رایزن فرهنگی ایران در ازبکستان: زبان فارسی، ریشه‌دارترین عناصر تمدنی در آسیای مرکزی با عمر هزار ساله است

نغمه جاوید زبان فارسی در تار و پود ازبکستان

زبان فارسی به‌عنوان یکی از ریشه‌دارترین عناصر تمدنی در آسیای مرکزی، بیش از ۱۰۰۰ سال است در خاک ازبکستان جاری بوده و همچنان جریان دارد؛ از عصر سامانیان که بخارا و سمرقند به پایتخت‌های علم، ادب و فرهنگ فارسی تبدیل شدند تا حضور بزرگانی، چون فردوسی و ابن‌سینا.
کد خبر: ۱۵۵۴۸۶۷
 این زبان نه‌تنها ابزار دیوانسالاری و آموزش بلکه زبان اصلی تولید اندیشه، شعر و معماری در منطقه بوده است. نسخه‌های خطی ارزشمند نگهداری شده در مرکز بزرگ نسخه‌های خطی ابوریحان بیرونی تاشکند، گواه این غنای تاریخی است. با وجود سیاست‌های شوروی که خط فارسی را به سیریلیک تغییر داد، پس از استقلال ازبکستان، زبان فارسی به‌تدریج احیا شد.

امروز در دانشگاه شرق‌شناسی تاشکند، دانشگاه دولتی سمرقند و مدرسه عالی مطالعات ایران و افغانستان به‌صورت رسمی و هم به‌عنوان زبان تخصصی و هم به‌عنوان زبان اصلی رشته‌هایی مانند تاریخ، هنر و مطالعات تمدنی تدریس می‌شود. مراکز تحقیقاتی مانند مؤسسه تاریخ و مرکز تمدن اسلامی نیز پژوهشگران مسلط به فارسی را جذب می‌کنند.

پیوند فرهنگی ایران و ازبکستان فراتر از تصور است. ضرب‌المثل‌های مشترک، جشن نوروز با آیین‌های سمنو و خانه‌تکانی، شباهت‌های عمیق معماری سمرقند و بخارا با اصفهان و شیراز و اشتراکات موسیقی مقامی، همه نشان‌دهنده یک حوزه تمدنی واحد هستند.

حسن صفرخانی رایزنی فرهنگی ایران در ازبکستان و نماینده بنیاد سعدی در این کشور از برگزاری دوره‌های دانش‌افزایی بنیاد سعدی، اعطای بورس تحصیلی و دعوت از اساتید ایرانی، در جهت تقویت این پیوند صحبت کرد. او یادآوری کرد که با وجود گسست ۷۰ساله دوران شوروی، ازبکستان امروز در حال بازخوانی هویت تمدنی خود است و زبان فارسی به‌عنوان کلیدی برای دسترسی به این میراث، دوباره جایگاه خود را به‌دست می‌آورد. 
 
