این پدیده تنها یک جرم ساده نیست، بلکه پدیدهای نا بهنجار و خطرناک است که یک منظومه از مشکلات ترافیکی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی را در بر میگیرد. این پدیده را میتوان در ابعاد مختلف از جمله از منظر مشکلات ترافیکی و جادهای (امنیت جانی)، آسیبهای اقتصادی، آسیبهای اجتماعی و فرهنگی، ابعاد امنیتی و ... بررسی کرد.
1. مشکلات ترافیکی و جادهای (امنیت جانی)
این ملموسترین و خطرناکترین بخش ماجراست:
- سرعتهای سرسامآور: شوتیها برای فرار از دست پلیس یا رسیدن سریع به مقصد، معمولاً با سرعتهای بالای ۱۶۰ تا ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت حرکت میکنند که با این سرعت شاهد اتفاقات ناگوار بسیاری هستیم که توسط این خودروها در مسیرهای مختلف ایجاد میشود.
- حرکات مارپیچ و خطرناک: رانندگان خودروهای شوتی برای عبور از ترافیک، قوانین را کاملاً نادیده میگیرند که باعث وحشت سایر رانندگان و وقوع تصادفات زنجیرهای میشود.
- تغییرات فنی غیرایمن: کمکفنرهای عقب این خودروها برای حمل بار سنگین (معمولاً کالا یا سوخت) به شدت تقویت و بالا آورده میشود. این کار تعادل خودرو را در سرعتهای بالا به هم میزند و احتمال واژگونی را چندین برابر میکند.
- تلفات جادهای: تصادفات شوتیها معمولاً به دلیل سرعت بالا، بسیار مرگبار است و اغلب منجر به آتشسوزی (بهویژه در شوتیهای سوختبر) میشود.
2. آسیبهای اقتصادی
اگرچه شوتیگری و پدیده خودروهای شوتی برای برخی افراد سودآور است، اما در کل به اقتصاد ملی ضربه میزند:
- تسهیل قاچاق: این خودروها بازوی اصلی انتقال کالای قاچاق (پوشاک، لوازم خانگی، سیگار و...) به مرکز کشور هستند. این کالاها بدون پرداخت عوارض و گمرک وارد میشوند که باعث تضعیف تولید داخلی و بیکاری کارگران کارخانههای کشور میشود.
- خروج ارز: جابهجایی کالای قاچاق به معنای خروج ارز از مجاری غیرقانونی است که باعث نوسانات ارزی میشود.
- هزینههای گزاف بر سیستم درمان: مجروحان و کشتههای تصادفات شوتی، هزینههای سنگینی را به سیستم بهداشت و درمان و شرکتهای بیمه تحمیل میکنند.
- سودهای کاذب: این شغل باعث میشود سرمایهها به جای تولید، به سمت فعالیتهای مخرب و غیرمولد هدایت شود.
3. آسیبهای اجتماعی و فرهنگی
این بخش از ماجرا، ریشههای عمیقتری دارد:
- تغییر ارزشهای شغلی: وقتی یک جوان میبیند که میتواند با یک شب رانندگی خطرناک، معادل حقوق چند ماه یک کارگر سود کند، دیگر تمایلی به تحصیل یا یادگیری مهارتهای فنی و تولیدی نخواهد داشت. این یعنی در حقیقت به معنای تخریب نیروی کار آینده است.
- عادیسازی قانونگریزی: شوتیگری، فرار از قانون را به یک «مهارت» یا حتی «شجاعت» در ذهن برخی جوانان تبدیل میکند بگونهای که برخی به غلط این عمل خلاف قانون و خطرناک را نشانه جسارت و شجاعت میدانند.
- ایجاد ناهنجاری در مناطق مرزی: در برخی مناطق، شوتیگری به تنها منبع درآمد تبدیل شده که باعث میشود فرهنگ کار اصولی از بین برود و خانوادهها همیشه در ترس و اضطراب ناشی از مرگ یا دستگیری فرزندانشان باشند. - افزایش جرایم جانبی: در برخی موارد، شبکههای شوتی به سمت جابهجایی مواد مخدر یا کالاهای ممنوعه دیگر نیز سوق پیدا میکنند.
4. ابعاد امنیتی- ناامنی جادهها:
حرکت کاروانی شوتیها در جادهها باعث میشود که پلیس و نیروهای امنیتی تمرکز خود را از سایر وظایف (مانند مبارزه با سرقت یا تروریسم) به سمت کنترل ترافیک این خودروها ببرند که این موضوع مشکلات متعددی را به همراه دارد.
- استفاده از تجهیزات غیرقانونی: بسیاری از این خودروها مجهز به «دودزا»، «میخپاش» و سیستمهای بیسیم غیرمجاز هستند که مستقیماً امنیت جادهها و اقتدار پلیس را به چالش میکشد ومتاسفانه شاهد بودهایم که استفاده از این گونه تجهیزات جانبی غیر مجاز چگونه جان هموطنان دیگر را به خطر انداخته است.
چرا این پدیده از بین نمیرود؟ (ریشهیابی)
بدون شک برای مقابله با این پدیده نابهنجار صرفا برخورد پلیسی چارهساز نیست، زیرا:در بسیاری از مناطق مرزی، فرصتهای شغلی صنعتی و کشاورزی محدود است و شوتیگری به عنوان یکی از بصرفهترین راه کسب و کار دیده میشود و از سوی دیگر تا زمانی که تفاوت قیمت کالای داخلی و خارجی یا سوخت داخل و خارج بسیار زیاد باشد، انگیزه برای قاچاق وجود خواهد داشت و در این میان پدیده خودروهای شوتی و پدیدههای مشابه را شاهد خواهیم بود که باید راهکار قانونی و بازدارنده مناسب با این پدیده اجرا شود تا در کنار اقدامات بازندارنده و سلبی پلیس تاثیر گذار ترباشد.
در سال گذشته ۴ مرحله طرح سراسری مقابله با پدیده خودورهای شوتی در پلیس امنیت اقتصادی اجرا شد که منتج به توقیف بیش از ۲۷ هزار دستگاه انواع خودروی شوتی گردید. همچنین در دوماه سال جاری نزدیک به ۴ هزار دستگاه انواع خودروی شوتی توقیف شد.
جمعبندی
پدیده شوتی، اقتصاد سیاه است که به قیمت خون و ناامنی جادهها تمام میشود. حل این مشکل نیازمند یک نگاه سیستمی است: از یک سو برخورد قاطع با باندهای بزرگ قاچاق و تغییر قوانین جادهای، و از سوی دیگر توسعه زیرساختها و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق مرزی تا جوانان مجبور نشوند جان خود و دیگران را برای جابهجایی چند کیسه کالا به خطر بیندازند.