به گزرش جام جم آنلاین حمید سبزواری شاعری بود که سرودن برای انقلاب اسلامیرا سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامیآغاز کرده بود و سراسر زندگی هنری او با سرودن شعر در مسیر مبارزه با رژیم شاه و بعد از آن به حمایت و تقویت نظام جمهوری اسلامیگذشت.
سبزواری در میان اهل ادب و دوستداران حرفهای شعر به شاعر قصاید بلند، به سبک خراسانی و زبانی کلاسیک مشهور است. بیشتری حجم از سرودههای او قبل و بعد از انقلاب را همین قصاید مطنطن تشکیل میدهند. شاعران همیشه او را در شعرخوانیهای طولانی و همراه با سخنرانی و اندرزش در کنگرهها و مجامع ادبی به یاد دارند. شعرهای او از لحاظ زبان و قالب، با جریان روز شعر فاصله داشت و او در قامت یک شاعر حرفهای، سعی داشت فخامت و استواری زبان قصیده سرایان خراسان را با مضمونها و موضوعات روز همراه کند. به همین دلیل شعر او آنچنان مطلوب و انتخاب شاعران جوان بعد از انقلاب نبود و بیشتر به دل شاعرانی مینشست که از نسل گذشته شعر باقی مانده بودند.

از قصیده به سرود
نکته مهم درباره سبزواری این است که با وجود این پیشینه ادبی و زبان استوار کهن در شعرهایش، در لحظه که باید انتخاب میکرد، انتخاب درستی کرد و به جای اصرار بر قصیده سرایی که ارتباط او را با متن جامعه قطع میکرد، به قالب سرود روی آورد.
شاید امروز که سرود به عنوان یک قالب ادبی – هنری کاملاً جا افتاده است و تقریباً در هر مدرسه یا پایگاه بسیجی یک سرود تولید میشود و شاعران متوسط و زیر متوسط هم به سرودسرودن روی آوردهاند، اهمیت انتخاب حدوداً نیم قرن قبل سبزواری چندان مشخص نباشد، اما برای درک دقیق اهمیت کاری که او کرد باید فضای آن دوران را مرور کرد.
شاعری با ذهنیت و زبان کلاسیک که همه شعرهایش از «ایدون» و «اندر» پر است، زمانی که با همه وجود احساس میکند با تودههای مردم انقلابی همکلام شود و با آنها ارتباط برقرار کند، دست از قصیده سرایی میکشد و حاضر میشود با همراهی آهنگسازان و خوانندگان انقلابی، سرودههایی بنویسد که توانایی ارتباط گرفتن با عامه مردم را داشته باشند و این گونه است که آثاری، چون «خمینیای امام!»، «برخیزیدای شهیدان راه خدا»، «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو»، «همپای جلودار»، «این بانگ آزادی است کز خاوران خیزد» و... تولید شد و به سرعت در ذهن و زبان مردم جای گرفت.
فخامت در سرود
نکته قابل توجه در سرودهای سبزواری این است که او با اینکه به انتخاب قالب سرود تن داد، به کاستن از سطح ادبیت متن سرودهای خود تن نداد و همان فخامتی که در قصاید او جاری و ساری بود، در سطحی رقیقتر در سرودهایش هم دیده میشود. ببینید:
این بانگ آزادی است کز خاوران خیزد
فریاد انسانهاست کز نای جان خیزد
اعلام طوفانهاست کز هر کران خیزد
آتشفشان قهر ملتهای دربند است
حبلالمتین تودههای آرزومند است
میبینید که زبان سرود همچنان در اوج است و شاعر تسلط کاملی بر چهارچوبهای زبانی کلاسیک دارد و با وجود اینکه شعر همچنان از فخامت سرشار است با توده مردم هم ارتباط برقرار میکند.
او حتی از آوردن کلمات و عباراتی که شاید بسیاری از مردم عادی آنها را در زبان روزمره به کار نبرند، ابایی ندارد، اما استادانه آنها را در ساختار سرود چنان قرار میدهد که مانع ارتباط معنایی میان شاعر و مخاطب نشود. مثلا به استفاده از اصطلاح «عقرب جراره» در این بیتها توجه کنید:
دزد جهانخوارهای دیو ستم پارهای
عقرب جرارهای رو به مکارهای…
جور و جفا در تو هست؛ مهر و وفا در تو نیست
زهر بلا در تو هست؛ شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان، چون تو ستم کاره نیست
عامل هر فتنهای، صلح و صفا در تو نیست…
اهمیت سرودهای فخیم و استوار سبزواری آنجایی بیشتر درک میشود که بسیاری از سرودهایی که امروز با بودجههای کلان ساخته میشوند را مرور کنیم و به ضعف تألیفها و سستی زبان شاعرشان بیشتر واقف شویم!

حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....