پیشینه زبان فارسی در ازبکستان به چه زمانی باز‌می‌گردد و چه مراکزی در در این زمینه در این کشور فعال هستند؟ 
زبان فارسی در حوزه تمدنی منطقه ازبکستان در قرون سوم و چهارم هجری که تحت حکومت سامانیان بودند به‌عنوان زبان رسمی فرهنگ، ادب و هنر، دیوانسالاری و علم در آسیای مرکزی امروزی شناخته می‌شد و جایگاه ویژه‌ای داشت. در شهر‌هایی مانند بخارا و سمرقند، این زبان به‌عنوان زبان اصلی و علمی منطقه رواج داشت. شاعران بزرگ و شخصیت‌های برجسته‌ای مانند ابوالقاسم فردوسی و ابن‌سینا در این منطقه زندگی می‌کردند و دیوان‌های خود را به زبان فارسی سروده‌اند. آنها اهل ادب بودند و علاوه بر آن، منابع علمی این دوره نیز به زبان فارسی نوشته شده است. امروزه نسخه‌های خطی ارزشمندی که در تاشکند، ایران و بسیاری از موزه‌ها و مراکز معتبر نگهداری می‌شوند، نشان‌دهنده غنای این میراث مکتوب است. 
یکی از رشته‌ها و کارگروه‌های فعال در کشور‌های این منطقه کسانی هستند که بر زبان فارسی تسلط دارند و در حوزه میراث مکتوب و نسخه‌های خطی فارسی تحقیق و پژوهش می‌کنند. در ترکیه، کتابخانه سلیمانی و در ازبکستان، مرکز بزرگ نسخه‌های خطی ابوریحان بیرونی از جمله مراکز مهمی هستند که عمده کتاب‌های آنها به زبان فارسی است. در معماری بسیاری از بنا‌های این منطقه از شعر، خط و ادبیات فارسی استفاده شده است. این موضوع نشان می‌دهد زبان فارسی زبان فرهنگ، مدنیت، ادب و شعر در منطقه بوده و آثار بزرگی را خلق کرده است. این ویژگی‌ها باعث شده حکمرانانی که در این منطقه بودند و بعد‌ها دامنه حکمرانی خود را به شبه‌قاره هند، بالکان، آناتولی و قفقاز گسترش دادند، از زبان فارسی به‌عنوان منشاء تولید علم، اندیشه، فرهنگ، معماری و موسیقی استفاده کنند؛ بنابراین سابقه زبان فارسی در این منطقه بیش از ۱۰۰۰ سال است که به‌عنوان زبان برجسته فرهنگ، ادب و معماری شناخته می‌شود. نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد، تداوم جایگاه زبان فارسی به‌عنوان زبان علم، فرهنگ و ادب در این منطقه تا دوره‌های بعدی، از جمله دوران تزار‌های روسیه و حکومت خانات و حتی اوایل دوران شوروی است. 
 
زبان فارسی پس از تحولاتی که در این منطقه در حوزه سیاست اتفاق افتاد دچار چه تحولات و تغییراتی شد؟ 
سال ۱۹۳۹ خط فارسی به‌عنوان خط رسمی مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما پس از آن ممنوع و خط سیریلیک و روسی رواج پیدا می‌کند. با تسلط تزار‌های روسیه و سپس حکومت سوسیالیستی شوروی، سیاستی اتخاذ شد که هدف آن دور کردن مردم از هویت بومی‌شان بود. به همین دلیل، به‌تدریج زبان روسی به عنوان رویکرد اصلی در منطقه جایگزین شد. البته در دوره‌های بعدی، زبان فارسی با خط سیریلیک برای تاجیک‌زبانان مطرح شد تا بتوانند به زبان فارسی_ که در آن زمان تاجیکی نامیده می‌شد_ بنویسند؛ درست همان‌طور که زبان ازبکی نیز با خط سیریلیک جایگزین خط عربی شد. این روند تا زمان فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ ادامه داشت. پس از آن، به آرامی بحث احیای زبان فارسی در شکل گرفت. البته حتی در دوران شوروی نیز در حوزه شرق‌شناسی مراکزی وجود داشتند که برای محققان، مترجمان و کسانی که می‌خواستند در حوزه تمدنی ایران مطالعه کنند، به زبان فارسی فعالیت می‌کردند، اما پس از انحلال شوروی، زبان فارسی به‌عنوان یک زبان دانشگاهی در دانشگاه شرق‌شناسی در دانشگاه‌های ازبکستان مطرح شد و به‌صورت رسمی دانشجو پذیرفت. امروز شاهد وجود مدارس تاجیکی در منطقه ازبکستان هستیم که به زبان تاجیکی (با خط سیریلیک) تدریس می‌کنند و در برخی مدارس، زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم یا حتی زبان خارجی تدریس می‌شود. این روند توسعه یافت و به «مدرسه عالی مطالعات ایران و افغانستان» تبدیل شد که در آن زبان فارسی به‌عنوان زبان دانشگاهی تدریس می‌شود. در دانشگاه دولتی سمرقند، زبان فارسی ذیل عنوان زبان تاجیکی تدریس می‌شود و مراکز رسمی دیگری نیز وجود دارند که به آموزش زبان فارسی می‌پردازند. 

چگونه زبان فارسی در ازبکستان تدریس می‌شود؟
در ازبکستان و برخی کشور‌های دیگر اتحادیه کشور‌های مستقل (مانند قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان)، زبان فارسی به دو صورت تدریس می‌شود: اول، به‌عنوان زبان اصلی رشته‌های تخصصی؛ یعنی تعدادی از دانشجویان در رشته‌هایی مانند زبان‌شناسی، تاریخ، هنر و اقتصاد، زبان فارسی را به‌عنوان زبان اول یا اصلی خود یاد می‌گیرند. برای مثال، دانشجویان تاریخ آسیای مرکزی یا هنر حوزه تمدنی ایران یا دانشجویان اقتصاد که با ایران کار می‌کنند، باید زبان فارسی را به‌عنوان زبان اصلی خود بیاموزند. دوم، به‌عنوان زبان تخصصی؛ بر‌اساس آمار‌های موجود، حدود ۱۰۰ نفر دانشجوی زبان فارسی به‌صورت تخصصی وجود دارند و ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر دیگر نیز به‌عنوان زبان اول یا دوم در رشته‌هایی مانند تاریخ، زبان فارسی را آموزش می‌بینند. در گذشته، در برخی مدارس به‌صورت محدود، زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم یا زبان خارجی برای دانش‌آموزان تدریس می‌شد. امروز دو مرکز دانشگاهی اصلی در سمرقند و دانشگاه دولتی شرق‌شناسی وجود دارند که به‌صورت رسمی به آموزش زبان فارسی می‌پردازند. این دو دانشگاه، زبان فارسی را به‌عنوان زبان اول یا دوم به دانشجویان آموزش می‌دهند. در‌کنار این مراکز دانشگاهی، موسسات آموزش زبان‌های خارجی نیز وجود دارند که گاهی به آموزش زبان فارسی می‌پردازند و دوره‌های آنلاین آموزش زبان فارسی را نیز برگزار می‌کند. با‌این‌حال، هنوز موفق به تاسیس یک مرکز آموزش آزاد زبان فارسی نشده‌ایم، اما در حال تلاش هستیم تا بتوانیم آموزش‌های آزاد زبان فارسی را توسعه دهیم. در حال حاضر، در انجمن دوستی ایران و ازبکستان در سمرقند، کلاس‌های زبان فارسی به‌صورت محدود برگزار می‌شود و امیدواریم با همکاری دولت ازبکستان، بتوانیم آموزش‌های آزاد زبان فارسی را گسترش دهیم.

چه مراکز دیگری به‌جز مراکز دانشگاهی، ممکن است از زبان فارسی استفاده کنند؟
چندین مرکز علمی و تحقیقاتی نیز وجود دارند که به‌طور عمده از متخصصان زبان فارسی برای انجام کارهای‌شان استفاده می‌کنند؛ مثل «مرکز نسخه‌های خطی ابوریحان بیرونی» که بسیاری از نسخه‌های آن به زبان فارسی هستند. فارغ‌التحصیلان زبان فارسی به‌عنوان محقق و پژوهشگر در این مرکز جذب می‌شوند و در حوزه بررسی نسخه‌های خطی فعالیت می‌کنند. همچنین مرکز جدید «تمدن اسلامی» نیز تاسیس شده که مجموعه بسیار بزرگی است و به این دلیل که منابع و آثار این مرکز به زبان فارسی است، تعدادی از محققان و پژوهشگران مسلط به زبان فارسی را برای حوزه تمدنی خود جذب کرده و از آنها استفاده می‌کنند. یا به‌عنوان مثال، «مؤسسه تاریخ» نیز همین‌طور عمل می‌کند؛ آنها محققانی دارند که برای مطالعات تاریخی نیازمند تسلط بر زبان فارسی هستند. ما امروز در هند نیز یک مرکز بزرگ نسخه‌های خطی داریم که هزاران نسخه خطی به‌زبان فارسی در آن نگهداری می‌شود.

رایزنی فرهنگی ایران در ازبکستان چه کار‌هایی در جهت گسترش زبان فارسی انجام داده است؟
ما برنامه‌هایی داریم تا تسلط این افراد را در حوزه نسخه‌خوانی، تحقیق و پژوهش توسعه دهیم. برای این منظور، دوره‌های دانش‌افزایی برای آنها فراهم می‌کنیم و سفر‌هایی به ایران ترتیب می‌دهیم تا در حوزه زبان فارسی به تسلط قابل‌توجهی برسند و بتوانند خدمات خوبی در حوزه تحقیق و پژوهش در زمینه کاری خود ارائه دهند. در کنار این موارد، چند اقدام دیگر نیز در حوزه زبان فارسی انجام می‌دهیم؛ یکی از آنها اعطای بورس تحصیلی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری است که به‌صورت محدود به فارغ‌التحصیلان لیسانس یا فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد و دکترا در ایران ارائه می‌شود. همچنین، برگزاری دوره‌های دانش‌افزایی بنیاد سعدی هم برای دانشجویان و هم برای اساتید، از دیگر فعالیت‌های ماست. علاوه بر این، برخی از دانشگاه‌های ایران مانند دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه امام رضا، دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه باقرالعلوم نیز با ما همکاری می‌کنند تا بتوانیم دوره‌های دانش‌افزایی را برای اساتید برگزار کنیم. گاهی اوقات اساتیدی را از ایران دعوت می‌کنیم تا در مراکز دانشگاهی ما، مانند دانشگاه دولتی سمرقند و دانشگاه شرق‌شناسی، حضور یابند و دوره‌های دانش‌افزایی را برای اساتید و گاهی دانشجویان برگزار کنند. اینها نیز از کار‌هایی است که در حوزه زبان فارسی انجام می‌شود. 

چه ضرب‌المثل‌های مشترک و اشتراکات زبانی‌ای میان ایران و ازبکستان وجود دارد؟
اگر از زبان فارسی دور نشویم، با توجه به همزیستی بیش از هزارساله و رسمی‌بودن این زبان در ازبکستان، می‌توانیم به ضرب‌المثل‌های مشترک اشاره کنیم. برای مثال، ضرب‌المثل «از تو حرکت، از خدا برکت» یا «قطره‌قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود» که در فارسی می‌گوییم، در ازبکی نیز با تغییرات جزئی وجود دارد و همان مفهوم را می‌رساند. یا ضرب‌المثل «دیوار موش دارد» در ازبکی هم به‌شکل «هم گولاخ بار در دیوار هم گوش» بیان می‌شود. همچنین ضرب‌المثل‌هایی مثل «وقت طلاست» یا «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها» و «آدم عاقل از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود» همگی معادل‌های دقیق و مشترکی در زبان ازبکی دارند. این تعجب‌برانگیز نیست، چون همزیستی طولانی‌مدت باعث شده زبان فارسی در تار‌و‌پود فرهنگی منطقه حضور داشته باشد. در همین راستا، یادآوری دو نکته ضروری است؛ اول این‌که در مدارس رسمی، به‌ویژه مدارس دینی پس از دوران شوروی، خواندن «گلستان» و «بوستان» سعدی جزو دروس اصلی، اجباری و لازم بوده است. این کتاب‌ها نه‌تنها به عنوان زبان فارسی، بلکه به‌عنوان ابزار تعلیم‌و‌تربیت نیز مورد توجه بودند. رئیس سازمان دیانت ترکیه نقل می‌کرد که یکی از دروس اصلی آنها خواندن گلستان و بوستان بوده است. این موضوع نشان می‌دهد که ضرب‌المثل‌های مشترک و فرهنگ اجتماعی مردم، ریشه در زبان فارسی دارد و این زبان در تار‌و‌پود فرهنگی این منطقه نفوذ عمیقی داشته است. 
 
چه فرهنگ‌ها و آیین‌های مشترکی میان ایران و ازبکستان وجود دارد؟
در روابط فرهنگی با ازبکستان «فرهنگ و آیین‌های مشترک» جایگاه ویژه‌ای دارد. این آیین‌ها که ریشه در همزیستی دیرپای ما در یک حوزه تمدنی دارد، به‌عنوان گنجینه ارزشمند فرهنگی برای ما به یادگار مانده است. یکی از برجسته‌ترین این آیین‌ها، نوروز است. نوروز جشنی مشترک بین ما در آسیای مرکزی است که در ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، آذربایجان و حتی بخش‌هایی از ترکیه نیز به‌عنوان یک آیین مشترک مورد توجه قرار می‌گیرد. دلیل این اشتراک، وجود یک فرهنگ تاریخی مشترک در گذشته است که آیین‌ها ذیل آن تعریف می‌شدند. در ازبکستان، نوروز تعطیل رسمی است و مردم با شور و شوق آن را جشن می‌گیرند؛ از خانه‌تکانی و دیدوبازدید گرفته تا پوشیدن لباس‌های مخصوص، اجرای موسیقی سنتی و احترام به بزرگان مشترکات نوروزی هستند. در حوزه خوراکی‌های آیینی، سمنو که به آن سمنک گفته می‌شود؛ جایگاه ویژه‌ای دارد. این غذای سنتی نوروزی با ویژگی‌های خاصی مثل گروهی‌بودن و پختن آن به کمک زنان انجام می‌شود. این خوراکی از گندم تهیه می‌شود که نماد برکت و فراوانی برای آغاز سال نوست. در حوزه موسیقی، پیوند‌های مشترک عمیقی بین موسیقی مقامی و سنتی ما وجود دارد. دستگاه‌ها، مقام‌ها، اشعار و ساز‌های سنتی در هر دو فرهنگ شباهت‌های فراوانی دارند و نشان‌دهنده یک ریشه موسیقایی واحد هستند.
 
بسیاری از افرادی که به ازبکستان سفر کردند، شباهت‌های زیادی بین معماری ایران و ازبکستان دیده‌اند.
بله، همین طور است. یکی از جدی‌ترین جنبه‌های پیوند فرهنگی ایران و ازبکستان معماری است. وقتی در سمرقند، بخارا، اصفهان یا شیراز قدم می‌زنید، انگاره‌های معماری این شهر‌ها بسیار شبیه به هم هستند. ساحت‌های معماری، نوع کاشیکاری‌ها، رنگ‌ها و تزئینات در این شهر‌ها شباهت چشمگیری به یکدیگر دارند. در دوره‌های گذشته، معماران و استادکاران بین این مناطق جابه‌جا می‌شدند. برای مثال، در مقبره سامانیان در بخارا نوشته شده که این بنا را استاد محمود از اصفهان طراحی و اجرا کرده است. گنبدها، کاشیکاری‌ها و ساختار کلی بنا‌های سمرقند، بخارا و اصفهان، هم در ظاهر و هم در ساختار و حتی در مواد و رنگ‌های به‌کاررفته، کاملا مشترک هستند و تجلی یک سبک واحد محسوب می‌شوند. علاوه بر این موارد، در حوزه آیین‌های مشترک اسلامی نیز پیوند‌های عمیقی وجود دارد. مناسک ماه رمضان، عید فطر، عید قربان، سفره‌های نذری و سایر سنت‌های مذهبی نیز در فرهنگ مردم این منطقه مشترک است و نشان‌دهنده همبستگی عمیق فرهنگی و معنوی ما محسوب می‌شود. همچنین احترام به بزرگ‌ترها، پیوند‌های خانوادگی و ازدواج، اهمیت قائل‌شدن برای نمازجمعه و عید فطر و شروع غذا با دعا ازجمله فرهنگ‌های مشترک دیگر ما با ازبکستان است. 
 
درحال‌حاضر مردم ازبکستان چقدر زبان فارسی و فرهنگ ایران را می‌شناسند؟
در دوران تزار‌ها تلاش شد تا ارتباط این منطقه با عقبه فرهنگی و تمدنی مشترکش قطع شود و مردم را به سمت فرهنگ روسی سوق دهند. این روند در دوران شوروی شدت‌گرفت و نوعی گسست فرهنگی ۷۰ساله ایجاد کرد. به‌طوری‌که حتی اگر به زبان مادری صحبت می‌کردند، خط آنها روسی (سیریلیک) بود. این سیاست باعث کاهش شناخت مردم از ایران و حوزه تمدنی معاصر آن شد. پس از استقلال، به‌رغم این‌که ایران جزو نخستین کشور‌هایی بود که استقلال ازبکستان را به رسمیت شناخت، به‌دلیل ملاحظات سیاسی دولت ازبکستان، ارتباطات چندان توسعه‌نیافت. در نتیجه، شناخت مردم ازبکستان از ایران، به‌ویژه در حوزه معاصر و تحولات ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال اخیر و به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی، کم و ناقص است. اما با روی‌کارآمدن ریاست‌جمهوری جدید در ازبکستان، تحولات مثبتی در حوزه ارتباطات شکل‌گرفت و روابط توسعه‌یافت. مردم ازبکستان بیشتر با سینما و هنر‌های ما آشنا شدند و با برپایی نمایشگاه‌هایی، تصویری بهتر از ایران پیدا کردند. با‌این‌حال، هنوز فاصله زیادی با یک وضعیت ایده‌آل وجود دارد. از سوی دیگر، جامعه ما نیز نیاز دارد تا شناخت دقیق‌تری از ازبکستان امروز داشته باشد. از سال ۲۰۱۷ به بعد، تحولات جدی و مثبتی در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی ازبکستان رخ داده است. دولت ازبکستان به‌شدت بر «هویت‌یابی» تمرکز کرده و با تکیه بر ذخایر فرهنگی و علمی خود مانند سمرقند، بخارا، قره‌قروم، خوارزم و ... سعی دارد این حوزه تمدنی را برجسته کند. درحال‌حاضر سمرقند و بخارا به مراکز گردشگری بسیار مهمی تبدیل شده‌اند. همچنین در تاشکند، مرکزی با معماری سنتی و فناوری‌های جدید تأسیس شده که نمادی باشکوه از هویت تمدنی گذشته است. مجموعه امام بخاری هم که در حوزه دینی و علمی فعالیت می‌کند، به افراد اجازه می‌دهد با حوزه تمدنی بخارا بیشتر آشنا شوند. یکی از کار‌های مهمی که ما در ایران انجام می‌دهیم، تهیه گزارش‌های دقیق و انتقال تصویری روشن‌تر از تحولات فرهنگی و هنری ازبکستان به کشور است. همچنین با حضور فرهیختگان ازبکستان در ایران، سعی می‌کنیم این تصویر را شفاف‌تر کنیم. به‌طور متقابل، ما نیز در ازبکستان با مشکل مشابهی روبه‌رو هستیم؛ یعنی تصویر نادرستی از ایران امروز دارند. برای رفع این مشکل، فعالیت‌هایی در حوزه سینما، هنر‌های تجسمی و گردشگری انجام شده است. به‌عنوان‌مثال، رئیس سازمان سینمایی ازبکستان در جشنواره شیراز شرکت کرد و با تحولات سینمای ایران آشنا شد و علاقه‌مندی زیادی برای ایجاد ارتباطات بهتر در این حوزه به‌وجودآمد. خبر خوب این است که دولت جمهوری اسلامی ایران برای هر تبعه ازبکستانی، اقامت رایگان بدون ویزا به مدت ۱۵روز (هر شش‌ماه) را فراهم کرده است. این اقدام، گام بزرگی برای تسهیل سفر و تبادل فرهنگی است. البته این موضوع متقابل نیست و دوستان ما در وزارت خارجه و سفارت در تلاش هستند تا شرایط را برای ایرانیان نیز بهبود بخشند. اگر ظرفیت‌های گردشگری خود در حوزه‌های تاریخی، فرهنگی، معماری و زیارتی را به‌درستی آماده کنیم، بدون تردید میزبان گردشگران بسیاری از ازبکستان خواهیم بود.
 
وقتی زبان فارسی با سعدی جهانی می‌شود

داستان جالبی در خود کتاب گلستان وجود دارد که نشان‌دهنده گستره نفوذ این اثر و زبان فارسی است. سعدی در سفری به چین (منطقه سین‌کیانگ امروزی، کاشغر) در مدرسه‌ای حضور می‌یابد که طلبه‌ها در آنجا درس می‌خوانند. او نوجوانی را می‌بیند که کتابی در دست دارد. از او می‌پرسد این کتاب چیست و نوجوان پاسخ می‌دهد که «گلستان» یا «بوستان» است. وقتی سعدی می‌پرسد نویسنده آن کیست، نوجوان تعجب می‌کند و می‌گوید: «تو نمی‌دانی که گلستان و بوستان از سعدی است؟» و شروع به تعریف و تمجید از سعدی می‌کند. سعدی درنهایت می‌گوید: «من خود سعدی هستم!» این داستان نشان می‌دهد که زبان فارسی و آثار آن چقدر در آن زمان گسترده و شناخته‌شده بوده است.
newsQrCode
برچسب ها: نسرین بختیاری
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها