
سرنوشت سرمایه خیابان کاملا وابسته به سرنوشت امضای متن توافق است. این پرسش در صدر قرار دارد که آیا دیپلماسی و خروجی مذاکرات، توافقی در خور واقعیتهای پیروزی بزرگ میدان و مقاومت مجلل و مرعوبکننده و هیبت تردیدناپذیر مردم مبعوث در خیابان فراهم آورده یا حاصل همه شهادتها و تابآوریها و تحمل باورناپذیر سختیها، بذل و بخشش دستامدها بوده و اعتماد خیابان ضربت بزرگی دریافت کرده و ضمن زیان جانی و مالی نود میلیونی گویای بیقیدی در پایبندی و اتکای چنین مذاکرهای به قدرت مردم و حتی بیاعتنایی به تجربه خیابان و در مسیر به پشت دیوارها برگرداندن ملت مبعوث است.
ببینید یک تناقض بدیهی منشأ یک ناترازی راهبردی و آسیب عفونتزایی در حکمرانی نهان میشود که سیاستمداران کوتهبین و تحلیلگران متوقف در محسوسگرایی و ناتوان در دیدهوری درخصوص اعماق واقعیت پیشرو قادر نیستند ابعاد هولناک آن را رصد کنند. آن تناقض آن است که تکلیف جنگ را در میدان، یک دانایی و عقل و کانون اعتقادی و فکری وفادار به عزت و مقاومت و پیروی از قرآن و ولایت فقیه تمام کند و تکلیف صلح را دیپلماسی بیباور به واقعیت پیروزی به دست آمده و منابع استنباطی رهبری جنگ. یعنی دیپلماسی بنشیند میدان برنده شود و پیش خود بگوید خیال همه جمع نوبت صلح که رسید میدانم چگونه کار خودم را بکنم: میدانم چگونه با مضاعف کردن مشقت معیشتی بوسیله حذف ارز ترجیحی دست مردم را ببندم و ایران را به راه دلخواه سازش کارانهام سوق دهم، یعنی راه بده بره و تسلیم غربگرایانه! این همان راهی است که هشت بار پیموده شد و نتیجهای معکوس داد،. بارها و بارها ایران را تا لبه بردگی و فلاکت پیش برد و دو امام در دولت بازرگان و ماجرای کردستان و اشغال پاوه، در شکستن حصر آبادان و بازپسگیری خرمشهر، درماجرای ۸۸ و انقلاب رنگی سوروس، در برجام و جنگ ۱۲روزه و خون امام شهید در جنگ رمضان از بر باد دادن عزت ایران ممانعت کرد.
نگذاشت مدیریت صلح در مذاکره به وسیله تفکری ضد مقاومت و تسلیمطلبانه در آخرین لحظه، ملت را ذلیل و حکمت نجاتبخش ولایت فقیه را اثبات کرد. عواقب بر باد دادن دستاوردهای خیابان امری بدیهی از سوی تفکری است که بنا به دلایل نامعلوم و براهین ظاهری بسیار نامعقول مشتاق بردگی آمریکا و گوشسپاری به شیطان بزرگ و تجدید یک نظام پیرامونی است.
در حالی که اگر دیپلماسی از همان ایمان و اتکا به حکمت قرآن و نهجالبلاغه و خرد و اتکال و اقتدار و قدرت مردم باور و واقعگرایی و استقامت و توان محاسبه درست برخوردار بود در مذاکره، مفت و ترسزده و لیبرالمنشانه برابر فرعونی گرفتار در مهلکه در لبه نیل تسلیم نمیشد.
نکته دیگر این خسران و حبطت اعمال، کمک مذاکره و سازش و پذیرش و پیشنهادهای حیرتانگیز دیپلماسی عملگرای لیبرال و تسلیمطلب به دشمنان خدا آن است که درست در لحظه پریشانی و بحران و نیاز به فرصت داشتن دشمن درنده، مجموعه نقاط بروز ضعف او را پوشانده است و به کمکش اقدام میکند.
موضوع تصمیمگیری در خصوص شرکتهای خصوصی با کانون منافع تریلیونی ایلان ماسک، متحد ترامپ و منافع همسر صهیونیست ادلسون و فشار بهای فزاینده نفت و اهرم تنگه هرمز را از کار انداختن در یک توافقنامه باورنکردنی از فرط فاجعه باربودن خندهآور شده است. همچنان که در فاجعه لبنان شاهد پیشروی اسرائیل بودن و کمک به تقسیم کار فریبنده بین آمریکا و اسرائیل برای نابودی محور مقاومت از فرط دردناکی خندهدار است. جمعه شب آقای مهران رجبی مهمان مردم لاهیجان بود.
تشکر ویژه از زحمت سخنرانان در میدان حقشان است اما باید به هوش مدیران برنامه لاهیجان هم آفرین گفت که تا این حد نکتهسنج هستند و میدانند مردم از این توافقنامه باورنکردنی شوکه شده و نیاز به مزاح دارند تاسکته نکنند. به هر حال وقتی نگاه میدان و دیپلماسی متناقض است یا نگاه جهاد علمی و هستهای و موشکی و قوه سیاست خارجی و مجریه رویارویی دارد، کار مشکل میشود و دستامدهای میدان مفت از بین میرود و اثرش بر سرمایه اجتماعی خیابان بیاعتمادی و سرخوردگی هولناک است. وقتی به مردم و میدان نیاز بود با شعارهای حماسیشان سازگاری نشان داده شد و وقتی نوبت سازش شد همه حماسه را به کمدی بدل کردند و این همان خواست ایجاد گسست و شکاف و نومیدی در مردم است که آمریکا برای تجزیه ایران به آن نیاز دارد و مذاکره غلط راهش را صاف میکند. مردم ایران حق دارند به خدا و دستوراتش به اسلام و قرآن و عترتش، به ولایت فقیه، وصایا امام خمینی ره و گنجینه سخنان امام خامنهای ره و قانون اساسی و سپاه و قدرت نظامی فداکار اعتماد داشته باشند و حق دارند به خاندانهای الیگارش و نگرشهای زبون تسلیمطلب و غربپرستان خیانت پیشه، به سکولارها و اغتشاشگران و نهانکاران و دروغگویان و رانتخواران ودشمنان زبان باز، ایستادگی و ایثارگری و تابآوری بر مشقات و شهادت در راه اسلام و استقلال و آزادی و عدالت و رشد و وجه عملی دفاع و رزم را ملت بهدوش کشید و رزمآوری و جاننثاری در جبههها و عملیات نبوغآسای نظامی و سپاهیگری سرفراز را فرزندان نظامی مردم و گوش بهفرمان ولی فقیه پیش بردند. حال بگویید این دیپلماسی به باد دادنها و پشت کردن به مقاومت و نجات ترامپ و رها کردن لبنان و خود را به چشم بر هم نهادن و آن راه زدن نسبت به طرح و توطئه و بازی و نقشه ابلیس و اذنابش از سوی چه کسی پشتیبانی میشود؟ از سوی هموطنان ترامپ که در حواشی دولت جاخوش کردهاند؟ از سوی مشاوران ضد انقلاب اسلامی و در خدمت باندهای مافیایی مرعشیها و روحانیها و الیگارشی ایران؟ از سوی مشاوران و اساتیدی که هیچ چیزشان به انقلاب و آرای امام نمیآید ؟!!!! از سوی خود آمریکا؟ با کدام حق و قدرت و فرمان، دیپلماسی راه مقابله نقد با متجاور و امامکش و تخریبچی را رها کرده و به دشمن فرصت دوستانه تجدید قوا برای جنگ فرسایشی و فلج ما و کشتار دوباره ملت و در خطر انداختن کرامت انسانی مردم و زندگی نود میلیون و ایجاد اغتشاش میدهد؟ و پیروزی ما را نابود میکند؟
این پرسشها آینده ما را میسازد.