روایتی در تضاد با روایت فدیه‌ای از عاشورا

کد خبر: ۱۵۵۷۴۷۰
نویسنده حجت‌الاسلام دکتر حبیب‌الله بابائی

شبیه‌سازی‌های صوری بین اسلام و مسیحیت و گاه هم استفاده از واژه‌های مشترک خلط‌و‌خبط‌های عمیقی را در الهیات تطبیقی موجب می‌شود که لازم است پیوسته آن را توضیح داد و از این‌همانی‌سازی‌های سطحی جلوگیری کرد. یکی از این واژگان مشترک در زبان انگلیسی کلمه redemption (رهایی) است که در غربِ مسیحی، هم در مورد آلام عیسی‌مسیح به‌کار رفته هم در مورد آلام اهل بیت (ع) و مصائب امام حسین (ع) (مثلا در کتاب محمود ایوب با عنوان Redemptive Suffering in Islam: A Study of the Devotional Aspects of Ashura in Twelver Shi'ism) استفاده شده است. واژه دیگری که بستر این التقاط معنایی را میان دو طیف فکری مدرن و سنتی موجب شده، کلمه رنج (suffering) در ادبیات مسیحی و طرح و بحث از آن در فضای اندیشه اسلامی است که گاه بدفهمی‌هایی را موجب شده است. 

کتاب «رنج عرفانی و شور اجتماعی» که از منظر روشنفکری به نگاه فدیه‌ای به عاشورا متهم است و از منظر سنتی به نگرش عرفی و سکولار به عاشورا متهم شده، در میانه نگاه عرفی و نگاه فدیه‌ای قرار گرفته است. این کتاب که طراحی گام‌های اولیه آن در دانشگاه ویرجینیا و پایان آن در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بوده، هرچند سویه‌های دنیوی و کارکرد‌های اجتماعی عاشورا در عصر جدید را پی گرفته است، ولی در این جست‌و‌جو علاوه بر گفت‌و‌گو و همزیستی بین‌الادیانی بر مبنا و محور «آلام متعالی امام شهید»، به عنصر «رهایی»، «نجات» و «ابدیتِ» مشترک بین‌الادیان در پرتو ذکر مصائب امام-امت (امام به‌مثابه امت یا امام در مقیاس امت) نیز می‌پردازد و آن را به‌لحاظ کلامی و الهیاتی امری محتمل و مؤثر در دوره غیبت می‌داند. به‌بیان دیگر، پی‌گرفتن ابعاد دنیوی، اجتماعی و تمدنی عاشورا به‌معنای تقلیل و فروکاستن عاشورا به مسائل عصری و معضلات اجتماعی نیست، بلکه به‌معنای بسط و توسعه عاشورا از امور عرفانی به ساحات عرفی، و از عرصه‌های دینی به ساحت‌های دنیوی زمانه است. بسط الهیات عاشورا از دین به دنیا بسیار متفاوت است از فروکاستن عاشورا و ابعاد غیبی آن به اموری محسوس، اینجایی و اکنونی. از این رو، لازم است چندین نکته را درباره «نظریه رنج عرفانی» در کتاب فوق و آنچه آن را از نگرش‌های فدیه‌ای جدا کرده و در تقابل با رویکرد‌های فدیه‌ای قرار می‌دهد، متذکر شد:

۱. نخست این‌که، هم در نگرش متعهدانه و هم در نگرش فدیه‌ای، رنجِ رخ‌داده برای امامی همچون امام حسین (ع) یا پیامبری همچون عیسی‌مسیح (ع) (طبق باور مسیحیان)، «رنج برای» (suffering for) یا رنج خودخواسته، رنج معنادار، رنج سازنده، و البته رنجی ثمربخش است، لیکن متعلق «برای» (for) در نگرش فدیه‌ای، دفع بلا و بخشش گناه است (نگرش سلبی در‌جهت دفع گناه)، در حالی که متعلق «برای» در نگرش متعهدانه به عاشورا، هدایت انسان و مصونیت او در برابر گناه در همین دنیا (و «بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله وحیره الضلاله») است. این‌که مرحوم قاضی طباطبایی مسیر توسل به سیدالشهدا را در سلوک الی‌الله حیاتی می‌داند و «آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا دارای عنایتی عظیم» معرفی می‌کند، بر همین معنای ایجابی عاشورا دلالت دارد. 

