
این دولت برای طولانی شدن یا استمرار حکومت خود، مسأله مذاکره با رژیمصهیونیستی را با میانجیگری آمریکا پذیرفته است. بدتر از آن، این است که بهرغم حضور نیروهای نظامی رژیمصهیونیستی در خاک لبنان، پذیرفته شده که بدون خروج کامل این نیروها از شمال و جنوب رودخانه لیتانی، موضوعی به نام خلعسلاح حزبالله-مهمترین جریان حاکمیتی و مردمی که بر استقلال لبنان پافشاری دارد و در این مسیر هزاران شهید را تقدیم ملت لبنان کرده است-مطرح شود و توافقی به امضا برسد که از هماکنون مشخص است امکان اجرایی شدن مفاد آن وجود ندارد. در این ارتباط باید به این مسأله توجه داشت که با عنایت به حضور گسترده ارتش رژیم متجاوز صهیونیستی در بخشهای جنوبی لبنان، که میتواند به تحقق تئوری اسرائیل بزرگ کمک کند، دولت لبنان مسألهای به نام خروج کامل ارتش رژیم صهیونیستی را نادیده گرفته و در این راستا، خلاف مصالح ملی مسألهای به نام خلعسلاح حزبالله توسط ارتش لبنان را نیز پذیرفته است. البته برای همه کسانی که به مسائل منطقهای و بهویژه لبنان آگاهی کامل دارند، مشخص است که نه ارتش لبنان اراده خلعسلاح حزبالله را خواهد داشت و نه ارتش رژیمصهیونیستی اراده خروج از سرزمین لبنان را دارد. بر این اساس، حزبالله در بیانیههای مختلف این موضوع را مورد توجه قرار داده و با امضای این توافق، مخالفت جدی خود را اعلام کرده است.
به نظر میرسد رژیمصهیونیستی آنچه را که نتوانسته از سال ۲۰۰۰ تاکنون در جنگهای مختلف بهدست بیاورد، بهدنبال تحقق آن خواستهها، یعنی گسترش سرزمینی خود در سرزمین یا کشور لبنان، از طریق این مذاکرات بهدست خواهد آورد. طبیعتا مردم لبنان نسبت به این اتفاق شوم واکنشهای مناسبی از خود نشان دادند. نخستین این واکنشها جمعهشب انجام شد؛ بهگونهای که ارتش مجبور شد برای کنترل اتوبانها، بهویژه اتوبان اصلی بیروت، تانکهای خود را به خیابانها بیاورد. بر این اساس، در حال حاضر مردم لبنان در برابر موضع مهمی قرار گرفتهاند؛ موضعی که مبتنی است بر حس اصولی دفاع از استقلال و تمامیتارضی آنها در برابر متجاوزان و از دست دادن بخشی از سرزمینشان. آنچه از مردم لبنان و شناختی که مردم جهان از آنها دارند، مشخص است اینکه قطعا مردم لبنان نسبت به این اقدام دولت وابسته و بیتوجهی رئیسجمهور، واکنشهای مناسبی از خود نشان خواهند داد.