سینما بدون روایت، تصویر بی‌معناست
فقدان شناخت روایت، منتقدان و فیلم‌نامه‌نویسان را در تحلیل آثار سردرگم کرده‌ است

سینما بدون روایت، تصویر بی‌معناست

بهزاد زهرایی: ظرفیت سینمایی فوتبال از این حقیقت نشأت می‌گیرد که مردم آینه زندگی خود را در یک ورزش به‌صورت کنترل‌شده مشاهده می‌کنند

جادوی مستطیل سبز

فوتبال فراتر از یک ورزش، به پدیده‌ای تبدیل شده که مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را درنوردیده است.
فوتبال فراتر از یک ورزش، به پدیده‌ای تبدیل شده که مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را درنوردیده است.
کد خبر: ۱۵۵۶۵۴۳
وقتی از «جادوی فوتبال» صحبت می‌کنیم، ذهن‌ها ناخودآگاه به سمت لحظاتی می‌رود که این ورزش توانسته است حتی بر منطق جنگ و سیاست غلبه کند. از آتش‌بس کریسمس ۱۹۱۴ تا شور و هیجانی که در استادیوم‌ها برپاست، همگی نشان از ظرفیتی بی‌پایان دارند. اما
 
چرا سینما با تمام توانمندی‌اش هنوز در بازنمایی این جادو به کمال نرسیده است؟ به همین بهانه با بهزاد زهرایی، منتقد سینما به بررسی ابعاد روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و ظرفیت‌های دراماتیک فوتبال و نسبت آن با مدیوم سینما پرداخته‌ایم.

گفت‌وگو را با مفهومی آغاز کنیم که بسیاری آن را جادوی فوتبال می‌نامند. اگر بخواهیم در دنیای واقعی و تاریخ معاصر به دنبال نمود بارز این جادو بگردیم، شاید هیچ مثالی زنده‌تر از آتش‌بس کریسمس ۱۹۱۴ در جریان جنگ جهانی اول نباشد. جایی که سربازان دو جبهه در میانه یکی از وحشیانه‌ترین جنگ‌های تاریخ، ناگهان سلاح‌ها را زمین گذاشتند، صلح کردند، در کنار هم نشستند و در کنار معاشرت فوتبال بازی کردند؛ هرچند دوباره جنگ را از سر گرفتند. به نظر شما ریشه این جادوی فوتبال که چنین نمودی دارد، از کجا می‌آید؟

در ابتدا باید یک نکته کلیدی را درک کنیم؛ فوتبال مشترک‌ترین و پرطرفدارترین ورزش در میان تمامی کشورهای جهان است. هر کشوری ممکن است ورزش ملی یا محبوب خاص خود را داشته باشد؛ مثلا در ایالات متحده آمریکا، راگبی یا همان فوتبال آمریکایی و همچنین بسکتبال چنین کارکردی دارند. در هند و برخی کشورهای دیگر، کریکت یا اسکواش بسیار برجسته هستند، اما فوتبال (ساکر) ورزشی است که زبان مشترک تمام ملل محسوب می‌شود. اما در پاسخ به این‌که این جادو از کجا نشأت می‌گیرد، باید به لایه‌های زیرین این رقابت نگاه کرد. در فوتبال، دو تیم با هم رقابت می‌کنند، اما اگر بخواهم عریان‌تر و دقیق‌تر بگویم، آنها در حال مبارزه هستند. چه در سطح بین‌المللی و چه در شهرآوردهای محلی، اتفاقی که می‌افتد ایجاد یک همذات‌پندی عمیق در تماشاچیان است. ما به‌عنوان مخاطب، همواره دوست داریم رقیب، حریف یا به‌نوعی آن دشمن نمادین را در زمین مسابقه شکست دهیم.

وقتی در جریان زندگی به ما فشار می‌آید، فوتبال مانند یک شبیه‌سازی یا یک مدل کوچک‌شده از زندگی عمل می‌کند. به اعتقاد من، فوتبال یک ماکت مبارزه بدون خطر از زندگی واقعی است و دقیقا به همین دلیل است که ما جذب آن می‌شویم. از لحاظ روان‌شناسی، فوتبال به ما این فرصت را می‌دهد که حتی اگر در زندگی واقعی فردی کم‌جرات یا به‌اصطلاح توسری‌خور باشیم، به‌واسطه بازیکنان محبوب‌مان در زمین، شوت بزنیم، مبارزه کنیم، تا دقیقه ۹۰ عرق بریزیم و درنهایت پیروز شویم. این فراگیری و این حقیقت که مردمان آینه زندگی واقعی خود را در این ورزش می‌بینند، همان چیزی است که باعث ایجاد جادو می‌شود.
 
این آینه‌وار بودن زندگی در فوتبال، در آثار سینمایی نیز مورد توجه قرار گرفته است. فیلم‌های فوتبالی زیادی ساخته شده‌اند که شاید مشهورترین آنها فرار به سوی پیروزی باشد. در این فیلم‌ها، مسابقه فوتبال صرفا یک رقابت ورزشی نیست، بلکه بستری برای یک روایت انسانی است. به نظر شما سینماگران چه ظرفیتی در فوتبال می‌بینند که در بقیه ورزش‌ها به این شدت وجود ندارد؟
ظرفیت فوتبال در سینما دقیقا در همان نکته‌ای نهفته است که پیش‌تر اشاره کردم: مبارزه با زندگی. در فیلم «فرار به سوی پیروزی»، این مفهوم به بالاترین سطح عینیت خود می‌رسد. در آنجا ما با دو جبهه فیزیکی روبه‌رو هستیم؛ یکی اسیر و دیگری حاکم (نازی‌ها). فوتبال در اینجا به میدان نبرد تبدیل می‌شود. در آنجا هم زورگویی، هم کشتن و هم هزاران اتفاق دیگر هست که در بستر یک مسابقه فوتبال رخ می‌دهد. ظرفیت سینمایی فوتبال از این حقیقت نشأت می‌گیرد که مردم آینه زندگی خود را در یک ورزش به‌صورت کنترل‌شده مشاهده می‌کنند. سینماگر با استفاده از این بستر، می‌تواند مفاهیم بزرگ‌تری مثل آزادی، ایثار و مقاومت را بازنمایی کند.
 
برخی معتقدند که بازسازی هیجان واقعی مسابقه فوتبال در سینما تقریبا غیرممکن است، زیرا مخاطب همواره نمونه واقعی و زنده آن را در تلویزیون می‌بیند و حس سینما نمی‌تواند به آن هیجان آنی برسد. نظر شما چیست؟ آیا این یک محدودیت ذاتی برای فیلمساز است؟
من با این گزاره که بازسازی این هیجان غیرممکن است، مخالفم. به نظر من غیرممکن نیست، بلکه تابه‌حال کسی نتوانسته است آن را به‌درستی دربیاورد. من چون ظرفیت‌های سینما را به‌خوبی می‌شناسم، معتقدم اگر کارگردانی پیدا شود که به فن فیلمسازی اشراف کامل داشته باشد، می‌تواند این کار را انجام دهد. ببینید، ما فیلم‌های جنگی می‌سازیم که وقتی قهرمان داستان از میدان مین عبور می‌کند یا از اعماق آب و دره نجات می‌یابد، نفس در سینه‌های‌مان حبس می‌شود و ضربان قلب‌مان واقعا بالا می‌رود. پس سینما این قدرت را دارد. مشکل اینجاست که هنوز فیلم فوتبالی‌ای ساخته نشده که بتواند آن فضا را به‌درستی خلق کند. اگر یک فیلم درست ساخته شود، قطعا مخاطب را مانند یک فیلم جنگی تاثیرگذار، درگیر خواهد کرد.
 
با این اوصاف، مهم‌ترین چالش یک فیلمساز برای ساختن اثری درباره فوتبال چیست؟ چگونه می‌توان آن هیجان مهارناپذیر را به قاب تصویر کشید؟
مهم‌ترین موضوع در کل سینما، فارغ از سبک و ژانر، خلق فضاست. بزرگ‌ترین خصوصیت سینما توانایی خلق اتمسفر است. اگر می‌خواهید یک داستان عاشقانه بگویید، باید فضای عاشقانه بسازید؛ فضایی که در آن رنگ، نور، بازیگری و تمامی ارکان سینمایی به‌گونه‌ای چیده شوند که مخاطب باور کند با یک عاشق سرخورده یا یک معشوق روبه‌روست. در فیلم‌های جنگی، مثلا در «اینک آخرالزمان» کاپولا یا آثار کوبریک، ما فضای نبرد را با تمام وجود حس می‌کنیم. در ورزش‌های دیگر هم موفقیت‌هایی داشته‌ایم؛ مثلا درباره گلف که شاید ورزشی آرام به نظر برسد، آمریکایی‌ها فیلم‌هایی ساخته‌اند که مخاطب را کاملا درگیر می‌کند. یا در فیلم راکی، سینما توانست آن فضای نفسگیر مبارزه را برای بوکس خلق کند. در راکی، شما تلاش یک فرد برای غلبه بر دشمن و ایدئولوژی او را درک می‌کنید. بنابراین چالش اصلی در فوتبال هم فضاسازی است. تا‌به‌حال در فوتبال این اتفاق به کمال نیفتاده اما در بوکس یا حتی بسکتبال نمونه‌های موفقی داشته‌ایم.
 
به نظر شما این عدم موفقیت کامل در سینمای فوتبال نسبت به ورزشی مثل بوکس، به ماهیت تیمی بودن فوتبال برنمی‌گردد؟ بوکس یک مبارزه تن‌به‌تن و انفرادی است که شاید درام‌پردازی روی آن ساده‌تر باشد.
خیر، به‌نظر من ربطی به تیمی بودن یا انفرادی بودن ورزش ندارد. همان‌طور که گفتم، بحث اصلی توانایی در فضاسازی است. اگر کارگردانی بتواند آن اتمسفر گروهی و فشار ناشی از همکاری و رقابت را به تصویر بکشد، موفق خواهد بود.
 
یک سؤال کلیدی دیگر؛ آیا یک فیلم فوتبالی موفق باید درباره خود فوتبال باشد یا باید درباره انسان‌هایی باشد که درگیر این ورزش هستند؟
به نظر من، تمام فیلم‌های ورزشی موفق، زمانی به ماندگاری می‌رسند که در لایه‌های زیرین خود به انسان و درونیات او بپردازند. فوتبال یا هر ورزش دیگری باید به‌عنوان یک لایه بیرونی و بستری برای مبارزه عمل کند اما هسته اصلی داستان باید روایتگر تحولات درونی انسان‌ها باشد. در فیلم‌های موفق بوکس یا بسکتبال هم دقیقا همین الگو رعایت شده است؛ ورزش بهانه‌ای است برای روایت یک قصه انسانی.
 
اگر بخواهیم نگاهی به سینمای ایران داشته باشیم، وضعیت را چگونه می‌بینید؟ ما فیلم‌هایی داشته‌ایم که به فوتبال پرداخته‌اند اما آیا توانسته‌ایم فیلمی داشته باشیم که ذات فوتبال را به تسخیر درآورد؟
در سینمای ایران، ما واقعا فیلم فوتبالی به معنای دقیق کلمه نداریم. در آثاری که ساخته شده، فوتبال صرفا یک بستر یا یک پیرنگ فرعی است. هنوز یک اثر ساخته و پرداخته شده که مستقیما به بطن این ورزش نفوذ کند، نداریم. این موضوع به ضعف فن فیلمسازی در کشور ما بازمی‌گردد. من معتقدم اگر کارگردانی به فن فیلمسازی و تکنیک‌های خلق جهان داستان اشراف داشته باشد، می‌تواند روی هر موضوعی که به آن علاقه‌مند است انگشت بگذارد و آن را به شکلی خیره‌کننده به تصویر بکشد اما در ایران هنوز این اشراف تکنیکی برای خلق یک درام ورزشی تراز اول دیده نمی‌شود.
 
از منظر سینمایی، شما کدام فیلم فوتبالی را موفق‌ترین اثر می‌دانید؟ چه ویژگی خاصی باعث تمایز آن می‌شود؟
فیلمی بود که از تلویزیون خودمان هم پخش شد به نام «جام لیپتون». این فیلم داستان شکل‌گیری تیم فوتبال توسط خود آقای لیپتون در انگلستان را روایت می‌کرد. به نظر من آن اثر بسیار موفق بود، چون مخاطب را به‌شدت درگیر می‌کرد؛ جالب اینجا بود که در آن فیلم هیچ جنگ یا دشمنی بیرونی شدیدی وجود نداشت اما درام فوتبال باشگاهی در انگلستان را بسیار عالی به تصویر کشیده بود. برای من، این فیلم حتی از «فرار به سوی پیروزی» هم جذاب‌تر است.
البته فرار به سوی پیروزی این امتیاز را داشت که از چهره‌های واقعی فوتبال استفاده کرد و تکنیک‌های شگفت‌انگیز آنها را به نمایش گذاشت که در زمان خود بسیار جذاب بود، اما جام لیپتون در قصه‌گویی ورزشی موفق‌تر عمل کرد.
 
ما در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ هستیم. برای کسانی که می‌خواهند هم فوتبال را بهتر بشناسند و هم از دریچه سینما به آن نگاه کنند، چه پیشنهادی دارید؟ اساسا دانش فوتبالی چگونه باید به مخاطب منتقل شود؟
شناخت فوتبال در گذشته از طریق گزارشگرانی اتفاق می‌افتاد که فراتر از یک گزارشگر ساده بودند؛ بزرگانی مثل آقای بهمنش، آقای کوثری یا مانوک خدابخشیان. یک گزارشگر نباید مانند برخی گزارشگران امروزی فقط نقل‌قول کند یا به مسائل حاشیه‌ای و شخصی بپردازد.
مثلا وقتی آقای کوثری بازی را گزارش می‌کرد، در عین گزارش، در کسری از ثانیه و در قالب چند جمله کوتاه، تاکتیک و تکنیک بازی را توضیح می‌داد. او حرکات بازیکنان را تحلیل می‌کرد و این باعث می‌شد دانش ورزشی مردم به مرور زمان افزایش یابد. متأسفانه امروزه این رویکرد کمتر دیده می‌شود. حتی کسی مثل عادل فردوسی‌پور، با وجود چهره بودن، بیشتر به حواشی می‌پرداخت؛ مثلا درباره مسائل خانوادگی بازیکن صحبت می‌کرد که این ربطی به گزارش تخصصی ورزشی ندارد. گزارشگر باید معلم فوتبال باشد تا بیننده بفهمد در زمین چه می‌گذرد.
 
در پایان، بیایید به کارکرد کلان این ورزش در دنیای امروز نگاهی بیندازیم. شما به جنبه‌های جادویی و انسانی اشاره کردید اما آیا فوتبال ابعاد دیگری هم دارد که نادیده گرفته می‌شود؟
قطعا. واقعیت این است که ورزش‌های فراگیر مانند المپیک یا جام‌جهانی، امروزه از بستر اصلی و اولیه خود جدا شده‌اند. این مسابقات اکنون به یکی از اهرم‌های دولت‌ها تبدیل شده‌اند که به‌وسیله آن، به نوعی ملت‌ها را در حالتی از غفلت یا خواب نگه می‌دارند؛ البته درصد این موضوع در کشورهای مختلف متفاوت است.
همیشه می‌گویند فلسفه المپیک یا جام‌جهانی، دوستی، برادری و جشن انسانیت است. اما سؤال من اینجاست: در دنیایی که هزاران گرسنه در آن وجود دارد و مظلومان کشته می‌شوند، ما واقعا چه چیزی را جشن می‌گیریم؟ وقتی در کل دنیا جنگ است، این جشن‌ها بیشتر شبیه حواس‌پرتی از اصل قضایاست.
در کنار این بُعد سیاسی، یک گردش مالی فوق‌العاده حیرت‌انگیز و میلیارد دلاری در پس فوتبال نهفته است. از تبلیغات کنار زمین و قراردادهای پخش تلویزیونی گرفته تا امتیازهای شبکه‌های خصوصی؛ همه اینها باعث شده که فوتبال از ذات اولیه خود که سادگی و برادری بود، فاصله بگیرد. امروزه فوتبال یک صنعت عظیم است که در آن همه‌چیز، از عکس‌های قبل از مصاحبه تا حضور جمعیت در یک شهر، به‌عنوان ابزاری برای رونق اقتصادی و کنترل اجتماعی به‌کار گرفته می‌شود. اما با تمام اینها، همان جادو و آن ماکت مبارزه همچنان مردم را پای تلویزیون‌ها و در استادیوم‌ها نگه می‌دارد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها