برخی کشور‌های عربی منطقه با تکرار اشتباهات گذشته، بار دیگر وارد ائتلاف‌سازی آمریکایی‌ها علیه ایران شدند

خوش رقصی گاو‌های شیرده

اقدام قاطع نیروی دریایی سپاه در حراست از مدیریت ایران بر تنگه هرمز با عصبانیت آمریکا مواجه شد

نبرد بر سر بند پنجم

هرمز
شامگاه جمعه، ارتش آمریکا با حمله به چند نقطه در سواحل بندر سیریک ایران، تأسیسات نظارت ساحلی را هدف قرار داد‌؛ حمله‌ای که واشنگتن آن را پاسخی به آنچه «اختلال ایران در تردد کشتی‌ها» خواند، توصیف کرد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران این اقدام را نقض آشکار بند نخست تفاهم پایان جنگ، تجاوز به حاکمیت ملی و مغایر با منشور سازمان ملل دانست و ساعاتی بعد، نیروی دریایی سپاه پاسداران با هدف قرار دادن چند موضع مرتبط با نیروهای آمریکایی در منطقه به این حمله پاسخ داد. 
کد خبر: ۱۵۵۷۳۷۶
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی-گروه سیاسی
 
وزارت امور خارجه ایران نیز در بیانیه‌ای کم‌سابقه، حمله آمریکا را نقض صریح بند نخست یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد و بند چهار ماده دو منشور سازمان ملل متحد خواند و تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران براساس حق ذاتی دفاع مشروع، از امنیت، حاکمیت و منافع ملی خود دفاع خواهد کرد. در همین بیانیه، تهران بار دیگر از کشورهای ساحل جنوبی خلیج‌فارس خواست اجازه ندهند قلمرو و امکانات آنها برای اقدامات نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد و از نهادهای بین‌المللی خواست در برابر این اقدام آمریکا سکوت نکنند. 
همزمان، سپاه پاسداران نیز با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد حمله آمریکا به بهانه جلوگیری از برخورد ایران با یک شناور متخلف در تنگه هرمز صورت گرفته است‌؛ شناوری که به گفته سپاه، خارج از مسیرهای اعلام‌شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در حال تردد بود. در این بیانیه تصریح شد که مطابق بند پنجم تفاهم اسلام‌آباد، ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز بر‌عهده جمهوری اسلامی ایران است. 
   
آغاز ماجراجویی جدید دشمن
آنچه اهمیت این رخداد را دوچندان می‌کند، این که زنجیره حوادث از چند روز پیش و با اعلام یک مسیر دریایی جدید از سوی عمان آغاز شد‌؛ مسیری که بدون هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران برای تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز معرفی شد. نیروی دریایی سپاه این اقدام را غیرقابل قبول و خطرناک خواند و هشدار داد تنها مسیرهای اعلام‌شده از سوی ایران برای عبور شناورها معتبر است. پس از آن، برخورد با یک شناور متخلف، واکنش آمریکا و در نهایت حمله نظامی، مجموعه‌ای از وقایع را شکل داد که اکنون به نخستین بحران جدی در روند اجرای تفاهم تبدیل شده است. 
در نگاه نخست، این حوادث ممکن است صرفا یک تنش نظامی محدود به نظر برسد اما اگر رخدادهای چند روز گذشته کنار یکدیگر قرار گیرد، تصویر متفاوتی آشکار می‌شود. مسأله اصلی نه یک کشتی متخلف و نه حتی حمله محدود آمریکا، بلکه اختلاف دو طرف بر سر نحوه تفسیر و اجرای بند پنجم تفاهم است‌؛‌ بندی که قرار بود مبنای ترتیبات جدید کشتیرانی و مدیریت آینده تنگه هرمز باشد. به بیان دیگر، آنچه امروز در آب‌های خلیج‌فارس در جریان است، نخستین رویارویی عملی دو برداشت متفاوت از یک متن واحد است‌؛ برداشتی که می‌تواند سرنوشت اجرای کل تفاهم و حتی مسیر مذاکرات آینده را تحت تأثیر قرار دهد. 
   
مدیریت تنگه هرمز و اهمیت آن برای ایران
اگرچه واشنگتن تلاش می‌کند رخدادهای دو روز گذشته را صرفا پاسخی به آنچه «اخلال در آزادی کشتیرانی» می‌خواند معرفی کند اما کنار هم قرار دادن مجموعه تحولات نشان می‌دهد اختلاف اصلی، نه بر سر یک شناور، بلکه بر سر خوانش بند پنجم یادداشت تفاهم اسلام‌آباد است‌؛‌بندی که نحوه اداره آینده تنگه هرمز را به یکی از مهم‌ترین موضوعات پس از پایان جنگ تبدیل کرده است. 
براساس این بند، ایران موظف است با ترتیباتی که اتخاذ می‌کند، در یک بازه زمانی مشخص شرایط تردد شناورها را به وضعیت عادی بازگرداند و همزمان با عمان، به‌عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، سازوکاری مشترک برای اداره آینده این آبراه راهبردی طراحی کند. از منظر تهران، مفهوم این بند روشن است‌؛ هرگونه ترتیبات جدید باید با مشارکت و توافق دو کشور ساحلی شکل بگیرد و هیچ بازیگر ثالثی نمی‌تواند پیش از دستیابی به این سازوکار مشترک، قواعد جدیدی را بر تنگه تحمیل کند. 
اما سلسله حوادث اخیر نشان می‌دهد واشنگتن برداشت دیگری از این بند ارائه می‌دهد. اعلام یک‌جانبه مسیر جدید دریایی از سوی عمان، آن هم پیش از نهایی شدن مذاکرات دوجانبه تهران و مسقط درباره سازوکار آینده تنگه، از نگاه ایران اقدامی خارج از چارچوب تفاهم بود. واکنش سیاسی و سپس هشدار عملیاتی نیروی دریایی سپاه نیز دقیقا بر همین مبنا صورت گرفت‌؛ این‌که تنها مسیرهای اعلام‌شده از سوی جمهوری اسلامی ایران تا زمان توافق نهایی معتبر است و هرگونه تردد خارج از این چارچوب، تخلف محسوب می‌شود. 
در واقع، خوانش ایران از تفاهم در میدان عمل مشخص شد. متوقف کردن شناور متخلف پیش از حمله آمریکا و سپس پاسخ نظامی به تجاوز شامگاه جمعه، نشان داد تهران بند پنجم را به معنای استقرار ترتیبات جدیدی می‌داند که مدیریت آن در اختیار ایران خواهد بود و هرگونه اقدام خارج از این سازوکار را فاقد وجاهت حقوقی تلقی می‌کند. در مقابل، آمریکا با حمله به تأسیسات ساحلی ایران این پیام را مخابره کرد که برداشت خود از آزادی کشتیرانی را بر ترتیبات مورد نظر ایران مقدم می‌داند. 
   
تنگه هرمز‌؛ نقطه تقابل ۲ روایت
برای ایران، موضوع صرفا مدیریت یک مسیر دریایی نیست. تجربه جنگ اخیر نشان داد بخش مهمی از تهدیدهای امنیتی علیه کشور از زیرساخت‌ها، پایگاه‌ها و مسیرهای دریایی مستقر در جنوب خلیج‌فارس شکل گرفته است؛ از همین رو در نگاه تهران، ترتیبات جدید تنگه هرمز فقط یک مسأله کشتیرانی نیست، بلکه بخشی از بازتعریف نظم امنیتی پس از جنگ به شمار می‌رود. 
در این چارچوب، اعمال حاکمیت مؤثر بر تنگه هرمز از منظر ایران صرفا یک حق حاکمیتی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین دستاوردهای راهبردی دوره پس از جنگ تلقی می‌شود‌؛ دستاوردی که می‌تواند هم به تضمین اجرای تعهدات طرف مقابل کمک کرده و هم با تقویت امنیت بلندمدت کشور به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی در برابر هرگونه نقض احتمالی تفاهم عمل کند. 
   
از اختلاف تفسیری تا رویارویی نظامی
یکی از مهم‌ترین درس‌های توافق‌های بین‌المللی این است که اختلاف‌ها معمولا نه از متن توافق، بلکه از نحوه اجرای آن آغاز می‌شود. تجربه برجام نیز نشان داد که گاه فاصله میان آنچه روی کاغذ نوشته شده و آنچه در میدان اجرا رخ می‌دهد، می‌تواند سرنوشت یک توافق را تغییر دهد. اکنون نیز به نظر می‌رسد یادداشت تفاهم اسلام‌آباد در حال ورود به چنین مرحله‌ای است. 
نکته قابل توجه آن است که اقدام ایران در برخورد با شناور متخلف، در چارچوب اجرای بند پنجم تفاهم و اعمال مقررات مربوط به مسیرهای اعلام‌شده صورت گرفته بود‌؛ اقدامی که از منظر ایران متوجه آمریکا نبود و در نتیجه نمی‌توانست مجوزی برای استفاده از زور علیه ایران باشد. به همین دلیل، تهران حمله آمریکا را نه واکنشی به یک تهدید مستقیم، بلکه نقض صریح بند نخست تفاهم ارزیابی می‌کند‌؛ ‌بندی که دو طرف را از توسل به زور یا تهدید علیه یکدیگر منع می‌کند.  اگر این برداشت پذیرفته شود، حمله اخیر صرفا یک حادثه نظامی محدود نخواهد بود، بلکه نخستین نمونه از اختلاف میان متن تفاهم و شیوه اجرای آن در ارتباط مستقیم با تنگه هرمز خواهد بود‌؛ اختلافی که در صورت تکرار، می‌تواند اعتماد لازم برای ادامه مذاکرات را با چالش روبه‌رو کند. 
آنچه امروز در خلیج‌فارس در حال شکل‌گیری است رقابتی بر سر تثبیت نظم امنیتی پس از جنگ است. اگر یادداشت تفاهم قرار است به توافقی پایدار تبدیل شود، اجرای آن باید براساس عین به عین مفاد مورد توافق طرفین و از مسیر گفت‌وگو و سازوکارهای پیش‌بینی‌شده در خود تفاهم دنبال شود؛ در غیر این صورت، هر‌اختلاف در برداشت می‌تواند به بحرانی تازه تبدیل شود و فاصله میان «پایان جنگ» و «بازگشت تنش» را کوتاه‌تر از آن چیزی کند که در زمان امضای تفاهم تصور می‌شد. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها