مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
بیابانزایی پدیدهای تدریجی، اما اثرگذار است که میتواند ظرفیت تولیدی سرزمین را کاهش دهد، منابع طبیعی را با تهدید مواجه کند و شرایط زندگی در بسیاری از مناطق را تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر افزایش رخدادهای گرد و غبار در سالهای اخیر نشان داده که آثار تخریب سرزمین تنها محدود به مناطق خشک نیست و میتواند پیامدهای گستردهای برای شهرها، روستاها و حتی بخشهای مختلف اقتصادی کشور بههمراه داشته باشد.
در سطح جهانی نیز مقابله با بیابانزایی و کاهش اثرات خشکسالی به یکی از اولویتهای مهم حوزه محیط زیست تبدیل شده است. بسیاری از کشورها تلاش میکنند با مدیریت پایدار منابع آب، حفاظت از خاک، احیای پوشش گیاهی و اصلاح الگوهای بهرهبرداری از منابع طبیعی از گسترش این پدیده جلوگیری کنند. در روز جهانی مقابله با بیابانزایی، با بهزاد رایگانی دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گرد و غبار سازمان حفاظت محیط زیست درباره وضعیت بیابانزایی در ایران، ارتباط آن با گسترش گرد و غبار و مهمترین چالشهای پیش روی کشور در این حوزه گفتوگو کردهایم.
کانونهای تولید گرد و غبار تا چه اندازه با پدیده بیابانزایی ارتباط دارند و چه تاثیری بر تشدید آن میگذارند؟
در تعریف تخصصی، بیابانزایی بهمعنای تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمهخشک و خشک نیمهمرطوب در اثر فعالیتهای انسانی، تغییرات اقلیمی یا عوامل طبیعی است. درواقع محور اصلی بیابانزایی، تخریب سرزمین است که سه مؤلفه اصلی شامل تخریب خاک، تخریب پوشش گیاهی و تخریب منابع آب را در بر میگیرد.
بخشی از این فرآیند که به پدیده گرد و غبار مربوط میشود عمدتا ناشی از تخریب خاک و پوشش گیاهی است؛ هرچند کاهش منابع آب نیز بهطور غیرمستقیم در شکلگیری آن نقش دارد؛ بنابراین برای شناخت علل ایجاد کانونهای گرد و غبار باید به عوامل مؤثر بر تخریب خاک و پوشش گیاهی توجه کرد.
مهمترین عامل در این زمینه چرای بیش از ظرفیت دام در مراتع است. زمانی که میزان چرای دام از توان تحمل سرزمین فراتر میرود، پوشش گیاهی از بین میرود و خاک در معرض فرسایش بادی قرار میگیرد. در چنین شرایطی زمینه شکلگیری و گسترش کانونهای گرد و غبار فراهم میشود. به همین دلیل میتوان گفت بیابانزایی بهطور مستقیم در ایجاد و تشدید کانونهای گرد و غبار نقش دارد و کنترل چرای بیرویه یکی از مؤثرترین راهکارها برای مدیریت این کانونهاست.
وضعیت بیابانزایی در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا شرایط به مرحله هشدار رسیده است؟
تخریب زمین عملا معادل بیابانزایی تلقی میشود و هر اقدامی که موجب کاهش کیفیت یا کمیت منابع پایه شامل آب، خاک و پوشش گیاهی شود، در این چارچوب قرار میگیرد. بر همین اساس، وضعیت کشور در این حوزه مطلوب نیست و در بسیاری از مناطق با درجات مختلفی از تخریب سرزمین مواجه هستیم.
در دبیرخانه ستاد ملی گرد و غبار، بررسی وضعیت تخریب زمین و بیابانزایی در دستور کار قرار دارد. آخرین مطالعات جامع در این زمینه چند سال قبل انجام شده و اکنون در تلاش هستیم اطلس جامع تخریب زمین و همچنین سامانه برخط پایش وضعیت سرزمین را ایجاد کنیم تا امکان ارزیابی مستمر شاخصهای مرتبط فراهم شود.
با توجه به فشار ناشی از چرای دام، در بسیاری از نقاط کشور شاهد تخریب خاک و پوشش گیاهی هستیم و در برخی مناطق این روند شدت بیشتری دارد. به همین منظور، در برنامه جامع مقابله با گرد و غبار که آبان سال گذشته تدوین شد، بازنگری در ظرفیت و پروانههای چرای دام در کانونهای گرد و غبار پیشبینی شده است. زیرا چرای بیرویه از مهمترین عوامل تشدیدکننده این کانونها بهشمار میرود.
برخی معتقدند منشاء اصلی گرد و غبار در ایران، کانونهای خارجی بهویژه در عراق و سوریه است. آیا این دیدگاه را قبول دارید؟
این گزاره در سطح کلی تا حدودی درست است، اما اگر بخواهیم وضعیت مناطق مختلف کشور را بهصورت محلی بررسی کنیم، نمیتوان همه مشکلات گرد و غبار را به منشاء خارجی نسبت داد. برآوردهای سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری نشان میدهد بیش از ۱۴میلیون هکتار اراضی فوق بحرانی فرسایش بادی در کشور وجود دارد. از سوی دیگر، سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی حدود ۱۲میلیون هکتار کانون فوق بحرانی گرد و غبار را شناسایی کرده است.
تفاوت این دو آمار به تفاوت در تعریفها بازمیگردد. کانون فرسایش بادی هر منطقهای است که استعداد فرسایش داشته باشد، اما کانون گرد و غبار به مناطقی گفته میشود که ذرات خاک با قطر کمتر از ۲۰میکرومتر تولید میکنند و قابلیت انتقال در جو را دارند.
براساس برآوردهای موجود، حدود ۱۲ تا ۵/۱۲ میلیون هکتار کانون فوق بحرانی گرد و غبار در کشور وجود دارد که در مناطق مختلف پراکندهاند و جمعیتهای محلی را تحت تاثیر قرار میدهند. البته استانهای مرزی غرب کشور از جمله کرمانشاه، ایلام، کردستان، آذربایجان غربی و خوزستان علاوه بر کانونهای داخلی، تحت تاثیر کانونهای فعال در عراق و سوریه نیز قرار دارند. همچنین برخی استانهای شمال و شمال شرق کشور از کانونهای گرد و غبار در ترکمنستان و افغانستان تاثیر میپذیرند؛ بنابراین گرد و غبار در ایران صرفا منشاء خارجی ندارد و در کنار کانونهای برونمرزی، با کانونهای گسترده داخلی نیز مواجه هستیم.
یعنی نمیتوان همه مشکلات گرد و غبار را به کشورهای همسایه نسبت داد؟
دقیقا همینطور است. حدود ۵/۱۲ میلیون هکتار اراضی فوق بحرانی گرد و غبار در داخل کشور داریم. منظور از «فوق بحرانی» این است که این کانونها تقریبا در تمامی سالها فعال هستند و بهطور مستمر گرد و غبار تولید میکنند. اگر بخواهیم همه مناطق مستعد فرسایش بادی را محاسبه کنیم، وسعت آنها بسیار بیشتر از این رقم خواهد بود.
خشکسالیهای پیاپی سالهای اخیر چه نقشی در گسترش بیابانزایی و تشدید گرد و غبار داشتهاند؟
خشکسالی تاثیر مستقیمی بر شدت فعالیت کانونهای گرد و غبار دارد. هرچه سال خشکتر باشد، معمولا با شرایط شدیدتری از نظر وقوع گرد و غبار مواجه میشویم. بخش قابل توجهی از کانونهای گرد و غبار داخلی در تالابها، مسیلها و آبرفتهای رودخانهای قرار دارند. زمانی که این مناطق از آب محروم شوند و رطوبت کافی دریافت نکنند، مستعد فرسایش بادی خواهند شد.
از سوی دیگر خشکسالیهای شدید باعث تضعیف پوشش گیاهی میشود و توان مقاومت آن را در برابر فشارهایی مانند چرای دام کاهش میدهد. در نتیجه خاک بدون پوشش حفاظتی باقی میماند و شرایط برای تولید گرد و غبار فراهمتر میشود.
با این حال نباید نقش فعالیتهای انسانی را نادیده گرفت. در بسیاری از موارد، اقدامات انسانی حتی تاثیری بیشتر از خشکسالی دارند. کاهش حقابه تالابها، سدسازی، برداشتهای گسترده آب برای کشاورزی و جلوگیری از رسیدن آب به تالابها و دشتهای سیلابی از جمله عواملی هستند که میتوانند شرایط را بهمراتب بحرانیتر کنند؛ بنابراین در کنار خشکسالی، مدیریت نادرست منابع آب نیز از عوامل مهم تشدید گرد و غبار در کشور بهشمار میرود.
اگر امروز برای مهار بیابانزایی و گرد و غبار اقدام جدی انجام نشود، مهمترین تهدیدی که در سالهای آینده زندگی ایرانیان را تحت تاثیر قرار میدهد چیست؟
اهمیت این موضوع تا جایی است که سازمان ملل متحد دهه کنونی را «دهه مقابله با طوفانهای گرد و غبار» نامگذاری کرده. این نامگذاری نشان میدهد گرد و غبار دیگر مسألهای محلی یا منطقهای نیست بلکه به یکی از چالشهای جهانی تبدیل شده است. تغییرات اقلیمی، خشکسالیهای گسترده و مداخلات انسانی در طبیعت باعث شدهاند بسیاری از کشورها، حتی برخی کشورهای اروپایی با کانونهای محلی گرد و غبار مواجه شوند.
برای جلوگیری از تشدید این بحران، دو موضوع باید در اولویت قرار گیرد: نخست مدیریت صحیح منابع آب و تامین حقابههای محیط زیستی و دوم کنترل چرای دام و بهرهبرداری از پوششهای گیاهی طبیعی متناسب با ظرفیت سرزمین. در شرایطی که آثار تغییر اقلیم نیز روزبهروز پررنگتر میشود، بیتوجهی به این مسائل میتواند پیامدهای گستردهای بههمراه داشته باشد.
همچنین توسعه کشاورزی حفاظتی اهمیت زیادی دارد. در این شیوه، بقایای محصولات کشاورزی روی زمین باقی میمانند و از سوزاندن یا حذف آنها جلوگیری میشود؛ اقدامی که به حفظ خاک و کاهش فرسایش کمک میکند. اگر چنین رویکردهایی جدی گرفته نشود، کشور در سالهای آینده با تهدیداتی در حوزه امنیت غذایی، کیفیت هوا و کیفیت زندگی شهروندان مواجه خواهد شد.
در روز جهانی مقابله با بیابانزایی، چه توصیهای میتوان به مردم و دستگاههای اجرایی کرد؟
مهمترین نکته این است که بپذیریم طبیعت بستر اصلی حیات و توسعه انسانی است و حفظ آن باید در اولویت قرار گیرد. از این منظر، حقابههای محیط زیستی، حقابه تالابها و دشتهای سیلابی نباید بهعنوان موضوعی فرعی تلقی شوند بلکه باید جایگاه مشخص و ثابتی در مدیریت منابع آب کشور داشته باشند.
معتقدم حفاظت از حقابههای محیط زیستی باید به یک سیاست قطعی و غیرقابل چانهزنی تبدیل شود؛ سیاستی که همه دستگاهها و بخشهای مختلف از آن حمایت کنند. تنها در این صورت میتوان از تشدید بیابانزایی، گسترش گرد و غبار و افت کیفیت زندگی در سالهای آینده جلوگیری کرد.
مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک