مقیاس این فاجعه محیطزیستی زمانی قابلدرک میشود که بدانیم براساس جدیدترین پژوهشهای علمی، سالانه حدود ۲۰ میلیون تن زباله پلاستیکی وارد محیطزیست میشود. این اعداد تنها نوک کوه یخ هستند؛ چراکه ریزپلاستیکها (ذرات کوچکتر از پنج میلیمتر) حالا در اعماق اقیانوسها، قله هیمالیا، هوا، آب آشامیدنی و حتی جفت جنین انسان یافت میشوند.
مطالعه گستردهای که اخیرا منتشر شده، نشان میدهد که بستهبندی مواد غذایی و آشامیدنی آلاینده غالب خطوط ساحلی جهان است. این اقلام در ۹۳ درصد کشورهای مورد بررسی (شامل ۱۱۲ کشور) جزو سه آلاینده اصلی هستند. پس از آن به ترتیب کیسههای پلاستیکی و ته سیگارها قرار دارند.
نگرانی اصلی فراتر از کثیفی بصری است. مطالعات فرانسه نشان میدهد که تولید رو به رشد پلاستیک (که پیشبینی میشود تا ۲۰۴۰ به ۷۵۰ میلیون تن برسد)، پیامدهای مستقیم سلامت دارد. متخصصان دانشگاه دوک هشدار میدهند که وجود پلاستیک در بافت قلب با افزایش حملات قلبی مرتبط بوده و سطوح بالای پلاستیک در مغز، ممکن است با زوال عقل همبستگی داشته باشد. مدلسازی جدید لنست نیز هشدار میدهد که اگر روند فعلی ادامه یابد، بشریت ۸۳ میلیون سال زندگی سالم را بر اثر آلودگی پلاستیکی تا سال ۲۰۴۰ از دست خواهد داد.
در حالی که اتحادیه اروپا با هدف گذاری دستیابی به نرخ بازیافت ۵۵ درصدی تا سال ۲۰۳۰ گام برمیدارد و در حال حاضر به نرخ ۵/۲۶ درصدی رسیده است، وضعیت در ایران چندان مطلوب نیست.
براساس یک مطالعه تطبیقی که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، اگرچه ایران قوانین بنیادینی مانند قانون مدیریت پسماند (۱۳۸۳) را تصویب کرده اما با چالشهای ساختاری عمیقی روبهرو است. نرخ بازیافت پلاستیک در ایران کمتر از ۱۴ درصد تخمین زده میشود، در حالی که بیش از ۸۴ درصد پسماندهای پلاستیکی بدون تفکیک و به صورت خام به محلهای دفن زباله منتقل میشوند.
بخش عظیمی از این معضل به ضعف زیرساختهای بازیافت یکپارچه وابسته است. پژوهشی دیگر نشان میدهد که اگرچه آگاهی زیستمحیطی در میان شهروندان ایرانی بالاست اما دسترسی ضعیف به ایستگاههای جمعآوری پسماند و ارتباطات ناکارآمد شهرداریها، مانع اصلی مشارکت مردم است. جالب توجه اینکه برخلاف بسیاری از نقاط جهان، انگیزه مالی نقش پررنگی در تفکیک زباله در ایران ندارد و انگیزههای محیطزیستی و پاکیزگی محله اولویت اول شهروندان است.
کارشناسان معتقدند راهکارهای مدیریت پسماند به تنهایی قادر به مهار این موج عظیم نیستند و راهحل اصلی، کاهش تولید پلاستیکهای یک بار مصرف است. برای ایران، گذار به اقتصاد چرخهای مستلزم اصلاحات بنیادین، برخورد قاطع با تخلفات، شفافیت در آمار و مهمتر از همه، توانمندسازی بخش غیررسمی بازیافت و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین تبدیل زباله است.
