غفلت از قدرت نرم

در حالی که کشورهای پیشرفته جهان سالانه میلیاردها دلار برای تقویت «قدرت نرم» فرهنگی خود هزینه می‌کنند، سهم بودجه فرهنگی ایران با وجود دارا بودن یکی از غنی‌ترین گنجینه‌های تمدنی، همواره ناچیز بوده و این غفلت چندین‌دهه، به‌رغم ظرفیت‌های بی‌نظیر، هزینه‌هایی برای جایگاه و نفوذ منطقه‌ای ایران داشته است. 
در حالی که کشورهای پیشرفته جهان سالانه میلیاردها دلار برای تقویت «قدرت نرم» فرهنگی خود هزینه می‌کنند، سهم بودجه فرهنگی ایران با وجود دارا بودن یکی از غنی‌ترین گنجینه‌های تمدنی، همواره ناچیز بوده و این غفلت چندین‌دهه، به‌رغم ظرفیت‌های بی‌نظیر، هزینه‌هایی برای جایگاه و نفوذ منطقه‌ای ایران داشته است. 
کد خبر: ۱۵۵۶۷۶۲
 
قدرت نرم‌؛ سلاح صلح‌آمیز قرن بیست‌ویکم
مفهوم قدرت نرم که نخستین‌بار توسط جوزف نای در سال ۱۹۹۰ مطرح شد، بر توانایی یک کشور برای کسب نفوذ و جذابیت در عرصه بین‌الملل از طریق جذابیت‌های فرهنگی و ارزشی، نه اجبار و زور، تأکید دارد. در دنیای امروز، این قدرت ناملموس به‌مراتب پایدارتر و مؤثرتر از ابزارهای نظامی و اقتصادی عمل می‌کند و مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری در این حوزه، بازدهی اقتصادی دست‌کم شش‌برابری داشته و ضمن افزایش صادرات و گردشگری، اعتماد جهانی را جلب می‌کند. چنان‌که کره‌جنوبی با ابتکار «موج کره‌ای»، ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار از این طریق عایدی داشته و اتحادیه اروپا نیز از برنامه «اروپای خلاق» خود سه تا چهار برابر سرمایه‌گذاری، بازدهی کسب کرده است. 
   
تجربه‌های موفق جهانی
درک عمیق کشورهای توسعه‌یافته از اهمیت این موضوع، به‌خوبی در سیاست‌گذاری بودجه‌های فرهنگی آنها نمایان است. آلمان به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی اروپا، سالانه حدود
دو میلیارد یورو به «سیاست فرهنگی، علمی و آموزشی خارجی» خود اختصاص می‌دهد تا این بخش را به ابزاری ژئوپلیتیکی برای تقویت جذابیت خود، جذب نخبگان و ایجاد اعتماد در میان شرکای استراتژیک تبدیل کند. این کشور با شبکه گسترده‌ای از 
۱۵۴ مؤسسه گوته در سراسر جهان و مدارس خارجی، ارزش فرهنگ و زبان آلمانی را به‌عنوان پلی برای همکاری‌های اقتصادی و سیاسی به‌کار می‌گیرد. 
استونی کوچک نیز با درکی هوشمندانه، اخیرا بودجه خود را برای ارتقای «دیدپذیری فرهنگ استونی در جهان» و آموزش فرهنگی جوانان افزایش داده و معتقد است در دنیای پرتنش امروز، تقویت فرهنگی، یک خط‌مشی دفاعی مؤثر به شمار می‌رود. در سوی دیگر جهان، ویتنام به‌تازگی با تصویب قطعنامه‌ای در مجلس، سهم بودجه فرهنگی را به حداقل
 ۲ درصد از کل هزینه‌های دولت رسانده و این بخش را موتور محرک توسعه پایدار و «منبع قدرت نرم ملی» معرفی کرده است. حتی ایالات متحده، به‌‌رغم فراز و نشیب‌های بودجه‌ای، سابقه‌ای دیرینه در استفاده از تبادلات فرهنگی برای مقابله با تبلیغات مخالفان دارد‌؛ چنان‌که مبادلات دانشگاهی، برنامه‌های رهبران بازدیدکننده و تورهای موسیقیایی در دوران جنگ سرد، تأثیری بی‌نظیر در تغییر نگاه جهانیان داشت. 
 
میراث کهن ایران در محاصره کمبود بودجه
در این میان اما جایگاه ایران بسیار تأمل‌برانگیز است. سرزمینی با قدمت چندین‌هزارساله، آثار ثبت‌شده‌ جهانی و تنوع بی‌نظیر فرهنگی و هنری، از شعر و موسیقی تا صنایع‌دستی و معماری، بی‌گمان یکی از گنجینه‌های تمام‌نشدنی قدرت نرم را در اختیار دارد. با این حال، بررسی بودجه‌ سال‌های اخیر نشان می‌دهد که فرهنگ در سبد هزینه‌های ملی، نقشی ناچیز و حاشیه‌ای داشته است. براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در بررسی بودجه سال ۱۴۰۴، هرچند اعتبارات وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی افزایش یافته اما هنوز برای تحقق اهداف کلان برنامه هفتم توسعه (از‌جمله زیرساخت‌های گردشگری) کافی نیست و این نقیصه می‌تواند به تضعیف صنعت گردشگری و فرسایش سرمایه‌های تاریخی بینجامد. در مقابل، نیاز برآوردی این وزارتخانه برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری تا پایان سال ۱۴۰۴ حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان است که با کل بودجه‌ای که در اختیار دارد، فاصله‌ای حدود ۴۵‌درصدی نشان می‌دهد. هر چند در برخی نقاط فعالیت فرهنگی ایرانیان فراتر از مرزها بوده است، نمونه آشکار آن موفقیت سریال «مختارنامه» در بسیار از کشورهای منطقه از‌جمله عراق و سوریه است اما این ظرفیت قطعا باید آورده بیشتری داشته باشد. 
 
ضرورت سیاست‌گذاری نوین
درحالی‌که بسیاری از کشورها برای تقویت نفوذ خود در افکار عمومی جهان، میلیاردها هزینه و برنامه‌ریزی دقیق فرابخشی دارند، سهم بودجه فرهنگی ایران نه‌تنها از استانداردهای جهانی، که از حداقل‌های ضروری حفظ وضع موجود نیز عقب‌تر است. غفلت از این سرمایه عظیم در چند دهه اخیر، به‌معنای از دست رفتن فرصت‌های بی‌شمار برای ایجاد پیوندهای فرهنگی، توسعه گردشگری، صادرات صنایع‌دستی و هنری و مهم‌تر از همه، ساختن چهره‌ای جذاب از ایران در اذهان جهانیان است‌؛ چهره‌ای که با یک سیاست‌گذاری درست و سرمایه‌گذاری هدفمند، قادر خواهد بود دیپلماسی فرهنگی را به اهرمی قدرتمند در معادلات بین‌المللی تبدیل کند. 
نیاز امروز، تحولی بنیادین در نگرش به فرهنگ است. فرهنگی که نباید متغیری برای تعدیل بودجه، بلکه موتور محرکه توسعه، غرور ملی و مهم‌ترین ابزار قدرت‌آفرینی در عرصه جهانی باشد. دولت و مجلس می‌توانند با الگوبرداری از تجارب موفقی مانند آلمان و ویتنام، با اختصاص بودجه‌ای متناسب، تسهیل سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تدوین برنامه‌ای جامع برای عرضه فرهنگ غنی ایرانی به جهان، این سد تاریخی را بشکنند و کشورمان را به جایگاه شایسته‌اش در نقشه قدرت نرم جهان بازگردانند. 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها