که در نهایت به یافتن پیکر نینجامد.

او می‌گوید تلاشش برای دیده‌شدن میناب همچنان ادامه دارد. به همین دلیل، پیشنهاد داده مستندهای کوتاه و مجموعه عکس‌های مربوط به این فاجعه به زبان‌های مختلف ترجمه و در کشورهای گوناگون نمایش داده شوند. از نظر او، نمایشگاه عکس و اکران مستند در خارج از کشور می‌تواند این روایت را زنده نگه دارد و نگذارد این حادثه به فراموشی سپرده شود.

آخوندی تأکید می‌کند که هیچ‌وقت باهدف دریافت جایزه کارنکرده، اما خوشحال است که یکی از همین عکس‌ها توانسته در یک رقابت جهانی دیده شود. او این موفقیت را بیش از آنکه افتخار شخصی بداند، فرصتی برای یادآوری دوباره فاجعه میناب می‌داند؛ فاجعه‌ای که به باور او، باید باهنر و رسانه زنده بماند.

newsQrCode

۸ سریال خارجی که تابستان ۲۰۲۶ نباید از دست بدهید

نیازمندی ها