از این منظر، رفتار بسیاری از دولتهای آفریقایی در قبال قطعنامههای ضدایرانی را باید فراتر از یک موضعگیری لحظهای نگریست؛ این کنش، حامل معنایی راهبردی است: قارهای که تاریخ طولانی استعمار و مداخله را از سر گذرانده، امروز در برابر تبدیلشدن به پیادهنظام اراده قدرتهای بیرونی مقاومت میکند. همین «امتناع هوشمندانه» برای تهران فرصتی کمنظیر است؛ فرصتی که با درک درست آن، میتوان آن را به سرمایهای پایدار بدل کرد.
ایران در سالهای اخیر، بهویژه در مواجهه با فشارهای فزاینده، تحریمهای پیچیده و جنگهای ترکیبی، الگویی از «تابآوری فعال» را به نمایش گذاشته است. توفیق ایران در حفظ استقلال سیاسی و دفع مخاطراتی نظیر آنچه در جریان تنشهای اخیر ناشی از جنگ آمریکا و رژیمصهیونیستی رخ داد، تنها یک پیروزی نظامی یا دیپلماتیک نبود؛ بلکه نمایشی از اقتدار درونزا در صحنه تئاتر پر آشوب بینالمللی به اجرا درآورد. این تفکر استکبارستیزانه که بر پایه خودباوری بنا شده، برای کشورهای آفریقایی که سالهاست در جستوجوی مسیرهای توسعه رها از وابستگی هستند، واجد پیامی فراتر از سیاست است. در جهانی که بسیاری از دولتهای جنوب، میان وابستگی اقتصادی و ناتوانی سیاسی گرفتارند، ایران نهتنها یک بازیگر سیاسی، بلکه الگویی از کشوری است که با تکیه بر توانمندیهای بومی در عرصههای علمی، پزشکی، صنعتی و دفاعی، راه عبور از سد تحریمها را یافته است.
اینجاست که باید دیپلماسی ایران از «گفتاردرمانی» به «همافزایی ساختاری» ارتقا یابد. در آفریقا، مدلهای رایج قدرتهای غربی یا رقبای منطقهای، اغلب بر پایه کمکهای مقطعی، اعتبارات ناپایدار و وابستگی تکنولوژیک بنا شده است. ایران، اما فرصت دارد تا مدلی متمایز عرضه کند: مدل «توانمندسازی». بسیاری از کشورهای این قاره نه نیازمند صرف کالا، بلکه محتاج زیرساخت، دانش فنی و زنجیرههای تولید پایدار هستند. مشارکت در حوزههای سلامت، داروسازی، کشاورزی نوین، مدیریت منابع آب و توسعه صنایع دفاعی که محصول نبوغ بومی ایرانی است، دقیقا همان حلقههای مفقودهای هستند که آفریقا برای رهایی از وابستگی به آنها نیاز دارد.
ایران در این میدان، میتواند با صدور «ظرفیت» و انتقال تجربه، جایگاه خود را تثبیت کند. مشارکت در ساخت بیمارستانهای تخصصی، همکاری در نظامهای دارویی، اشتراکگذاری دانش کشاورزی کمآببر و ارائه راهکارهای دفاعی برای امنیت مرزی، نوعی پیوند ناگسستنی ایجاد میکند که با هیچ فشار سیاسی قابلگسستن نیست. این یعنی عبور از «دیپلماسی چککشی» که بر پایه خرید رأی استوار است، به سوی «دیپلماسی منافع مشترک». رأی ممتنع، محصول تردید است، اما شراکت در زیرساخت، محصول اعتماد. وقتی منافع معیشتی و امنیتی یک کشور آفریقایی با پروژههای مشترک با ایران گره بخورد، همراهی سیاسی به یک انتخاب طبیعی بدل میشود.
سرمایهگذاری واقعی در آفریقا، نه در هیاهوی رسانهای، که در لایههای عمیق اجتماعی و نخبگانی شکل میگیرد. دانشجوی آفریقایی که در دانشگاههای ایران دانشآموخته، پزشک آفریقایی که با فناوریهای دارویی ما آشنا شده و مهندسی که در پروژهای مشترک با ایران همکاری کرده، سفیران ماندگار قدرت نرم ایران هستند. این «دیپلماسی نخبگانی»، وزن سیاسی ایران را در تصمیمگیریهای کلان قاره آفریقا به شکلی پایدار افزایش میدهد. راهبرد ما باید از نگاه کوتاه مدت به آرای بینالمللی، به نگاه بلندمدت به شبکهسازی منافع معطوف شود.
قاره آفریقا امروز در حال بازتعریف جایگاه خود در نظم نوین جهانی است. این قاره بهخوبی دریافته که جهان آینده، جهان تکقطبی مطیع نیست؛ بلکه عرصه ائتلافهای انعطافپذیر و شراکتهای مبتنی بر احترام متقابل است. ایران اگر این تحول را درست دریابد، میتواند از حاشیه به متن نزدیک شود؛ نه با شعار، بلکه با کارآمدی. اگر ما بتوانیم در همکاریهای علمی و صنعتی را بگشاییم، آرای ممتنع امروز، در فردای تلاطمهای جهانی، به حمایتهای صریح و راهبردی تبدیل خواهند شد.
تغییر استراتژی از «تعامل مقطعی» به «همبستگی ساختاری»، شاهکلید نفوذ ایران در قاره سیاه است. ما باید از موضع «شریک همتراز و کارآمد» سخن بگوییم؛ کسی که نه برای سلطه، بلکه برای تعالی مشترک گام برمیدارد. موفقیت در این عرصه، نهتنها نفوذ منطقهای ما را تحکیم میکند، بلکه حقانیت تفکر استکبارستیزانه و خوداتکای ایران را به جهانیان اثبات خواهد کرد و این، بزرگترین دستاورد دیپلماتیک در عصر گذار قدرت است. تبدیل سکوت به دوستی و امتناع به شراکت، راه بیراهه نیست؛ تنها مسیر پیشروست.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....