پروفسور محمد لگنهاوسن که مقاله‌ای را با عنوان «Ashura» در مجله ISLAMOCHRISTANA در سال ۲۰۱۰ نوشته است، به همین ایده «رنج برای» در کتاب «رنج عرفانی و شور اجتماعی» اشاره می‌کند و ابعاد سازنده آن را چنین توضیح می‌دهد «که اگرچه رنج امام حسین (ع) می‌تواند تاثیری در دوری مردم از گناه داشته و زندگی اجتماعی را به‌سمت همبستگی پیش ببرد، ولی همواره در توجه به رنج‌ها و آلام فرد بی‌گناه، خطر انتقام کور وجود دارد. «نظریه رنج متعالی» این نکته را پاسخ می‌دهد که گرایش به خشونت در یاد آلام امام مظلوم زمانی از بین می‌رود که آلام و مصائب امام را به‌گونه‌ای یاد کنند که این یاد، ما را به ارزش‌های آن امام شهید کامل رهنمون شود. در این‌گونه از یادکردن، تمرکز نه بر آن «رنج» بلکه بر آن هدفی است که رنج و درد برای آن شکل گرفته و تحمل گردیده است.» (ص ۲۵). لگنهاوسن این نکته را ادامه داده و می‌گوید که «گناهان ما با خون شهدا شسته نمی‌شود، بلکه از رهگذر تامل بر الگوی زندگی شهید و التزام و تعهد به اخلاق دینی و اصول معنوی شهداست که آدمی به راه صلاح می‌رود و گناهش از بین می‌رود.»

۲. در نگرش فدیه‌ای، فرد متعهد، آن امام یا آن پیامبر کشته‌شده است و مردم در برابر آن رنج و مصیبت و درد و کشته‌شدن تعهد و مسئولیتی ندارند، در‌حالی‌که در نگرش تعهدآورانه از «رنج متعالی»، وجود مسئولیت و تعهد امام، تعهد امت را زائل نمی‌کند. هر میزان امام تعهد بیشتری پیدا می‌کند، امت نیز به‌همان‌اندازه متعهد می‌شود. عدم تعادل و توازن بین تعهد امام و تعهد امت موجب شکاف بین امت و امام و جدایی امت از امام و انحراف و گمراهی امت از مسیر امام می‌گردد. 

۳. در نگرش فدیه‌ای نوعی از خودخواهی انسان و شاید خودمرکزی (نوعی از انسان‌خدایی) نهفته است که در آن، انسان (آن‌هم انسان عرف‌زده و دنیوی‌شده) در مرکز قرار می‌گیرد و پیامبر و امام، تبدیل به دیگری (other) او می‌شود، دیگری‌ای که باید در خدمت انسانِ دنیوی‌شده قرار بگیرد و مسئولیت خطا‌های انسان را برعهده بگیرد و به‌وقتش هم باید برای همین انسان عرفی و گناهان او فدا شود. تحلیل یا توصیفی که رنه ژیرار از فرآیند بلاگردانی (scapegoating process) در وضعیت تضاد و تنازع انسانی (جامعه هابزی) مطرح کرده و کشته‌شدن عیسای بی‌گناه مظلوم را عامل وفاق و اشتراک و انسجام بین فرد‌های دشمن توصیف می‌کند، بر همین اساس است؛ ولی در نگرش متعهدانه، پیامبر شهید و یا امام شهید، نه دیگری ما، بلکه خودی ما و از ماست و برای رهایی از ویژگی‌های نزاع و دشمنی بین انسان و انسان، باید نسبت به آن امام-امت «معرفت» پیدا کرد، به او محبت ورزید، و در عشق به او خود را فدا کرد. تاسی به امام و کسب روحیه فداکاری از سوی امت، نه به‌معنای توکیل (وکیل‌کردن امام و سپردن مسئولیت خود به او) بلکه به‌معنای توکل (یا همان تعهد و به‌دوش‌کشیدن مسئولیت خود) است که با نگرش فدیه‌ای تفاوت‌های بنیادینی دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها