پساتفاهم و نقشه مرحله بعدی آمریکا 

بیایید ببینیم برای دوره پساتفاهم، شیطان بزرگ در فکر توافق واقعی است یا بردگی و جنگ هیبریدی و پیچیده مرحله‌ای و پیشبرد طرح کلان و راهبردهایش؟ در خروجی تحلیلی هیچ اندیشکده و رسانه و مؤسسه سیاسی و مطبوعات کاغذی و شبکه‌های خبری‌، شبکه اجتماعی و مقالات تخصصی و... که ملاحظه شده اثری از صلح‌طلبی نیست و هدف تعمیق سلطه است. تماما سخن بر سر جنگ است و سلطه بر ایران و تغییر رژیم و مهار ایران. جدا از رسانه‌ها‌، انواع متفاوت مؤسسات سیاسی و اندیشکده‌های مؤثر آمریکا مثل مؤسسه واشنگتن‌، بنیاد موقوفه کارنگی برای صلح بین‌المللی، مؤسسه آیپک تحلیل‌های‌شان را در زمینه راه مهار تغییر رژیم و سلطه بر ایران ارائه داده‌اند. می‌توان گفت همه پژوهش‌ها و تحلیل تحقیقات در‌باره ایران، در مسیر بردگی ایران و نه صلح پیش می‌رود. این داده‌های بنیادین به مقالات رسانه‌ها، سخنرانی‌ها و پیشنهادها و مصاحبه‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای خطاب به حکومت آمریکا و به ترامپ بدل می‌گردد. با توجه به حجم کار فکری و طرح‌ها و نقشه‌های ترکیبی ضد‌استقلال ابران و ایجاد تردید، ترس‌، سستی شکاف، گسست، برای شکست ایران و ایجاد انفعال در نیروی انقلاب و اغتشاش و شورش با نیروهای ضد‌انقلاب و وجود نفوذ سیاسی و طبقاتی و ایدئولوژیک، حیرت‌انگیز ناکامی آمریکاست. هرچند شیطان به کار خزنده و پیشروی تدریجی و فتح نامحسوس و بسیجیدن نهانی غربگرایان و حذف متحدان مقاومت دل‌بسته است. 
کد خبر: ۱۵۵۶۲۳۷
نویسنده احمد میراحسان 

★★☆☆☆ 
‌این‌که انسان پیروزی‌ها را چنان که حقیقت دارد از خدا ببیند و تخریب داده‌های الهی و عزت و رحمت و فتح خدادادی را از دنیا‌خواهی و طمع و زرپرستی سامری‌گونه خود، یقینا از ایمان است. این نگاه نه شعر و احساسات و تعارفات اغراق‌آلود بلکه حقیقتی از حقایق هستی انسانی در قرآن مجید است. برعکس نادیده گرفتن اغواها و رخنه‌ها و استنباط‌ها و محاسبه‌ها و خطاهای فهمی و عملی خویش در یک نبرد حق و باطل و تن به بازی دشمن دادن و به بهانه دشمن‌شاد‌نکردنی وهمی، مانع بیداری و آگاهی و بررسی واقع‌گرایانه خطاهای گوناگون در کنش نظامی و سیاسی و در متن تفاهمنامه و توافقنامه بعدی شدن مسلما از سوی ابلیس و شیطان بزرگ طراحی شده است. خواب کردن ایران از دو سو در حال سرانجام دادن: اول از سوی سیاستمداران و رسانه‌ها و انواع و اقسام مقامات عالی دموکرات و جمهوری‌خواه سابق و لاحق. دوم از سوی مطبوعات و شخصیت‌های تسلیم‌طلب ایرانی و تنظیمات و تعظیمات کدخدامنشی و کدخداپرستی پسا‌تفاهمنامه‌شان که در روزنامه‌های غربگرا با فریب ضخیم‌ترین فونت تیترهای نیم‌صفحه‌ای اعلام می‌کنند. جنگ تمام شد! اما جنگ قطعا تمام نشده است. سکوت کرده است. ایجاد غرور، فریب پیروزی نهایی ایران و تمام شدن کار جنگ و اغراق در وضعیت ایران همه می‌تواند یک نقشه و خدعه در تقویت غرب‌پرستان و خواب کردن ما و پایان دادن به مقاومت باشد. جهاد ساختن بدون حداکثر آمادگی نظامی و تامین پیمان‌های لازم برای ازدیاد مقاومت برابر آمریکا دروغ است. اول تضمین حداکثر امکانات مقاومت باید تحقق یابد تا ساختن اتفاق بیفتد. ۴۷‌سال ممانعت و جنگ و ترور و تجزیه و کودتا و تحریم و ویران کردن ایران و شهادت‌ها برای نفی ساختن بود و تغییر از مدیریت مدیران عالی با عزم استقلال و ساختن واقعی به مسئولانی متزلزل و سرسپرده خواست غرب و عمل مدل پهلوی‌ها که یقینا ساختن واقعی ایران نبود بلکه ساخت‌دهی به ساختار پیرامونی بیمار و وابسته و ویرانی و وابستگی و بردگی و بی‌عدالتی و حکومت الیگارشی ظالم و ضد‌اسلامی و ضد‌مستضعفان و نولیبرالیسم غرب‌پرست بود. ساختن با نماد افتتاح هتل برای گردشگران آمریکایی!!  
☆☆☆☆ 
‌ایران اسلامی عدالت‌محور فرق گوهری با آمریکای ستم‌پیشه دارد. آنها ذاتا واگرا هستند اما فرق مطبوعات، سیاستمداران و مشاوران و کارشناسان آمریکایی منهای دانشمندان مستقل با همتاهای ایرانی غربزده‌شان هر‌چند اساسی اما از جنسی همگرا و همسوست.  اندیشکده‌ها و مؤسسات دوست یا جناح رقیب چه منتقدان ترامپ و چه همسویان ترامپ می‌کوشند رخنه‌های کار ترامپ را نشان دهند و او را در غلبه هر‌چه بیشتر و شکست دادن ایران و راه درست تسلط بر ایران و پیشبرد اهداف‌شان تشویق کنند. مطبوعات و مشاوران غربگرا می‌کوشند دولت را در دادن امتیازات و زیر پا نهادن خطوط قرمز رهبری تشویق کنند. نگاهی به محصولات تحلیلی دنیس راس مشاور ریگان، بوش، کلینتون، اوباما و هموند ویلیام دیویدسون در انستیتو واشنگتن، مرتبط با صهیونیست‌ها و آیپک دقیقا گویای نگاه آمریکا به ایران و نابودی قدرت مستقل ماست و این نگاه با وجود همه تمایزات رهکنشانه بین جمهوری‌خواه‌ها و دموکرات‌ها در همه اندیشکده‌های‌شان مشترک است. چه در مقالات و سخنرانی‌های مؤسسه شورای روابط خارجی آمریکا، استراتفور، بنیاد آمریکای
نوین، بنیاد مرزهای الکترونیکی، بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، بنیاد میزس، بنیاد، کیتو بنیاد مطالعات سیاسی و راهبردی پیشرفته، نهاد بروکینگز، دفتر ملی پژوهش اقتصادی، بنیاد یهودی امور امنیت ملی، مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، مؤسسه جورج سی مارشال، انستیتو هوور و... کلمه‌ای از ارتباط برابر، احترام و دوستی و صلح و برابری متقابل نیست. مدام خواستار دخالت و تعیین تکلیف برای ما هستند که در تفاهمنامه هم آثارش است. ما چرا باید به آمریکا تعهد بدهیم که به طرف فلان امر و صنعت و علم می‌رویم نمی‌رویم. مگر آمریکا به ما تعهد هسته‌ای می‌دهد؟ ما باید قدرتمند‌تر شویم و چاره‌ای نداریم. خصوصا وقتی با نگرش درونی حکمرانی آمریکا روبه‌رو می‌شویم‌! چرا مسئولان ما در برابر لحن تحکم‌آمیز و ارباب‌منشانه آمریکای جنایتکار شایسته و متوازن و متناسب با پیروزی و عزت خیابان و میدان نمی‌دهند. همه تمرکز آمریکا و اسرائیل روی تجدید قدرت نظامی است و غربگراها می‌کوشند با رسانه‌های‌شان به مردم دروغ بگویند که جنگ تمام شده است!! 
☆☆☆ 
‌در مطبوعات آمریکا اکنون دو کار می‌کنند: اول ادامه نمایش برای فریب ایران. مثلا دعوای نتانیاهو و ترامپ بر سر لبنان یا فقدان طرح و شکستش و آشفتگی استراتژی ترامپ و تناقضات او. اما در همین ‌بازی‌ و وانموده‌ها دو پروژه سیاسی در حال پیشروی، کوبش و حذف تدریجی محور مقاومت و تضعیف آن. حذف سوریه و غزه و اشغال سرزمین‌های شیعیان لبنان و جدا کردن دروغین حساب آمریکا از اسرائیل و آزاد گذاشتن اسرائیل برای پیشروی و جنایت در لبنان و بستن دست ایران در عمل و عقب ننشستن اسرائیل از لبنان و پیشبرد جنایت در غزه و سناریوی منفعل کردن ایران تا نوبت ما برسد و آمریکا در این فاصله ترکیبی از جنگ فرسایشی، توسعه نگرش ضد‌انقلاب اسلامی و اسلام‌زدایی و غربگرایی و پیشروی‌های سکولاریستی و جنگ اقتصادی، روانی، اغتشاش‌انگیزی، تولید بی‌اعتمادی علیه حکومت و تفرقه علیه مقاومت را پیش می‌برد. از طرف دیگر کل هیأت حاکمه آمریکا، متخصصان ایران رسانه‌ها و اندیشکده‌ها شروع کرده‌اند به ارائه انواع طرح‌های آمادگی برای جنگ بعدی. مقصودم آن نیست که همگان رها از رقابت‌ها و رویکردهای ویژه و تمایزات و اختلافات در نهانگاه جمع شده و توطئه‌گرانه عمل می‌کنند بلکه کل حکومتگران بنابر سرشت استکباری در جنگ با ایران و تقسیم کار توافق دارند و اشکال گوناگون فشار و استحاله و تضعیف را در درون و بیرون علیه استقلال ایران و اسلام مستقل و سلطه‌ناپذیر پیش می‌برند. در مقالات و گفت‌وگوی رسانه‌ای هم جنگ و هم فشار غیر‌نظامی ترکیبی پیشنهاد می‌شود. استفاده از فرصت برای از کار انداختن عوامل و کارت‌های ایران‌ مانند تامین و پر کردن مخازن نفت، تامین سلاح‌های جدید و باز‌تولید سلاح‌های مصرف شده و طرح‌های تازه ضربه به ایران که ایران نتواند تحمل کند و با ناکار کردن تاب‌آوری و بحران‌زایی جنگ رمضان و رهایی از موقعیت دردناک این جنگ خود را بازسازی کند. ضمن آن‌که با وجود درخشش میدان و خیابان همچنان با افسون و هیاهوی رسانه‌ای و بازی و وانموده سطحی مثل دعوا و اختلاف ترامپ و نتانیاهو و نمایش گل‌درشت این اختلاف ایران را گول بزند. در این میان دانشمندان اندیشکده‌های آمریکا نه آن‌که حرف تازه‌ای زده باشند بلکه سخن روشنی است در خدمت پروژه غایی آمریکا که بارها ترامپ بر آن تاکید کرده است. تحلیلگر هموند دیویدسون به استفاده از اقدامات جنگی شکست خورده ترامپ در خدمت اغتشاشات تازه آمریکا تاکید می‌کند. برای جنگ داخلی در مسیر خواست آمریکا شبه انقلاب جادوشدگانی است ابزار شیطان در ایران را در دستور قرار می‌دهد که ضد‌اسلام باشد و به خیابان بریزند و خودشان را براندازان استبداد ملاها وانمود سازند و اینان نان فسادی را بخورند که ابزار دیگر غرب یعنی غربگرایان ایران، نافذ در پیکره حکمرانی جمهوری اسلامی مقوم آن هستند با طرح‌های مایه رنج مستضعفان، عامل نارضایتی‌پروری و نیز نفوذی‌ها در دانشگاه‌، رسانه‌ها، جنبش دانشجویی، تعمیق کارکرد مخرب دستمایه‌های آشفتگی هویتی و مافیای ارز و بانکداری و خود‌روسازی و شرکت‌های کلان سرمایه و صادرات و واردات و چپاول سیستماتیک و... پیشنهاد دنیس راس دقیقا استفاده از نارضایتی حاصل از مسیر غلط و ضدمردمی اقتصادی است برای شورش مردم درمانده از گرانی دیوانه‌وار که باید سپر برای براندازی نیروهای مزدور آمریکا باشند: حرف اصلی اندیشکده‌ها، تشویق به فشار معیشتی بر مردم و به‌راه انداختن شورش‌های شهری است به سود قدرت و پروژه مدیران لیبرال و تغییر خزنده رژیم و جدایی ار اصول انقلاب اسلامی است. در یادداشتی دیگر به خروجی اندیشکده‌های آمریکایی صهیونیستی می‌پردازیم.  

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها